
امشب بلند ترین شب ساله. باید ازش خوب استفاده کنیم .می تونی بیشتر با اونایی که دوستشون داری باشی
. می تونی چندتا جلسه بیشتر بذاری
. می تونی مدام فال بگیری
.حتی می تونی بیشتر از شبهای دیگه بخوری<این قسمت نکته مثبت امشبه
>.از طرف خودم وهمکارم آقا عباس یه فال نتورکی براتون گرفتم و اینجا هم گذاشتم.بهتون خوش بگذره!...
پاسارگاد![]()
ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی
تا راهرو نباشی کی راهبر شوی
در مکتب حقایق پیش ادیب عشق
هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی
تا کیمیای عشق بیابی وزر شوی
خواب وخورت ز مرتبه عشق دور کرد
آنگه رسی به عشق که بی خواب وخور شوی
گر نور عشق حق به دل وجانت اوفتد
بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی
یک دم غریق بحر خدا شو گمان مبر
کز آفتاب هفت بحر به یک موی تر شوی
از پای تا سرت همه نور خدا شود
در راه ذوالجلال چو بی پا وسر شوی
وجه خدا اگر شودت منظر نظر
زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی
بنیاد هستی تو چو زیر و زبر شود
در دل مدار هیچ که زیر و زبر شوی
گردر سرت هوای وصال است حافظا
باید که خاک درگه اهل هنر شوی
اتفاقی، داشتم کتاب " یادداشتهایی از یک دوست" رو نگاه می کردم به
مبحث خوبی برخوردم که بحث جالبی از توش در میاد والبته گذاشتنش توی
وبلاگ خالی از لطف نیست. با هم بخشهایی از این کتاب رو بررسی می
کنیم.
پشت هر استعاره طرز تفکر و بینش خاصی وجود دارد . وقتی استعاره ای برای توصیف زندگی
یا موقعیت تان انتخاب می کنید در واقع طرز تفکری که پشت آن استعاره قرار دارد را نیز
انتخاب کرده اید. به همین دلیل هنگامی که دنیای تان را برای خود یا دیگران توصیف می کنید،
باید کاملا دقت کنید.
تازگیها هر کدوم از ما در برخورد با افراد مجموعه خودمون با دلایل عجیب و
غریبی برخورد می کنیم که بهانه ای شده برای مستمر کار نکردن این
افراد شاید به جرات می تونم بگم پشت تمام این دلایل چیزی جز یکسری
افکار مزاحم نیست. نمونه ای ازاین جملات رو ببینید:
دیگه حسش نیست.
سر یه دو راهی موندم.
دیگه به آخر خط رسیدم.
دیگه نمی تونم ادامه بدم.
تمام بار دنیا رو دوش منه.
خوب که به قضیه نگاه میکنی میبینی پشت تمام این جملات و اصطلاحات استعاره های مخفی شده.
وقتی دو چیز را با یکدیگرمقایسه می کنید و وجوه مشترکی بین آنها می یابید در واقع از استعاره استفاده کرده اید.
استعاره چیزی شبیه سمبل است که با استفاده از حداقل کلمات حداکثر معنا را می رساند.مردم همیشه در حال استفاده از استعاره هستند تا احساس شان را در مورد چیزهای مختلف بیان کنند.
" زندگی نبرداست" و " زندگی یک ساحل است" هر دو استعاره هستند، اما دو نگاه کاملا متفاوت به دنیا دارند.اگر زندگی را مثل یک میدان نبرد توصیف کنید احتمالا معتقدید که مردم همیشه در
حال زد و خورد با یکدیگر هستند.اما اگر بگویید زندگی یک ساحل است احتمالا معتقدید که مردم می توانند با هم سر گرم باشند و از زندگی با یکدیگر لذت ببرند.
اون دسته از آدمها که در بالا گفتم همیشه معتقدند اتفاقی که براشون
پیش میاد یه جور دیگه است یا اصلا این آدمها بد شانس به دنیا
اومدن.اینجاست که واقعا باید در مورد کلماتی که توی جملاتشون استفاده
می کنند مواظب باشند.
عبارات و اصطلاحات شارژ کننده عبارات واصطلاحات مثبت
مبهوت کننده جالب
پر انرژی بیدار
بهتر از این نمیشه خوب
فوق العاده بسیار خوب
عبارات و اصطلاحات مثبت عبارات و اصطلاحات منفی
نادان جوینده
از چیزی درس گرفته شکست خورده
متفاوت بسیاربد
تحت تاثیر عصبانی
حالا اگه ما توی صحبت کردنمون بیشتر از این توجه داشته باشیم ،بهتر از اینها می تونیم روی کاری که داریم انجامش میدیم تمرکز کنیم.(بهتر از این نمیشد از استعاره استفاده کرد
).
اگر می گویید : "همه ی اینها عالی به نظر می رسد اما من الان حس می کنم اسیر شده ام."
خب پس در را پیدا کرده و بازش کنید.
شاید بگویید : "احساس می کنم همه ی سنگینی بار دنیا روی شانه هایم است."
خب این بار را پایین بگذارید و ادامه دهید.
فکر می کنید ما کدوم دسته از این آدما هستیم ؟ توی تمام زندگیمون داریم می جنگیم یا داریم توی ساحل زندگی با اونایی که دوستشون داریم قدم می زنیم؟ بارمونو روی زمین گذاشتیم یا داریم به زور همه جا با خودمون حملش می کنیم؟ گل سرخ
می بینیم خارشو حس می کنیم یا زیبایی وعطرش برامون جلوه گری می کنه؟
توماس ادیسون گفته :
" نا امید نمی شوم،زیرا با کنار گذاشتن هر تلاش اشتباه
در واقع گامی به پیش نهاده ام."
پاسارگاد![]()
تجارت الکترونیک مفهوم وسیعی داره و به طور کلی به هر نوع داد و ستد و نقل و انتقال پولی در اینترنت گفته میشه. چند روز پیش من روشهای مختلف کسب در آمد را در سایتی دیدم که در اینجا فقط اسم روشها رو نام می برم و توضیح دو تا از بحث انگیز ترین روشها رو اینجا میذارم. البته اگر دوستان علاقمند به دونستن این روشها هستند می تونند به آدرس سایتی که در آخر این مطلب میذارم برند و اطلاعات کاملتررو ازاون سایت بخونند .
1-PTC
2-OFFER
3-FOREX
4-HYIP
5-AUTO SURF
6-REFERRAL
7-NETWORK MARKETING
8-بازیهای ایگلدی
9- سیستمهای هرمی
سیستمهای هرمی: سایتهایی هستند که درعوض عضویت در این سیستمها شما مقداری را می پردازید و هر کس از طرف شما عضو شود با شرایطی پورسانت به شما تعلق میگیرد به عنوان مثال در یک سیستم 3 تایی شما 10 دلار میپردازید و ثبت نام می کنید و 3 نفر را معرفی می کنید و درعوض هر نفر 2 دلار میگیرید حال اگر این 3 نفر هر کدام 3 نفر را عضو کنند شما درعوض هر نفر یک دلار میگیرید و در این سطح شما 9 دلار دریافت میکنید و .. این سیستمها انواع و اقسام زیادی دارند و هر کدام قوانین خودشان را دارن و معمولاً کسانی که در ابتدا وارد این کارها میشوند و روابط اجتماعی قوی دارن میتوانند پول هنگفتی در بیاورند بدی این سیستمها این است که افراد زیادی که در انتها عضو شده اند سرشان بی کلاه می ماند.
network marketing: این سیستم همیشه با سیستمهای هرمی اشتباه گرفته می شود ولی معنی لغوی آن بازار یابی شبکه است و زمانی که یک شرکت محصولی را تولید می کند احتیاج به بازاریاب دارد تا محصول را از تولید کننده به مصرف کننده برساند و این افراد درعوض کاری که انجام می دهند پورسانت می گیرند مثلاً یک نوشابه را تولید میکنند 0.45 دلار و شما از کارخانه می خرید و به مغازه دار میفروشید 0.5 دلار، که یک کار بسیار پر منفعت و مشکل و مفید است که هم برای مصرف کننده خوب است چون خیلی ها نمی دانند نیازشان را باید از کجا تأمین کنند و هم برای تولید کننده خوب است که مشتری هایشان را پیدا می کند و شما هم سود می نمایید.
منبع :http://www.htgoldeneagle.com/mafahim/mafahim.htm
در تاریخ 9/5/81 دولت جمهوری اسلامی به این نتیجه رسید که داخل شدن در مباحث تجارت الکترونیک امروزه به یکی از مباحث مهم و واقعیتهای اساسی اقتصاد جهانی تبدیل شده است. هر چند که از لحاظ حقوقی و چه از لحاظ فنی مسأله، موضوع قابل بحثی مینمود لیکن در این تاریخ کلیت قضیه به عنوان (سیاست تجارت الکترونیک) به تصویب هیأت دولت رسید: کابینه تصمیم گرفت مسوولیت امر را به سه وزارتخانه بازرگانی، علوم و ارتباطات بسپارد. پس از آن بود که لایحه قانون تجارت الکترونیک تهیه و تقدیم مجلس شورای اسلامی شد.
همواره عرصههای جدید که بر روی زندگی بشریت باز میشوند با مشکل عمدهای به نام فقدان قانونمندی لازم مواجه هستند. بحث تجارت در اینترنت نیز از این قاعده مستنثی نیست. البته این مشکل تنها مختص کشور ما نیز نبوده است بلکه بسیاری از دیگر کشورهایی نیز که پیش از ما به اهمیت مباحث تجارت در اینترنت واقف شدهاند با چنین مسألهای مواجه بوده و هستند.
حدود 6 دهه پیش که اینترنت در ایالات متحده متولد شد دنیایی جدید ولی مجازی را به ارمغان آورد که به نوعی همزاد جهان طبیعی مینمود. شاید بتوان محیط سایبر را به سایهی جهان طبیعی تشبیه نمود که هر آنچه در آن وجود دارد میتواند در محیط جدید نیز به وجود آید.
البته محیط جدید هر چند امکان ایجاد بسیاری از امکانات محیط طبیعی را در خود جمع کرده بود لیکن میتوانست با مؤلفههایی همانند سرعت و دقت، اوضاعی به مراتب بهنجارتر و آمادهتر را در اختیار جهانیان قرار دهد. از این رو بود که اینترنت به سرعت وارد عرصههای مختلف زندگی بشری شد. یکی از این عرصهها تجارت الکترونیک بود که به سرعت مؤلفههای قدیمی و سنتی تجارت را با تحولاتی عمیق روبهرو ساخت.
لایحه تقدیمی به مجلس شورای اسلامی پس از بحث در مجلس در تاریخ 17/10/1382 به تصویب رسید و پس از طی مراحل قانونی از سوی رئیس وقت مجلس برای اجرا به رئیس جمهور ارسال شد. این قانون با عنوان قانون تجارت الکترونیک نامگذاری شده و در 79 ماده و چهار فصل تصویب گردیده است.
جهت خوندن متن کامل این مقاله می تونید به سایت cdkadeh برید.چنانچه دوست دارید برنامه جامع توسعه تجارت الکترونیکی مربوط به خرداد(84) رو ببینید به آدرس زیر برید.
http://www.itanalyze.ir/archives/2005/08/oeoeuoeuu_oeoeu.php
اگر دوستان برای اطلاعات بیشتربه پیش نویس قانون تجارت الکترونیکی مربوط به پاییز۱۳۸۰ ( ویرایش دوم) احتیاج پیدا کردند به آدرس زیر می تونند مراجعه کنند.
http://www.irtp.com/farsi/events/ec/law.htm
پاسارگاد![]()
نمی دونم تا حالا به این موضوع توجه کردید که وقتی داری توی زندگیت یه تصمصم مهم میگیری جهان برای رسیدن تو به اون هدفت سنگ تموم میذاره. کسایی که جمعه شب رو یادشون هست میدونند که باد چنان شدید بود که به قول شاعر: " باد ما را با خود خواهد برد". حالا به کجا؟ چطور؟ چگونه؟ رو هر کس خودش تعیین می کنه. الگوی ذهنی خاصی هم نداره بنابراین نمی تونم درباره اش اینجا چیزی بگم. ما جمعه با دوستان کاریمون یه اردوی تفریحاتی- کاری رفتیم.فکر می کنم تمام بچه هایی که اونجا بودند به نوعی از اون چند ساعت استفاده
کردند ، یکی از دم مسیحایی لیدر محترممون زندگی دوباره یافت، یکی یه گوش شنوا می خواست برای شنیدن نگرانیهاش ، یکی اطمینان خاطر لازم داشت، یکی ترسشو همونجا چال کرد ، یکی دوباره برخاست و... این وسط منهم قاطع تر شدم.
وقتی داشتم شب توی باد قدم می زدم احساس کردم خدا هم داره زمین و آسمون روبرای تصمیمی که گرفتم آماده می کنه. به این قضیه معتقدم که " تنها فرق بین موفقیت و شکست نوع نگاه است". توی کتابی خوندم که ما تنها چیزی که در خودمون داریم اراده و روحیه است و اگر روحیه خودمون رو از دست بدیم بزرگترین قدرت دنیا هم نمی تونه ما رو نجات بده. . جالبی قضیه اینجاست که
امروز دقیقا به این آیه برخوردم" یُقَلّبُ اللّهُ اَللَیلَ و النّهارَ اِنَّ فی ذلِِکَ لِعَبرةََ لِاُولی الاَبصارِ" .
احساس می کنم برای همه ما بچه ها جمعه یه روز خاطره انگیز بوده.
![]()
چهار نفر بودند. اسمشان اين ها بود: همه کس، يک کسی، هرکسی، هيچ کس.کار مهمی در پيش داشتند و همه مطمئن بودند که يک کسی اين کار را بهانجام می رساند. هرکسی می توانست اين کار را بکند، اما هيچ کس اين کار را نکرد. يک کسی عصبانی شد، چرا که اين کار، کار همه کس بود، اما هيچ کس متوجه نبود که همه کس اين کار را نخواهد کرد. سرانجام داستان اين طوری تمام شد که هرکسی يک کسی را سرزنش کرد که چرا هيچ کس کاری را نکرد که همه کس می توانست انجام بدهد.
شما کدومشون هستین؟!....تا حالا فکر کردین؟
امروز آخرین قسمت مقاله طرحهای هرمی رو اینجا میذارم تا دوستان اطلاعات خوبی در مورد طرحهای هرمی داشته باشند. در ضمن یه متن زیبا برای جلای روحتون هم در ادامه این مقاله گذاشتم تا روحتون رو پر کنه از حضور خدا
پاسارگاد![]()
ادامه گزارش Debra A. Valentine مشاور ارشد کميسيون تجارت فدرال آمريکادر ارتباط با طرحهاي هرمي ارائه شده در سمينار صندوق بينالمللي پولدار ارتباط با امور قانوني جاري موثر بر بانکداري مرکزي ... دسيسههاي هرمي در دهه 1990 در دهه 1990 تغييرات بسيار مهمي در بهبود قانون بوجود آمد. پس از اينكه كميسيون موارد هرمي جديدي را تحت تعقيب قرارداد، با ادعاي بسياري از مدافعان مبني بر بي گناه بودنشان مواجه شد. آنها ادعا ميكردند كه همان تضمينها را در كارشان داشتهاند، سياست بازخريدکالاها، قانون 70 درصد و قانون 10 مشتري، كه همگي در Amway قابل قبول بودند. علي رغم اين، يک تصميم دادگاه بازرسي به نام شرکت Webster. Omnitrition Int'l، مشخص نمود كه تضمينهاي Amway نميتواند هر برنامه بازاريابي را از فريب و کلاهبرداري مصون کند. دادگاه مشخص کرد که قانون 70 درصد و قانون 10 مشتري بدون معني خواهد شد، اگر کميسيون بر مبناي مجموع فروش عمده توزيعکننده (که فقط به اعضاي جذب شده جديد ميفروشد) پرداخت شود. علاوه بر اين دادگاه مشخص کرد که سياست بازخريد کالاها تنها در صورتي که واقعاً اجرا شود، يک سياست مؤثر خواهد بود. همچنان که موارد جديد در دهه 1990 باعث بهبود قانون ميشدند، تغييرات سريعي در بازاريابيها هم داده ميشد.
دسيسههاي هرمي براي انتقام جويي بازگشتند. شبيه بيشتر فعاليتهاي اقتصادي ناسالم، حقهها و کلاهبرداري در تغيير بودند، و دسيسههاي هرمي جديد که نشانهها و مشکلات هرمي دهه 1970 را نداشتند، از نسل جديد مشتريها و مروجان بهرهبرداري کردند. همچنين، جهاني سازي اقتصادي اجازه داد تا دسيسههاي هرمي به خارج نيز رخنه کنند. دسيسههاي هرمي خاک حاصلخيري را در بازارهاي اقتصادي در حال تشکيل که قبلاً با اين مشکلات و حقهها آشنا نبودند، يافتند.بعنوان مثال، در آلباني، سرمايهگذارها نزديک به يک ميليارد دلار را در چندين دسيسه هرمي ريختند، که با حدود 43 درصد از توليد ناخالص داخلي اين کشور برابر بود.شايد در آمريکا هيچ چيز به اندازه بازاريابي اينترني در رشد دسيسههاي هرمي نقش نداشته است.
معرفي تجارت الكترونيك به موسسان شياد اجازه داد كه با سرعت بتوانند قربانيان زيادي در سراسر جهان پيدا كنند. يك مؤسس كلاهبردار ميتواند فقط با پرداخت ماهانه 30 دلار و يا كمتر بعد از خريد يك كامپيوتر و يك مودم يك سايت در شبكه جهاني اينترنت بسازد و يا بدست آورد، و دست به دامان هر فردي در جهان که به اينترنت دسترسي دارد، شود. فعالان دسيسههاي هرمي با فرستادن پيامهايي در گروههاي خبري خاص، بر روي مخاطبان خود هدفگيري کنند. بعلاوه از طريق e-mail در اينترنت، که به" spam" مشهور است، فعالان هرمي ميتوانند در بازاريابي نفر به نفر با هزينهاي کم حضور يابند. هرچند كه ممكن است اجاره كردن يك ليست پستي و فرستادن كارتهاي پستال 10 سنتي به اعضا بالقوه صدها يا هزارها دلار هزينه داشته باشد، ولي تنها با قسمتي از آن ميتوان يک e-mail را براي افراد مختلف جامعه فرستاد. شما ميتوانيد 1 ميليون آدرس e-mail را در اينترنت به قيمت 11 دلار بدست آوريد و هيچ هزينه پستي نپردازيد.مجريان قوانين كنوني كميسيون تجارت فدرال سعي ميكند كه اين موج جديد در دسيسههاي هرمي را پاسخ دهد. در سال اخير(1998) کميسيون 8 مورد عليه دسيسههاي هرمي آورده كه 6 مورد از آنها همراه با استفاده از بازاريابي اينترنتي بوده است. يک مورد اخير، کميسيون تجارت فدرال در مقابل شرکت FutureNet، بسيار آموزنده است. چرا که بوضوح امکان سؤ استفاده از تکنولوژيهاي پيشرو و صنايع جديد را نشان ميدهد. FutureNet با ارائه دليل بيان ميکرد، با پرداخت 194 تا 794 دلار سرمايهگذاري ميتوانيد بين 5000 تا 125000 دلار در ماه، بعنوان توزيعکنندگان وسايل دسترسي به اينترنت همچون WebTV، بدست آوريد. FTC اقامه دعوي کرد که درآمد FutureNet صحيح نبوده، چرا که در واقع يک دسيسه هرمي را اداره ميکرده است.
همزمان با اقامه دعوي، بازرسان FTC متوجه شدند که FutureNet شروع به فروش سهام الکترونيکي هم کرده است. کميسيون متوجه شد يک اخلال اقتصادي شد و به همين دليل اموال مدافعان را مصادره کرد. و با کمک دو مأمور مستقل و همکاري مدافعان يک ميليون دلار را تسويه کرد. براي تسويه لازم بود که يک ميليون دلار را به مشتريها بازگرداند و آنها را از هرگونه فعاليت بيشتر هرمي از هر نوعي منع کند، همچنين لازم شد تا تعهد دهند که در هيچ نوع بازاريابي شبکهاي فعاليت نخواهند کرد. جمعبندي همچنان که ما دسيسههاي هرمي را تحت پيگرد قرار ميدهيم، سعيمان اين خواهد بود که تلاشهايمان را همجهت با اجراي قانون در کشور شما بکنيم. کاملاً واضح است که با توسعه کلاهبرداريها فراتر از مرزها و از طريق web بدين معني است که هيچ آژانس يا هيچ کشوري نميتواند به تنهايي و بطور موثري برخورد کند. ما بايد کاملآً هوشيار باشيم تا از درستي بازارهايمان و سرمايههاي مشتريانمان حفاطت کنيم.
یک دعای زیبا
Beautiful Prayer
از خدا خواستم عادتهای
زشت راترکم بدهد.
I asked God to take
away my habit
خدا فرمود : خودت باید آنها
را رها کنی.
God said no
It is not for me to
take away but for
you to give it up
از او درخواست کردم فرزند
معلولم را شفا دهد.
I asked God to make my
handicapped child whole
فرمود: لازم نیست ، روحش
سالم است.
جسم هم که موقت است.
God said no
His spinit is whole his
body is only temporary
از او خواستم لااقل به من صبر عطا
کند.
فرمود: صبر،حاصل سختی
و رنج است.
عطا کردنی نیست،آموختنی است.
I asked God to grant me patience
God said no.
patience is a byproduct of
tribulation.
It isn t granted it is learned
گفتم:
مرا خوشبخت کن
I asked God to give me
Happiness
فرمود:
"نعمت" از من
خوشبخت شدن از تو.
God said no.
I give you blessings
happiness is up to you
از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نکند
فرمود:
رنج از دلبستگیهای دنیایی جدا و به من نزدیکترت می کند.
I asked God to spare me pain
God said no
Suffering draws you apart from woldly cares and
Brings you closer to me
از او خواستم
روحم را رشد دهد.
I asked God to
Make my spirit grow
فرمود: نه تو خودت
باید رشد کنی.
من فقط شاخ و برگ
اضافی ات را هرس
می کنم تا بارورشوی.
God said no.
You must grow
On your own
But I will prune you
To make you fruitful
از خدا خواستم کاری کند که از زندگی لذت کامل ببرم.
فرمود:برای این کار من به تو" زندگی" داده ام.
I asked God for all things that I might enjoy life
God said no.
I will give you life so that you may enjoy all things
از خدا خواستم کمکم کند
همان قدر که او مرا دوست دارد،
من هم دیگران را دوست بدارم.
I asked God to help me love
others as much as He loves me
خدا فرمود: آها، بالاخره اصل
مطلب دستگیرت شد!
God said : Ahah finally you
have the idea
با سلام و خسته نباشید،
به آنهایی که ما رو در هرچه بهتر کردن وبلاگ مون کمک می کنند
آقا حمید![]()
سبزباشید.![]()
دنياي ما زيباييهاي فراوان دارد. درختان، پرندهها، چهرهها هيچ چيز به يك شكل وجود ندارد و همه چيز در حال تغيير است. به نظر ميرسد بعضي اوقات ثابت ماندن در همان جا كه قرار داريم، بي خطرتر و سالمتر از موقعيتهاي ناشناخته و جديد و يا پذيرفتن تغييرات باشد. اما در حقيقت آرامش واقعي از تلاش براي جلوگيري كردن از جريان طبيعي زندگي به دست نميآيد بلكه از تسليم شدن در برابر اين كه در مسير جريان قرار بگيريم و ترسي از آينده و يا دلتنگي از گذشته نداشته باشيم، به وجود ميآيد. «هلن كلر» ميگويد: «هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود، دري ديگر باز ميشود ولي ما اغلب آن چنان به در بسته چشم ميدوزيم كه درهاي باز را نميبينيم». بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه خالق ما، كسي كه ما را با عشق آفريده و عاشق ماست، به جز خوبي و نيكي چيز ديگري براي ما نميخواهد و اگر او را بپرستيم و از او كمك بخواهيم ، تمام حوادث و مسايل باعث زيباتر شدن و پا ک تر شدن روح ما می شوند.
خداوند معجزات خود را به دست افرادي دور از انتظار، در مكان هايي باور نكردني و در زمان هايي غيرقابل تصور به انجام ميرساند. از آنجا كه قوانين طبيعت بر همة موجودات حكومت دارند ما بايد واقف باشيم كه زندگي ما هم يك الگوي طبيعي دارد. اگر شما مشكلي در رسيدن به نتايج مطلوب در اهداف و آرزوهايتان داريد، شايد به اين سبب است كه شما سعي ميكنيد، آنها را با زور به دست آوريد. در عوض، اين شجاعت را داشته باشيد كه آن را رها كرده و به جريان طبيعي زندگيتان اعتماد كنيد. به اين خاطر كه هر آن چه حق الهي شما باشد، آن را به دست ميآوريد. هيچ چيزي قبل از زمان تعيين شده اتفاق نميافتد، تصور كنيد كه از پنجرة حال به بيرون نگاه ميكنيد و در مقابل شما يك منظرة آرام و زيبا قرار دارد. اين صحنه همان فرداهاي ماست. با چشم ذهنتان پنجره را باز كنيد و اجازه دهيد، نسيم ملايم تغييرات بوزد. سعي كنيد نسيم ملايم را روي گونه هايتان احساس كنيد و آن را با اعتماد در آغوش بگيريد. گذشتهها را رها كنيد و ترسي هم از آينده نداشته باشيد. اگر انتظار آيندهاي زيبا و پربار داشته باشيد، به طور مسلم آن را به دست ميآوريد. موفقيت فعلي شما نتيجة افكار گذشتة شماست.
نهري از آرامش...
روشن بيني بلنداي چكاد خرد است.
هنگامي كه كسي به تمامي عاقل ميشود،
به نقطهاي رسيده است كه سكوت، آرامش، هشياري
روز و شب از آن اوست، چه در خواب و چه در بيداري
... دستاندرکاران اجراي قانون ميراث آقاي پونزي همچنان به عنوان دسيسههاي هرمي و پونزي باقي مانده است، تا به ما سرايت ميكند و در مقابل مجريان قانون مقاومت ميکند. خوشبختانه، كميسيون تجارت فدرال در آمريكا تنها يکي از بيشمار نهاديهايي است که داراي قدرت رسيدگي به دادخواست براي جلوگيري از اين نوع حيله و فريب هستند. کميسيون امنيت و مبادلات ارزي نيز اين دسيسهها را پيگيري و تعقيب ميکند، بطور مثال اقدامات قانوني عليه «شبكههاي توزيعکننده مالي» كه در واقع فرصتهاي اقتصادي غير امن را عرضه ميکنند. اداره دادگستري آمريکا با همكاري نهادهاي بازرسي مانند FBI و اداره خدمات بازرسي پستي، دسيسههاي هرمي را به جرم فريبهاي پستي، امنيتي، مالياتي و پولشويي مورد تعقيب قانوني قرار دادهاند. مقامات رسمي ايالتي نيز بطور مستقل دادخواستهايي را در دادگاههاي ايالتي تشکيل ميدهند، که اغلب تحت قوانين ايالتي خاصي بوده كه هرمها را ممنوع ميكند. كاليفرنيا هرمها را به عنوان زنجيرههاي بي پايان تعريف ميكند و تحت قوانين خود در مورد بختآزماييهاي غير قانوني، آنها را ممنوع ميكند.بطريقي قدري متفاوت در ايالت ايلنويز دسيسههاي هرمي را جزء اعمال مجرمانه و کلاهبرداري بر عليه اموال طبقهبندي ميکنند.ما در كميسيون تجارت فدرال مواردي را بر عليه دسيسههاي هرمي آوردهايم، كه به طور وسيعي اعمال فريبانگيز غير منصفانه يا اعمالي كه له يا عليه بازرگاني هستند، را منع ميكند. اين كار به كميسيون اجازه ميدهد كه در دادگاه فدرال به اين پرونده رسيدگي كند تا در جستجوي راههاي چاره مناسب باشند. كه از جمله آنها ميتوان به موارد زير اشاره كرد: صدور حکم بازداشت، مصادره اموال مدافعين، کنترل داد و ستد مدافعين و جبران يا استرداد خسارت براي مشتريان.
سابقه FTC از دهه 1970 كميسيون اولين عمليات مشترك خود را بر عليه نمودارهاي هرمي در دهه 1970 زماني انجام داد كه رشد سريعي در تجارتهاي خانگي، بازاريابي چند سطحي داخلي و فروش مستقيم رخ داد. بازاريابي پاياپاي براي بسيار از مشتريان از لوازم آرايش گرفته تا آشپزخانه در منطقه رواج يافت. متاسفانه رشد بازاريابي چند سطحي قانوني با توسعه دسيسههاي هرمي همراه شد. طرحها به اسم MLM يا فروشهاي شبكهاي شهرت پيدا كردند ولي بيشتر به شبكهاي كردن توجه ميكردند تا به فروش واقعي اجناس. دسيسههاي هرمي به قدري معروف شدند كه سناتور والتر موندال باني يك لايحه فدرال بر ضد دسيسههاي هرمي شد. اين لايحه در دهه 1970 دو بار از دستور كار مجلس سناي امريكا گذشت ولي هرگز به قانون تبديل نشد.يكي از اولين موارد حقوقي كميسيون Koscot Interplanetary .inc بود؛ که عبارت بود از شركتي كه اين فرصت را به افراد ميداد كه يك مشاور زيبايي شوند و لوازم آرايش بفروشند. ساختار تشويقکننده شركت در واقع خردهفروشي را تشويق نميكرد. در عوض مردم را به پرداخت 2000 دلار براي عنوان مدير و 5400 دلار براي خريد محصولات آرايشي Koscot، و پس از آن بدست آوردن جايزه از طريق جذب مردم براي انجام همان کار تشويق ميکرد. کميسيون متوجه شد که Koscot يک «زنجيره کارگشايي» غير قانوني را اداره ميکند. به همين دليل تعريفي از هرمهاي غير قانوني را رائه داد که اداره ما و دادگاهاي فدرال نيز از آن پس بر آن تکيه داشتند. کميسيون متوجه شد که دسيسه هرمي شرکتکنندگان را مجبور به پرداخت پول به ازاي دو چيز ميکند: اولاً حق فروش محصولات، ثانياً حق دريافت جوايزي که در ارتباط با فروش محصول به مصرفکننده نهايي نيستند و در ازاي جذب افراد به طرح است. کميسيون اظهار داشت که پرداخت جوايز براي جذب افراد: «هم شرکت و هم توزيع کنندگان را تشويق ميکند داد وستد را به سمتي ببرند که از خرده فروشي غفلت ميشود. نتيجه کوتاه مدت جذب افراد ممکن است منفعتهايي براي شرکت و برخي از توزيعکنندگان باشد، اما نتيجهي نهايي غفلت از توسعه بازار، درآمدهاي ناشي از ارائه اطلاعات غلط و اغراق در مورد محصولات، فروش نامناسب به تعداد زيادي از توزيعکنندگان بدون حمايت که بواسطه تشويقهاي سيستم جذب شدهاند، خواهد بود.
در مورد حقوقي Amway Corp که يک نقطه عطفي در دهه 1970 بود، FTC يک دسيسه هرمي غير قانوني را از برنامه بازاريابي چند سطحي قانوني متمايز کرد. در آن زمان Amway لوازم شوينده و ديگر وسايل خانهداري را توليد ميکرد و ميفروخت. طبق برنامه Amway هر توزيع کننده، محصولات خانهداري را بصورت عمده فروشي از شخصي که او را جذب کرده بود يا تحت حمايت او بود، ميخريد. توزيع کننده از تفاوت قيمت بين خريد عمده محصولات و قيمت خرده فروشي که آنها را ميفروخت، پول بدست ميآورد.همچنين او بر مبناي مجموع حجم محصولاتي که براي فروش مجدد به مصرفکنندگان و توزيعکنندگان تحت حمايتش، در ماه ميخريد، جوايزي دريافت ميکرد. از آنجايي که توزيعکنندگان هم از فروش محصولات به مصرفکنندگان و هم به توزيعکنندگاني که جذب ميکنند، سود کسب ميکنند، سوالهايي وجود داشت مبني بر اينکه آيا يک طرح بازاريابي چند سطحي قانوني يا يک دسيسه هرمي غير قانوني است. کميسيون به اين نتيجه رسيد که اگر چه Amway زمان جذب توزيعکنندگان جديد، درآمدهاي ناصحيح و غير واقعي را ادعا ميکرده است. اما طرح فروش شرکت يک دسيسه هرمي غير قانوني نيست. به چند دليل Amway با دسيسه هرمي که FTC با آنها برخورد ميکرد، متفاوت بود.زيرا در واقع اقدام به گسترش فريب اذهان براي عضويت يا دريافت سرمايههاي زياد از اعضاي جديد نکرده است.
به علاوه Amway سه سياست متفاوت در تشويق خرده فروشان به فروش واقعي صابونها، مواد شوينده و محصولات خانگي به مصرفکنندگان نهايي داشته است. اولاً Amway از توزيع کنندگان ميخواسته است هر محصول استفاده نشده و قابل استفاده در بازار را در صورت تقاضاي اعضاي جذب شده توسط آنها پس بگيرند. دوماً Amway از توزيعکنندگان ميخواسته است که حداقل 70 درصد از کالاهايي را که در ماه ميخرند بصورت عمدهفروشي يا خرده فروشي بفروشند. اين سياست به قانون 70 درصد مشهور است. نهايتاً Amway از توزيع کنندگاني که عضو جذب کرده بودند، ميخواست در هر ماه حداقل يک خرده فروشي به 10 مصرفکننده متفاوت را انجام دهند که به قانون 10 مشتري شناخته شده است. كميسيون دريافت كه اين سه سياست خرده فروشان را از خريد يا وادار كردن به خريد چيزهاي غير ضروري و فقط به خاطر بدست آوردن جوايز جلوگيري ميكند. بنابراين Amway با تعريف Koscot تناسب ندارد: «شركت كنندگان Amway حق بدست آوردن سود بدون ارتباط با فروش محصولات به مصرفکنندگان و از طريق جذب اعضا جديد که آنها نيز به جذب افراد علاقهمند هستند نه بفروش محصولات را، نميخرند.»
توی این هفته حال و هوای وبلاگ ما کمی تکنیکالی شده بود.دلیلش به خاطر این بود که من این
هفته چند تا مقاله جالب و خوندنی از سایت nms.ir تو وبلاگ گذاشتم که خوندنش خالی از لطف نبوده
امروز من وهمکارم تصمیم گرفتیم کمی جهانبینی شما رو مورد آزمایش قرار بدیم
یا به قول شاعر:" دچار باید کرد"
پاسارگاد![]()
شکست اساسا نتيجه انديشيدن به شکست است
استفاده درست از ذهن مي تواند کليدي براي
سلامت ثروت و موفقيت باشد يک زندگي سرشار از
آرامش تندرستي و برکت زندگي شما ميزان
توانگري شما را نشان مي دهد
همواره انديشه مقتدرانه بکار گيريد
انديشه توانگر
هيچ عذر و بهانه اي را براي کنار آمدن با
تندرستي يا پذيرفتن آن بصورت وضعيتي
دائمي قبول نکنيد
راه شرافتمندانه تنها راهي است که به
سرعت ما را به سوي ثروت مي کشاند
اگر خدا را منشا همه بر کتها و ثروتهاي
خود بدانيد و براي يکا يک امور مالي خود
چشم اميد خود را به او بدوزيد
همه جنبه هاي زندگيتان ثبات مي يابد
وعده الهي اين است
همه چيز از آن شماست
آدمي با انديشه هايش کليد اوضاع و شرايط
چرخاند و همه عوامل تحول و تجدد حيات را مي
براي اينکه آنچه را اداره مي کند ازخويشتن
بسازد پيشاپيش درون خود اوست
با ذهن بر گزينيد و باز بتابانيد
با قلب بر گزينيد و باز بتابانيد
پيوسته و ناگسسته برگزينيد و باز بتابانيد
تو دنيا هر کسي از زندگيش به اندازه اي سهم مي بره که لياقتش رو داره نه
به اندازه ای که آرزوش رو داره
واسه شکوندن یه دل فقط یه لحظه وقت می خوای،
اما واسه اینکه از دلش در بیاری
شاید هیچ وقت فرصت نداشته باشی.
میشه مثل یه قطره اشک بعضی ها رو
از چشمت بندازی
ولی هیچ وقت نمی تونی
جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بعضی ها
از چشمت جاری میشه
امروز قسمت دوم مقاله ی جالبی رو که سایت nms.ir در باره طرحهای هرمی ترجمه کرده رو اینجا میذارم تا شما هم ازش استفاده کنید و یه دعایی هم برای مترجمان محترم این مقاله بفرستید![]()
اما قبلش یه شعر رو می خوام تقدیم کنم به بچه های مجموعه ام ( جوجه های پر سر و صدام) مخصوصا دو تا Direct هام (نیوشا و غزاله)![]()
پاسارگاد![]()
If Ever You Need Me I Hope You ll Let Me Know
No one ever said life would be easy
and it seems so unfair sometimes.
Yet life s ups and downs
make us better and stronger
even though we may not realize it
at the moment.
Remember…
when you hurt let the pain out.
when you re sad let the tears flow.
when you re angry release it.
when frustration sets in work it out.
Help yourself as much as you can.
You can be your own best friend.
But when you need to share
Your confusion let me know.
I try to know when to be there
but I can t always
unless you let me know.
Love is the greatest gift
we can give to one another
and giving is one of the
greatest joys life bestows upon us.
I m here to give to you
whenever and for always.
هر آینه نیازمندم بودی ، ای کاش بگویی
کس نگفته ست که زندگی کار ساده ای است،
گاهی بسیار سخت و ناخوشایند می نماید.
اما با تمام فراز و فرودهایش ، زندگی ...
از ما انسانی بهتر و نیرومندتر می سازد.
حتی اگر در لحظه، حقیقت آن را در نیابیم.
به یاد آر...
که در آزردگی ، رنج از خود دور داری،
و در دلتنگی ، بگذاری اشکهایت جاری شوند،
ودر خشم، خود را رها سازی،
و در ناکامی ، بر خود چیره شوی.
تا می توانی یار خود باش.
می توانی بهترین دوست خود باشی،
اما به هنگام آشفتگی مرا خبر کن
می کوشم ، بدانم چه وقت باید در کنارت باشم.
اما گاه ممکن نیست ، پس خبرم کن.
عشق بالاترین هدیه ای است که می توانیم به یکدیگر بدهیم.
و ایثار یکی از بزرگترین لذتهای است که به ما ارزانی شده.
من اینجایم هر زمان و همیشه،
تا هر آنچه دارم به تو هدیه دهم.
...
طرحهاي هرمي چگونه عمل ميکنند
اجازه دهيد نحوه عملکرد طرحهاي هرمي را از سه نقطه نظر مختلف بررسي كنيم: سرمايهگذار بالقوه، موسس و قرباني. بسياري از طرحهاي هرمي يك فرمول يا ماتريس بازپرداخت مشابه زير را ارائه ميدهند.
سطح 1: 3×150=450 دلار
سطح2: 9×30=270 دلار
سطح3: 27×30=810 دلار
سطح4: 81×30= 2430 دلار
اين مثال نشان دهنده چيزي است كه تحت نام ماتريس 4×3 شناخته ميشود. هر سرمايهگذار 500 دلار به موسس ميپردازد و از او خواسته ميشود كه با عضوگيري سه عضو يك زير خط بسازد كه سپس هر كدام بايد سه عضو ديگر استخدام كنند. به سرمايهگذار گفته ميشود 150 دلار براي هر يك از سه عضوي كه در سطح اول ليست كرده است، دريافت خواهد کرد. علاوه بر اين به او اين وعده داده ميشود كه يك كميسيون 30 دلاري براي هر عضو در سه سطح بعدي به او داده ميشود. بنابراين سرمايه گذار بايد حق كميسيون هايي براي چهار سطح اعضاي زير مجموعه خود دريافت كند كه هر يك از آنها بايد سه عضو ديگر استخدام كند، بنابراين نام ماتريس 4×3 از همين جا در ميآيد.
اين مطلب براي سرمايهگذار يا عضو جديد بالقوه يك موقعيت بسيار مناسب بنظر ميآيد. موسس هرم سعي ميکند سرمايهگذار را مجاب کند که زود عضو شده است و بايد خود رادر بالاي هرم تصور کند. از اين لحاظ به نظر ميرسد كه او ميتواند در يك سرمايهگذاري 500 دلاري 3.960 دلار بدست آورد كه يك بازگشت سرمايه 792 درصدي است. شما ميتوانيد به راحتي يك محاسبه رياضي را انجام دهيد: 150 دلار از سطح اول سه عضو جديد، 450 دلار است؛ 30 دلار از سه سطح بعدي اعضاي جديد 270 دلار است (9×30) به علاوه 810$ (27×30$) به علاوه (81×30$) 2430$ كه معامله بدي نيست.
پس فعلآً ماتريس را از نقطه نظر موسس در نظر بگيريد. او فردي است كه در صدر هرم است. اما در واقع به جدول از پايين نگاه ميكند. او هر سرمايهگذار جديد را به عنوان هزينه و درآمد قابل استفاده در نظر ميگيرد، همينطور افرادي که بدنبال او ميآيند. موسس شياد 500 دلار براي هر عضو جديد دريافت ميكند. و در پايان حداکثر 240 دلار به عنوان حق كميسيون به سرمايهگذاران در سطوح بالاي او كه در واقع افرادي هستند كه در آمدن او به سيستم نقش داشتهاند، ميپردازد. بنابراين وقتي يك سرمايهگذار در آخرين سطح به سيستم ميپيوندد موسس 500 دلار دريافت ميكند، ولي فقط 150 دلار از آن را به فردي داده ميشود كه به استخدام سرمايهگذار جديد درآمده و به هر كدام از 3 عضو قديمي 30 دلار داده ميشود. بنابراين موسس شياد بيش از نيمي از 500 دلار اجرت عضويت را براي خود برميدارد.
تصور كنيم كه اين طرح بعد از اينكه چهارمين سطح آن پر ميشود، از هم پاشيده شود. موسس شياد از اولين سرمايهگذار در هرم 500 دلار بدست آورده (500 دلار بدون پرداخت حق كميسيون)، 350 دلار از 3 عضو سطح بعدي (500 دلار منهاي 500 دلار حق كميسيون)، 320 دلار از 9 عضو سطح بعدي (500 دلار منهاي 30+150 دلار)، 290 دلار از 27 عضو سطح بعد (500 دلار منهاي 30+30+150) دلار، و 260 دلار از 81 سرمايهگذار كه جديدترين سرمايهگذار هستند (500 دلار منهاي 30+30+30+150 دلار حق كميسيون). با يك محاسبه ساده رياضي مشخص ميشود که 33320 دلار نصيب موسس ميشود و تنها كاري كه انجام داده جذب يك سرمايه گذار جديد است.
اكنون از چشم انداز سرمايهگذار قرباني، هرم را پس از اينكه كل جدول در اطراف او از هم پاشيده شد بررسي ميكنيم. قرباني خود را مانند سرمايهگذار اوليه در راس هرم تصور ميكند ولي ناگهان ميفهمد كه او در واقع در ته بوده است و نميتواند فردي را به برنامه خود جذب كند تا خط بعدي (زير گروه) خود را درست كند. او تنها نيست زيرا رياضيات نشان ميدهد که بيشتر سرمايهگذاران، زماني که طرح از هم پاشيده ميشود، خود را در انتهاي هرم مييابند. ساختار اين ماتريس طوري است كه هر گاه خرابي رخ ميدهد، حداقل 70 درصد در خط (گروه) پاياني هستند و به هيچ طريقي نميتوانند منفعتي ببرند. همه آنها از 500 دلار خارج خواهند بود. در مثالي كه ما در اينجا ميآوريم، حتي آنهايي كه يك سطح بالاي سطح پاييني هستند نميتوانند كسري سرمايه اوليه خود را جبران كنند. هر كدام از آنها 500 دلار اجرت حق عضويت دادهاند و در ازاي هر يك از 3 خود استخدامي خود 150 دلار جمع كردهاند، سرمايهگذاري كه از پايين به بالا در سطح دوم است حداقل 50 دلار از سرمايه اوليه خود كمتر گرفته است. خلاصه، هنگامي كه هرم خراب ميشود، تمام سرمايهگذاراني كه در دو سطح آخري هستند بازنده خواهند بود. اگر تعداد اين قربانيان در دو سطح نهايي را با هم جمع كنيم 89 درصد از كل شركت كنندگان هرم (108 نفر از 121 نفر سرمايهگذار) محكوم به از دست دادن سرمايهشان هستند.
نتيجه طرح پونزي براي سرمايهگذاران حتي از اين هم بدتر است، زيرا در اين نوع هيچ كميسيوني پرداخته نميشود. و ميتواند پيآمدهاي مخربتري داشته باشد. به عنوان نمونه ميتوان به کلاهبرداري ننگين چالز پونزي در دهه 1920 اشاره كرد. چالز پونزي، به جامعه ايتاليايي-آمريكايي جنوب بوستون تعهد کرد كه فقط در عرض 45 تا 90 روز سود 50 درصدي به پولهاي آنها بدهد.[3] پونزي ادعا كرده بود بدين دليل ميتواند چنين نرخ بازپراخت بالايي را بدهد که ميتواند با معامله و باز خريد كوپنها يا تمبرهاي برگشتي پستي 400 درصد بدست آورد. اين كوپنها (يا تمبرها) تحت يك قرارداد پستي جهاني ساخته شده بود كه به فردي در يک کشور اجازه ميداد هزينه بازگشت نامه يا بسته پستي از کشور ديگري را از پيش پرداخت کند. براي يک مدت کوتاه بعد از جنگ جهاني اول، نوسان در نرخ مبادلات ارزي باعث ايجاد اختلاف بين قيمت و ارزش باز خريد كوپنهاي برگشتي پستي در كشورهاي مختلف شد. به همين دليل آقاي پونزي متوجه شد که از هر کوپن ميٱواند تنها چندين سنت بدست آورد و هزينه معامله تعداد زيادي کوپنها بيشتر از ارزش وافعي آنها خواهد بود. او بازخريد كوپن(تمبر) را متوقف كرد ولي به جمعآوري پول سرمايه گذاران ادامه داد. وقتي كه واقعاً سود 50 درصدي به چند سرمايهگذار اوليه داده شهرت يافت و از نقاط مختلق کشور كشور پولهاي زيادي براي او رسيد. آقاي پونزي يك خانه شيك در بهترين جاي شهر خريد و سرمايه زيادي با بهره کم از بانک محلياش، شرکت اعتباري هانور، گرفت.
نهايتاً طرح شروع به از هم پاشيدن كرد و باعث ضرر و زيان براي بانك و هزاران سرمايهگذار شد. هنگامي كه آقاي پونزي براي حسابهاي خود در شركت اعتباري هانور چكهاي بيش از اعتبار داد، كميسر بانكي ماساچوست به شركت اعتباري هانور دستور داد كه ديگر به چكهاي پونزي اعتماد نكند. شرکت از توجه به اين اخطار سرباز زد و حتي براي چكهاي بي اعتبار و سند و گواهينامههاي ذخيره پولي تاريخ بانكي صادر كرد. چند روز بعد كميسيون بانكي، شركت اعتباري هانور را توقيف کرد و آقاي پونزي به جرم فريب پستي دستگير شد. در پايان، چالز پونزي بيش از 6 ميليون دلار به سرمايه گذاران بدهكار شد. كه اين مقدار براي آن زمان بسيار زياد بود. وي به خاطر فريب هم در دادگاه ايالتي و هم در دادگاه فدرال به 10 سال زندان محکوم شد.
اگر تازگی به دفتر کار خود سری زده باشید گزینه Download رو دیدید که علاوه بر plan های شرکت توضیح مختصری هم در مورد الماسها، گرفتن پورسانتها و ... میده که دیدنش جالبه.![]()
virtual office 33B plan Download
امروز سایت Networking_Pioneers قیمت جهانی الماسها رو به
e_mail کسانی که عضو این سایت هستند فرستاده. اگر دوستان
علاقمند به عضویت در این سایت هستند لطفا به این آدرس نامه
فرستاده و تقاضا کنند که در این سایت Add شوند.
n_m_info@yahoo.com
پاسارگاد![]()
نمی دونم با این قضیه موافقید یا نه ؟
آدمها به تنهایی نمی تونند به موفقیت برسند . همیشه در طول مسیری که میری افرادی هستند که دستشون رو به سمتت دراز می کنند تا مسیری که داری طی می کنی به نظرت هموارتر بیاد. یکی از اون آدمهای نازنینی که من جدیدا بهش برخورد کردم (خانم پورهاشمه) که اونقدر دلش بزرگه که نمیشه درباره عظمتش صحبت کرد . زحمت ترجمه این مطلب رو که مربوط به قسمتFAQ سایته رو این عزیز کشیده. از طرف خودم و همکارم از محبتش ممنونم.![]()
To Friendship
A friend is someone lovely who
Cuts her chrysanthemums for you
And giving cares not for the cost
Nor sees the blossoms she has lost:
But rather values friendship s store
Gives you her best
And grows some more.
برای دوستی
دوست موجود نازنینی ست
که داوودی هایش را برای تو می چیند.
پیش کش می کند و اندیشه ی سودا ندارد،
و غنچه هایی را که از دست می دهد، هیچ نمی بیند.
اما توشه ی دوستی را قدر می دارد
بهترین های خویش را با تو می دهد،
و هم باز دوباره می کارد.
پاسارگاد
من چه وقت به درآمد می رسم؟
شرکتM7D کمیسیون های مشتری ها را هفته ای یک بار به حساب آنها واریز می کند. کمیسیون های شما ( به روش انتقال تلگرافیTT ) به حساب شما واریز می شود .
چر خه ی کمیسیون در یک هفته ی کاری ، از سه شنبه شروع شده و به دوشنبه ختم می شود. هر هشت روز یک بار شما می توانید وضعیتBA خودتان را در و بسایتمان ببینید. مشتری هایی که کارت هو شمند فعال شده دارند می توانند برای تر خیص کمیسیون هایشان از آنها استفاده کنند. کمیسیون Smart card
های 100 دلار به بالا به طور اتو ما تیک قابل برداشت خواهند بود، مگر اینکه خودتان برداشت کمیسیون هایتانرا به تاخیر بیندازید. شما می توانید در هر لحظه،برداشت ها یتان را کنترل کنید وتعادلتان را مشاهده
نمایید.
چه طورمن می توانم برداشت هایم (دریافت ها یم) را از طریق
برای کارت های هو شمند فعال شده ، شما فقط می توانید پنچ نوع عملکرد داشته باشید:
آزاد سازی کمیسیونها:
شما باید بهMy virtual office بروید و گزینه messenger را انتخاب کنید و روی Commission Release option کلیک کنید.کمیسیون شما وقتی به $250 رسید خودبه خود آزاد می شود مگر اینکه خودتان دریافت آن را به تاخیر اندازید. آن را به روش ( TT) در یافت خواهید کرد.
باز گشت چک های کمیسیون :
شما می توانید برای پرداخت وجه محصولات ، چک های کمیسیون را به شرکتM7D برگردانید.این یک راه برای کنترل کمیسیون هایتان به ازای فروش های جدید است. همه چک ها ( دوباره )به حساب صاحبش واریز می شوند.
انتقال وجوه :
فقط برای حساب هایی که SMART CORD را فعال کرده اند ، شمامی توانید وجوه خود را به یک BA دیگر منتقل کنید و صا حب آن BA ،کمیسیون شما را به صورت نقد پرداخت کنند این کارامکان پذیر است
زیرا مشتری های جدید ممکن است طرح شروع ساده ی خود را به وسیله ی Contra- cammission
این قسمت در حال حاضر تو سعه ی کافی ندارد. در آینده شما قادر خواهید بود کمیسیون های خود را از طریق Debit card آزاد کنید.
کمیسیون هایم به چه واحد پولی پرداخت می شود.؟
پرداخت به صورت دلار آمریکا است.
چه سقف درآمدی را ازطرح فروش M7D انتظار داشته باشم؟
طرح پایه ایA 1/1 می تواند پتا نسیل دریافت 800,00$ در آمد در هر روز را برای هر BC مقرر می کنند.
همچنین شما میتوانید. در طرحB 3/3 شرکت کنید ( سقف در آمدی آن برای هرBC 3000.00$ در هر روز
است) و طرح C 3/3 ( سقف درآمد آن برای هر BC ، 455.00$ در هر روز است. علاوه بر این شما
می توانید به ازای هر فروش جدید 5.00$ تا 25،00$ در آمد مستقیم داشته باشیدکه بستگی به نوع طرح داردکه انتخاب کرده اید و در این قسمت هیچ سقف در آمدی وجود ندارد.
ما چگونه برای طرح 3/ 3 آماده می شویم؟
ابتدا شما باید در طرح C A-3/3 یک سفارش بدهید. زمانی که شما 3 فروش در سمت چپ و 3 فروش در سمت راست داشته باشید می توانید کمیسیون یک step خود را دریافت کنید. شما به طور خود کار واجد شرایط به دست آوردن سقف درآمدی آن طرح می شوید. چون Network شما رشد خواهد کرد. (لطفا برای کسب اطلاعات در مورد جز ئیات و مقادیر کمیسیون در صفحه ی start plan fast مرا جعه کنید. )
چگونه می توان بقیه BC های رزرو شده ام را فعال کنم؟
زیر مجموعه های جدید به سادگی در زیر BC رزرو شده قرار می گیرند.سیستم ما هر وقت یک نفر به چپ و یک نفر به راست اضافه شود ، متوجه میشود و یک مرحله به نام placement Activation انجا م می دهد.اگر شما سرمایه ی کافی در Account statement خودتان داشته باشید، BC رزرو شده فعال خواهد شد.
![]()
دیروز مقاله خیلی جالبی رو از این سایت خوندم و چون مطلب به نظرم مهم اومد اینجا هم گذاشتم تا دوستان با دید خوبی که نسبت به قدرت نتورک مارکتینگ دارند ازش اطلاعات خوب بگیرند
پاسارگاد
معرفي:
اولاً به من اجازه بدهيد در مورد كميسيون تجارت فدرال برايتان بگويم. كميسيون، آژانس مستقل دولتي است كه كنگره آمريکا در سال 1914 تأسيس كرد. ما عملكرد مرکزي دولت را بررسي ميكنيم تا مطمئن شويم بازارهاي آزاد فعاليت ميكنند. اين نيازمند رقابت بين سازندگان و قرار داشتن اطلاعات دقيق و درست در دست مصرفكنندگان به منظور توليد بهترين محصولات در پايينترين قيمتها، تحريك راندمان و خلاقيت و قدرتمند كردن اقتصاد است. براي رقابت در تجارت، مصرفكنندگان بايد در مورد سرويسها و محصولات موجود، اطاعات کافي داشته باشند. اداره حمايت از مصرف كنندگان ما اين اطمينان را ميدهد كه اطلاعات مصرف كنندگان در بازار گمراه كننده يا فريب دهنده نيست. يک بازار آزاد بدين معني است که مصرفكنندگان بين محصولات و سرويسها فرصت انتخاب در قيمتهاي رقابتي را دارند. اداره رقابت ما اطمينان ميدهد كه بازار از تشکيلات ضد رقابتي و ديگر شيوههاي دادستد غير منصفانه مثل تثبيت قيمت يا ايجاد حداقل براي قيمتهاي خردهفروشي به دور است.
به استثنا، بعضي بخشها مثل سفر هوايي و بيمه، كميسيون اختيارات وسيعي را براي اجراي قانون در هر بخش از اقتصاد ما دارد. متأسفانه اکنون مشاهده ميکنيم طرحهاي هرمي به بسياري از اين بخشهايي که ما سرپرستي مي کنيم، تجاوز کرده است.
يک طرح هرمي چيست و بازاريابي قانوني چيست؟
در حال حاضر طرحهاي هرمي در اشكال گوناگوني مطرح ميشوند كه ممكن است شناسايي بلافاصله آنها مشکل باشد. به هر حال همه در يک خصوصيات مهم مشترک هستند. آنها به مشتريان يا سرمايهگذاران قول سودهاي زيادي را بر مبناي به عضويت درآوردن افراد جديد براي شركت در برنامهشان را ميدهند، نه بر مبناي سودهايي كه از طريق سرمايهگذاري واقعي يا فروش واقعي كالاها به عموم ميدهند. بعضي طرحها ممكن است مبناي فروش محصول را داشته باشند ولي اغلب آنها از محصول براي پنهان كردن ساختارهاي هرمي خود استفاده ميكنند. دو نشانه اشکار وجود دارد که يک محصول براي مخفي كردن صورت واقعي طرح هرمي استفاده ميشود: تحميل کالا و کمبود خردهفروشي. تحميل كالا وقتي رخ ميدهد كه برنامه مشوّق شركت نوآموزان را از نظر رواني مجبور ميکند که محصولاتي را اغلب در قيميت بالا بيشتر از آنچه بتوانند بفروشند، بخرد. اگر اين مسأله در سيستم توزيع شركت اتفاق بيافتد، مردم در صدر هرم، سودهاي قابل توجهي را كسب ميكنند هر چند ميزان كمي يا حتي هيچ کالايي به بازار عرضه نشود. افرادي که در پايين طرح هستند، پرداختهاي سنگيني را براي كالاها انجام ميدهند. عدم خردهفروشي نيز نشانه قرمزي براي وجود يک هرم است.خيلي از طرحهاي هرمي مدعي خواهند شد كه محصولاتشان مثل آب خوردن به فروش ميرسد. عليرغم اين، در بطن ماجرا، فروشها فقط بين افرادي كه در ساختار هرم هستند يا ميخواهند عضو شوند اتفاق ميافتد. نه در بين مشتريان خارج و در مردم عمومي.
طرح پانزي با هرم رابطه نزديكي دارد چون آن نيز در ارتباط با عضوگيري مداوم است. اما در طرح پانزي مروجان عموماً هيچ محصولي براي فروش ندارند و هيچ حق كميسيوني به سرمايه گذاراني كه عضو جديد استخدام ميکنند، پرداخت نميکند. در عوض پرداختهاي مردم را جمع ميكند و به آنها قول ميدهد كه در يك سرمايهگذاري كوتاه مدت نرخ بالايي را به آنها برگرداند. در يك طرح پانزي هيچ فرصت سرمايهگذاري واقعي وجود ندارد و موسس فقط پول اعضاي جديد را براي پرداخت بدهيهاي خود به اعضاي قديميتر استفاده ميكند. در زبان انگليسي اصطلاحي وجود دارد كه به زيبايي اين موضوع را توضيح ميدهد: «دزديکردن از پيتر براي پرداخت کردن به پل». در واقع بعضي از مأمورين اجراي قانون نيز طرح پانزي را «پيترـپل» مينامند. بسياري از شما ممكن است با طرحهاي پانزي كه در اخبار اقتصادي جهان گزارش ميشوند، آشنا باشيد. به عنوان مثال ميتوان به
طرحهاي پانزي و هرمي كاملاً گمراه كننده هستند زيرا اين توانايي را دارند كه در يك مدت كوتاه مقدار زيادي پول را به تعداد قليلي سرمايهگذار اوليه بدهند. عليرغم اين هم طرحهاي هرمي و هم طرحهاي پانزي غير قانوني هستند زيرا آنها به صورت اجتناب ناپذيري سقوط خواهند کرد. هيچ برنامهاي نميتواند براي هميشه اعضاي جديد بگيرد. هر طرح هرمي يا پانزي سقوط خواهد کرد، زيرا نميتواند فراتر از جمعيت زمين گسترش يابد. هنگامي كه جدول از بين ميرود بسياري از سرمايهگذارها خودشان را در ته جدول مييابند، در حاليکه اين توانايي را ندارند كه ضرر خود را جبران كنند.
راستش با همکارم قرار گذاشته بودیم روزی یک متن به وبلاگ
اضافه کنیم . چون تصمیم داریم تا آخر هفته از FTC بیشتر
مطلب توی وبلاگ بذاریم این متن رو که کمی بوداره و دایرکتم
(نیوشا) به e-mail من فرستاده رو اینجا میذارم تا خودتون با خودتون خلوت کنید و توی دلتون بگید چند درصد به این کاراعمل می کنید.![]()
![]()
پاسارگاد![]()
آسان و سخت
به آساني ميشه در دفترچه تلفن کسي
جايي پيدا کرد
ولي به سختي ميشه در قلب او
جايي پيدا کرد.
به راحتي ميشه در مورد اشتباهات ديگران
قضاوت کرد
ولي به سختي ميشه اشتباهات خود را پيدا
کرد.
به راحتي ميشه بدون فکر کردن حرف زد
ولي به سختي ميشه زبان را کنترل کرد.
به راحتي ميشه کسي را که دوستش داريم از
خود برنجانيم
ولي به سختي ميشه اين رنجش را جبران کنيم.
به راحتي ميشه کسي را بخشيد
ولي به سختي ميشه از کسي
تقاضاي بخشش کرد.
به راحتي ميشه قانون را تصويب کرد
ولي به سختي ميشه به آنها عمل کرد.
به راحتي ميشه به روياها فکر کرد
ولي به سختي ميشه براي بدست آوردن
يک رويا جنگيد.
به راحتي ميشه هر روز از زندگي لذت برد
ولي به سختي ميشه به زندگي ارزش
واقعي داد.
به راحتي ميشه به کسي قول داد
ولي به سختي ميشه به آن قول عمل کرد.
به راحتي ميشه دوست داشتن را بر زبان آورد
ولي به سختي ميشه آنرا نشان داد
به راحتي ميشه اشتباه کرد
ولي به سختي ميشه از آن اشتباه درس گرفت.
به راحتي ميشه گرفت
ولي به سختي ميشه بخشش کرد.
به راحتي ميشه يک دوستي را با حرف
حفظ کرد
ولي به سختي ميشه به آن معنا بخشيد.
و در آخر:
به راحتي ميشه اين متن را خوند
ولي به سختي ميشه به آن عمل کرد
آدمها همه به نوعی به چیزی معتاد میشند حالا حکایت منه که به وب گردی یک کمی معتاد شدم و بعضی وقتها هم مواد خوبی برای رفع خماری پیدا می کنم .
مدتهاست که دنبال مقالاتی می گردم که نشون بده یک تجارت خوب در زمینه بازاریابی شبکه ای باید چه خصوصیاتی داشته باشه و آیا شرکتهایی هست که بر اساس طرحهایMLM و NM در دنیا کارانجام بده
یااینکه قوانینی هست که در کشورهای مختلف این تجارت رو تضمین کنه یا نه
اینم همون مطلب خوبیه که من اخیرا بهش بر خورد کردم و اینجا گذاشتم .![]()
(FTC( Federal Trade Commission :
کمیسیون تجارت فدرال یک آژانس دولتی مستقل است که در سا ل 1914با تصویب مجلس آمریکا در واشنگتن تاسیس شد.این کمیسیون مسئولیت نظارت بر عملکرد بازار را به عهده دارد و با فعالیتهای فریبنده و ناعادلانه مقابله می کند. رسیدگی به شکایات ارائه شده توسط مشتریان، شرکتها، علیه مراکز تجاری و شرکتها توسط این آژانس انجام می شود. در این میان تشخیص و مقابله با برخی سیستم های ناعادلانه مانند سیستمهای هرمی نیز زیر نظر این کمیسیون می باشد.
بازاریابی شبکه ای یا بازار یابی چند سطحی( NETWORK MARKETING )به فعالیتی اطلاق می شود که در آن افراد علاوه بر منتفع شدن از فروش مستقیم توسط خود به دیگران از فروش کالا توسط دیگران به نفرات بعدی نیز سود می برند . به شکل قانونی این نوع فعالیت نتورک مارکتینگ وبه شکل غیر قانونی آن پیرامید PYRAMID یا دسیسه هرمی گفته می شود .
معیارهای تعیین شده از سوی کمیسیون تجارت آمریکا (FTC)برای تفکیک این دو نوع فعالیت ازیکدیگر که در پی برخورد قانونی این کمیسیون با شرکت بازاریابیAMWAY وشکایت به دادگاه فدرال آمریکا مطرح گردید می تواند ملاک تشخیص مفیدی باشد که به شرح زیر است :
1ـ اگر هزینه عضویت اولیه در شبکه مقدار زیادی باشد دسیسه هرمی در کار است . بطور معمول هزينه عضويت بايد با توجه به در آمد سرانه هر خانوار قابل پرداخت باشد .
2ـ اگر شرکت شما را مجبور کند که برای پذیرفته شدن به عنوان توزیع کننده مفدار زیادی کالا در ابتدای کار خریداری نمایید و یا در قبال کالایی که در ابتدای کار برای فروش در اختیار شما قرار میدهد مقدار زیادی شما را مقروض کند نشانه ای بر وجود طرح هرمی است .
3ـ اگر افرادی که عضو شبکه می شوند در باره مقدار پورسانتی که به طور متوسط ومعقول می توانند دریافت کنند گمراه شوند نشانه وجود پیرامید است .
4ـ اگر طرح کار بر مبنای فروش محصول به مشتری نهایی نباشد و هدف صرفا جذب نمایندگان فروش جدید باشد نشانه ای از طرح هرمی است .
5ـ اگر قيمت كالاي مورد عرضه واقعي نباشد و به ميزان قابل ملاحظه اي با قيمت مرسوم در بازار فاصله داشته و علي الخصوص گرانتر باشد نشانه وجود دسيسه هرمي است .
مقاله " بیانیه کمیسیون فدرال تجارت ایالات متحده آمریکا FTC در سال 2000 میلادی در مورد بازاریابی چند سطحی (MLM)" رو از سایت nms.ir اینجا گذاشتم و امیدوارم این اطلاعات برای دوستان عزیز مفید باشه![]()
پاسارگاد![]()
|
|
ماهیت طرحهای بازاریابی چندسطحی Multilevel or "network" marketing plans are a way of selling goods or services through distributors. These plans typically promise that if you sign up as a distributor, you'll receive commissions - for your sales and those of the people you recruit to become distributors. These recruits sometimes are referred to as your "downline."
Some multilevel marketing plans are legitimate. However, others are illegal pyramid schemes. In pyramids, commissions are based on the number of distributors recruited. Most of the product sales are made to these distributors - not to consumers in general. The underlying goods and services, which vary from vitamins to car leases, serve only to make the schemes look legitimate.
Joining a pyramid is risky because the vast majority of participants lose money to pay for the rewards of a lucky few. Most people end up with nothing to show for their money except the expensive products or marketing materials they're pressured to buy.
If you're thinking about joining what appears to be a legitimate multilevel marketing plan, take time to learn about the plan. What's the company's track record? What products does it sell? Does it sell products to the public-at-large? Does it have the evidence to back up the claims it makes about its product? Is the product competitively priced? Is it likely to appeal to a large customer base? How much is the investment to join the plan? Is there a minimum monthly sales commitment to earn a commission? Will you be required to recruit new distributors to earn your commission?
Be skeptical if a distributor tells you that for the price of a "start-up kit" of inventory and sales literature - and sometimes a commitment to sell a specific amount of the product or service each month - you'll be on the road to riches. Often consumers spend a lot of money to "build their business" by participating in training programs, buying sales leads or purchasing the products themselves. Too often, these purchases are all they ever see for their investments.
Your Responsibilities مسؤولیتهای شما If you decide to become a distributor, you are legally responsible for the claims you make about the company, its product and the business opportunities it offers. That applies even if you're repeating claims you read in a company brochure or advertising flyer. The Federal Trade Commission advises you to verify the research behind any claims about a product's performance before repeating those claims to a potential customer.
In addition, if you solicit new distributors, you are responsible for the claims you make about a distributor's earnings potential. Be sure to represent the opportunity honestly and avoid making unrealistic promises. If those promises fall through, remember that you could be held liable.
Evaluating a Plan ارزیابی یک طرح The FTC suggests that you use common sense when evaluating a multilevel marketing opportunity and consider these tips as you make your decision:
1. Avoid any plan that includes commissions for recruiting additional distributors. It may be an illegal pyramid.
2. Beware of plans that ask new distributors to purchase expensive products and marketing materials. These plans may be pyramids in disguise.
3. Be cautious of plans that claim you will make money through continued growth of your downline, that is, the number of distributors you recruit.
4. Beware of plans that claim to sell miracle products or promise enormous earnings. Ask the promoter to substantiate claims.
5. Beware of shills - "decoy" references paid by a plan's promoter to lie about their earnings through the plan.
6. Don't pay or sign any contracts in an "opportunity meeting" or any other pressure-filled situation. Insist on taking your time to think over your decision. Talk it over with a family member, friend, accountant or lawyer.
7. Do your homework! Check with your local Better Business Bureau and state Attorney General about any plan you're considering - especially when the claims about the product or your potential earnings seem too good to be true.
8. Remember that no matter how good a product and how solid a multilevel marketing plan may be, you'll need to invest sweat equity as well as dollars for your investment to pay off.
The FTC works for the consumer to prevent fraudulent, deceptive and unfair business practices in the marketplace and to provide information to help consumers spot, stop and avoid them. To file a complaint or to get free information on consumer issues, visit www.ftc.gov or call toll-free, 1-877-FTC-HELP (1-877-382-4357); TTY: 1-866-653-4261. The FTC enters Internet, telemarketing, identity theft and other fraud-related complaints into Consumer Sentinel, a secure, online database available to hundreds of civil and criminal law enforcement agencies in the U.S. and abroad.
|
|
دیروز با دوستان شاخه موازی که آقا حمید ما هم یکی از اون دوستان بود یه جلسه هفتگی خوب و دوستانه و پر بار داشتیم.
قسمت اول جلسه رو مامان کاریه آقا حمید ( طاهره جان) با یه سوال شروع کرد.![]()
اصل اول نتورک مارکتینگ چیه؟
شاید خیلی چیزا به مغز آدم خطور کنه اما چیزی که ما تازگیها بهش توجه نمی کنیم و قبلا خیلی رعایت می شد همین اصل اول یعنیNegative up Posetive down .
یعنی تمام نگرانیها ، ترسها ، سوالها و objection ها به بالا انتقال پیدا کنه و نکات مثبت مجموعه اعم از اخبار خوب که شامل موفقیتهای مجموعه ، بالا دستیها ،و یا گرفتن پورسانت میشه رو به پایین انتقال بدیم که دوستان تازه وارد برای ادامه کار انگیزه پیدا کنند و کارشون را با اشتیاق بیشتر انجام بدند.![]()
مبحث دیگه ای که طاهره جان در موردش صحبت کردند احترام بود . حالا این احترام چطور معنا میشه و باید احترام رو در چه چیزی دید چیزیه که کامل من نمی تونم اینجا بیارم ولی تا اونجایی که حضور ذهن داشته باشم و قوه تخیلم یاری بکنه می نویسم![]()
احترام یه رابطه متقابله . یعنی تو توی کارت هم باید به بالادستیت احترام بذاری و هم به دایرکتت . حالا تو می تونی احترام رو از افراد مجموعه ات بخوای یا اون احترام رو با رفتار و عکس العملی که توی هر لحظه نشون میدی در اونها نسبت به خودت به وجود بیاری.(چی شد ؟ کسی فهمید من چی گفتم؟)![]()
فکر می کنم دیگه همه ما تا اینجای کار که اومدیم می دونیم که احترام گذاشتن یک نکته رفتاری مثبته که در مجموعه Duplication ( همانند سازی) میشه. و این احترام زمانی مفهوم واقعی خودش رو پیدا می کنه که با اعتماد توام باشه .یعنی تک تک افراد مجموعه ای که داری می سازی به تو اعتماد داشته باشند و دایرکت مستقیمت از همه بیشتر.![]()
خب حالا باید بدونیم که چه چیزایی می تونه برای هر بالا دستی احترام بیاره. چی فکر می کنید؟
داشتن اطلاعات بالا یکی از مواردیه که باعث میشه افراد مجموعه ات کم کم بهت اعتماد کنند و درنتیجه به تو به عنوان یکی ازبالا دستیهای خودشون احترام هم بذارند. حالا این اطلاعات می تونه اشراف کامل داشتن تو به جزوه باشه یا خوندن اون کتابهاییه که هر کس در هر مقطعی که می رسه اونها رو می خونه و از نکات اون کتابها در هرچه بهتر کردن پی و ریشه مجموعه اش استفاده می کنه و یا اینکه تو هر بار برای افراد مجموعه ات خبرای دست اول از دنیای نتورک مارکتینگ و یا اصول نتورک در اقصی نقاط دنیا بیاری . که بعد شنیدن اون اخبار قیافه بچه هات این شکلی میشه![]()
ارتباط مستمر که حالا لازم هم نیست همش کاری باشه . این ارتباطها ی پیاپی باعث میشه که خواه نا خواه یه حس خوب هم ایجادبشه که اون حسه مخلوطی از احترام، اعتماد ، تایید ، محبت وخیلی چیزای دیگه ست. ما داریم یه کار انجام میدیم که با تمام اون کارایی که تا قبل از این انجام می دادیم فرق میکنه . ما با هم راه می ریم ، با هم می خندیم ، با هم برای حل کردن مسائلی که توی این راه برامون پیش میاد فکر می کنیم و با هم از اون نتایجی که در کنار هم بدست اوردیم لذت می بریم.![]()
آقا پدرام پسر آقا حمید ما حرف خیلی جالبه زد اینکه چون توی این کارما بستر win-win رعایت میشه و ما توی این کار در کنار هم فعالیت و تلاش می کنیم و این وسط از اطلاعات افراد دیگه هم استفاده می کنیم خواه ناخواه همه توی این کار به هم احترام میذاریم چون در نهایت همه ما در ناخود آگاهمون به یه چیز مشترک که همون کاره احترام میذاریم که نتیجه اش احترام متقابل بین افراده. ( کامل یادم نمیاد که همه این حرفو آقا پدرام زده یا باباش هم کمک کرده
)
چند دقیقه هم توی جلسه دیروز پاسارگاد صحبت کرد.( فکر کنم خودمم
)
هر لحظه می توانم کل زندگیم را با تصمیم جدیدی دگرگون کنم.
گاهی وقتا ما دقیقا نمی دونیم چی از خودمون ، از کارمون ،از زندگیمون و.... می خوایم. در نتیجه دچار سر درگمی میشیم. حالا اگه ما دقیقا بدونیم چی می خوایم و اگه اون چیزای که می خوایم رو جلوی چشممون واضح و روشن ببینیم در ما قدرتی نهاده میشه که به ما این توانو می ده که بیشتر سعی کنیم تا به اون نتیجه ای که می خوایم برسیم. افرادی که بر مشکلات غلبه می کنند و زندگیشون رو تغییر می دند از سه نوع تصمیصم گیری استفاده می کنند.
1- می دونند که روی چه چیزی تمرکز کنند: مثلا شخص در fu ضعف داره می دونه که باید خوب fu کنه تا بتونه جواب نگرانیها و سوالات افرادی رو که کار رو براشون توضیح داده بده . چه باید انجام بده؟ باید توی کارگاههای fu و همچنین جلسه پرزنت و fu شاخه خودش و شاخه موازی بشینه . یا اینکه ذهن خودشو بی جهت درگیر مسائل و اتفاقات حاشیه ای نکنه.
2- می دونند که هر چیز چه معنایی داره: مثلا سر جلسه fu به جای اینکه نگرانی اصلی prospect رو که مثلا سوخت شدن پوله رو تشخیص بده ذهن شخص رو در گیر یه مسئله دیگه فرض کنید پیدا کردن دو نفر نکنه. می گند تغییر جهت اما نه اینجوری دیگه![]()
3- می دونند چه کاری رو درست انجام بدند: اگه fu بلد نیستند روی یاد گرفتن این قسمت از کار بیشتر تکیه می کنند.
در نهایت همیشه باید یادمون بمونه که:
1- ما یه موقعیت تجاری خیلی خوب رو به افراد معرفی می کنیم.
2- که انسانهای زیادی رو ثروتمند کرده.
3- و در آینده یه تجارت بزرگ توی دنیا میشه .
حالا اگه کسی قدرت NM رو درک نکره و وارد این سیستم نشده ، به ما نه نگفته ،به سیستم نه نگفته، به شرکت نه نگفته، فقط و فقط به خودش نه گفته چون می ترسه و ترس الکی باعث فلج شدن افراد و نرسیدن به آرزوهاشون میشه.
غزاله جان (مامان کاریم) این جمله رو روی تخته نوشت:
آن قدر کار دارم که ترجیح میدم بخوابم
خب این جمله رو احتمالا همه ما موقعی که می خوایم از زیر کار در بریم میگیم .(مگه یه نتورک مارکتر خوب از زیر کار در میره
)
غزاله جان به تفاوتهای دو سیستم رئیس و رهبری اشاره کردند . در سیتم ریاستی رئیس ( مسئول) در راس یک مثلثه و افراد پاسخگو ( مثلا کارمندان) در قاعده این مثلث قرار گرفتند. توی این سیستمها همه چی بر پایه مچگیریه.![]()
در سیستم رهبری که نتورک مارکتینگ بر پایه اون عمل می کنه مثلث معکوسیه که رهبر پاسخگوی افراد مجموعه خودش میشه و افراد مسئول در قاعده مثلث که حالا رو به بالا قرار داره جای میگیرند.
خب دیگه همه ما می دونیم که برای موفق شدن توی هر کاری باید یه سری اصول رعایت بشه .هر نتورکی هم اصول خاص خودشو داره که اگه پیاده بشه اون نتورک تا ابد پایداره![]()
از اونجایی که من توی این قسمت اصلا win-win فکر نمی کنم این اصول رو اینجا نمی گم
چون این اصول در مجموعه ها گفته میشه و اگه خیلی دوست دارید این اصول رو بدونید حتما حتما از بالا دستیهای خودتون سوال کنید.
اگه این اصول شفاف سازی بشه و از همون قدم اول هم انجام بشه و با اقدامات روزانه خودمون همسو شده باشند که واقعا دیگه ملالی نیست![]()
و در آخر اینکه بعد از ورود بهM7D باید برنامه ریزی کنی ،هدف داشته باشی ،تعهد بدی ،لیستتو بنویسی ، اولویت بندی کنی ،تماس بگیری، کار رو معرفی کنی و نهایتا پیگری خوبی داشته باشی تا به موفقیت برسی که این موفقیت 100% .
اگه... بخوای
اگه...علاقمند باشی
اگه... فقط سعی کنی
آفرین مامان گلم.
و درآخرجلسه هفتگیمون جد بزرگوارمو آقا هومن حرفی زد که ما رو برد توی فکر که آیا تا الان به سرنوشت خودمون فکر کردیم
و مواظب تصمیمایی که توی زندگی می گیریم باشیم چون با گرفتن اون تصمیما مسیر زندگیمونو خودمون انتخاب می کنیم.
پاسارگاد![]()
مقاله ای که در زیر می خونید توسط آقای عبدالله همایون و خانم زارع دوتا از همکاران خوب ما در شاخه موازی ترجمه شده که ددی احسان خوبمون برای پر بار شدن وبلاگ برام فرستاد ه از دوستان عزیز و همچنین ددی مهربونمون بابت لطفشون یه دنیا سپاس ![]()
پاسارگاد![]()
تاریخچه ای از Amway
معنی لغت Amway چیست ؟ Amway مخفف کلمه ی راه آمریکایی است و در سال 1959 از طریق موسسان کمپانی جی ون آندل و ریچارد وس این واژه جدید ساخته شد.
Amway یک نام مشترک و با علامت تجاری ( کوتاه ) منحصر به فرد و آسان برای یادگیری درج کرد در دهه بعد Amway شرکت بزرگ موفقی تاسیس کرد . امروزه معیار بازاریابی در ارزش قوی ساختن و بنا نهادن اصل سرمایه است که باعث ادامه دادن و مورد تایید قرار دادن شرکت ها می شود بازاریابی بر اساس صداقت بی زرق و برق در کمک کردن مردم برای زندگی بهتر بنیان نهاده شده است .ما یک اعتقاد به موفقیت و فرصت در دراز مدت داریم .Amway نماینده آزاد بازاریابی بین المللی چند میلیارد دلاری است و فرصتی است به میلیونها تن از مردم در بیشتر از 80 کشور در اقسا نقاط جهان ما بالای سه میلیون مالک بازاریابی را نشان میدهیم و آنها را به رشد کردن در بازاریابی شان نوید می دهیم ما برای فراهم کردن راههای جدید و بهتر برای به اتمام رساندن هدفهای زندگی آنها سخت کار می کنیم .
دهه 1950 یک اساس قابل اعتماد
جی ون آندل و ریچارد دی وس بازاریابی خود را در دهه 1950 شروع کردند و در بازار ساپلمنت ناتریلیت فروش مستقیم را به کار بردند. آنها چیزی را چهل سال پیش کشف کردند که امروزه هنوز بدون تغییر همانگونه از آن استفاده می شود . قسمت اصلی بازاریابی مردم و ارتباط ها هستند که همیشه به دنبال فرصتهای جدید هستند در سال 1959 ریچ و جی و شرکاشان به دنبال طراحی محصولات جدیدی برای گسترش دادن بازاریابی شان شدند.آنها متوجه شدند که کالاهایی می خواهند که هر فردی هر زمان به آن نیاز دارد . کیفیت محصولات آنها را هر کسی می توانست به راحتی درک کند و آن را بیان نماید. محصولاتی را می خواهیم که دقیقا هر فرد معمولی را شامل شود و قابل فروش باشند . جی ون آندل می گوید که محصولات: مواد پاک کننده و لباس شویی به نظر میآیند نتیجه جستجوها ی آنها اولین محصول Amway بود که امروزه هر کدام از آنها را L.O.C می گویند ((چند هدف پاک))این متن کوتاهی از داستان موفق مربوط به فروش بود
که امکان دستیابی در تمام نقاط جهان را فراهم آوردند آنها یک اعتقاد قوی در توانایی دعوت آزادانه کار به وجود آوردند جی و ریچ فروش Amway و برنامه بازاریابی را طراحی کردند . آنها فهمیدند هر فردی که از انجام دادن کار سخت راضی بود می توانست از عهده روش ها و راههای بازاریابی بر آید . این عقیده ساده شهرت آنها را در سراسر آمریکا و سپس کانادا موجب شد. بیشتر مردم یک فرصت واقعی برای پیشنهاد بازاریابی Amway را پیدا کردند.
دهه1960 سالهای زود
فروش سالیانهAmway سریعا گسترش یافت و برای اولین بار از مرز پانصد دلار در ایالت متحده فراتر رفت به سرعت شرکت Amway از یک اتاق زیر زمینی در خانه جی بزرگتر شد . در طول این مدت Amway به سوی گسترش توانایی حرکت کرد و توسعه محصولات جدید آغاز شد. شاول (ماده پاک کننده لباسشویی)از محصولات آنها بود هر کدام از این فعالیتها در سال 1961 شروع شد . این محصولات خانگی فروش زیادی شدند برای شرکت کننده ها و رشد باور نکردنی را برای شرکت نشان دادند. در طی چند سال کوتاه شرکت بیشتر از هفتصد کارمند و بالای دویست محصول اختصاصی و بیشتر از صد هزار توزیع کننده داشت. ریچ و جی می دانشتند که بهترین راه تمایل مردم به بازاریابی Amway به وجود آوردن فرصتی برای آنها است بنابراین در سال 1963 ویترین معروف اتوبوس به گشتن در بیشتر شهرهای ایالت متحده پرداخت با محصولات و برشورهای تبلیغاتی سرمایه هایی فراهم کردند و به توزیع کنندگان کمک کردند آنها به معرفی خط محصول Amwayپرداختند و فرصت های منحصر به فردی به مردم سراسر کشور دادند در دهه 1960 با معرفی رتبه توزیع مستقیم از توزیع کنندگان موفق تقدیر به عمل آمد و یک الگو برای دریافت جایزه شد بازار Amway در اطراف جهان توسعه دادن را ادامه داد .اما در میان این همه موفقیت ها و رشد ها یک تراژدی رخ داد در سال 1969 آتش سوزی کارخانه اسپری Amway را به طور کامل ویران کرد.
دهه 1970 یک دهه از رشد
بعد از آتش سوزی جی و ریچ برای بازسازی کارخانه اسپری پیمان بستند و بازاریابی را از خطر نابودی نجات دادند . کارخانه دوباره بازسازی شد و فروش مورد ارزیابی قرار گرفت و فروش جزیی به صد میلیون دلار آمریکا رسید . خط محصول Amway سریعا گسترش یافت و با ساپلمنتن ناتریلیت بهترین خط فروش شد . این رشد وتنوع با فهرست های خریداران خصوصی ادامه یافت در نیمه دهه ی 1970 کامیون های Amway بیشتر از 3025 میلیون مایل (معادل 5023 ) کیلو متر مسافرت کردند و از توزیع کننده ها میلیون ها محصول خریداری شد در همان زمان در شرکتهای خارج از کشور توسعه یافتند بازار در 8 کشور از 3 قاره باز شد.Amway فعالیت جهانی خود را شروع کرد و نیمی از خاور دور را به عضویت خود در آورد در استرالیا سریعا به وسیله بریتانیای کبیر، هنگ کنگ و مالزی را دنبال کرد . با مسوولیت محدود Amway ژاپن (AJL)را بنا کرد . در توکیو در سال 1979 سریعا یکی از بازارهای بزرگ Amway مسوول فروش محصولات شد . دشوارتر از آن وارد شدن بازارهای جدید بود که آنها با هر چیزی از جمله زبانها و قانونهای متفاوت و کانالهای توزیع دشوار روبرو شدند. اما Amway رشد جهانی خود راادامه داد . در Michigan Ada مجتمع دفتر مرکزی Amway
سریعا رشد کرد و با نباختن خود بازاریابی را به حد انفجار در آورد . بیشتر از یک مایل محصولات Amway رشد کرد و در واقع یک شهر مستقل با ژنراتور قوی خودش ماشین آلات صنعتی توانایی بازیافت سرویس اتوبوس خطی و بخش آتش نشانی شد.
دهه ی 1980 دهه ی میلیارد دلاری
فروش جزیی سالانه برآورد شد و برای اولین بار فراتر از یک میلیارد دلار رفت.رشد درخواست ها بالا رفت دفتر مرکزی Amway در ایالت متحده گسترش یافت و در Michigan Ada یک کارخانه جدید لوازم آرایشی ساختند و محصولات Artistry TM تولید و توسعه یافت ماشین آلات صنعتی با نتیجه های خیلی موفق به کلی پیشقدم رسته محصول جدید شدند. خط محصول ماشین آلات صنعتی Amway تحت پوشش بر چسبespring TM ادامه یافت و یک جایگاه برتر در بازار پیدا کرد. آنها سعی کردند که انگیزه توزیع کنندگان را بالا ببرند و این کار را با بیشتر کردن افراد توزیع کننده کسانی که نقش زیادی در رشد بازاریابی Amway داشتند انجام دادند .
هنگامی که آنها جایزه موفقیت برنامه ریزی محیطی ملت های متحد صاحب نام را برنده شدند همواره به موضوع محیط پرداختند . Amway به عنوان رهبر جمعی محیطی و بنیان گذار تحصیلات محیطی در سال 1989 شناخته شده بودند.
دهه ی 1990 نسل بعد
فرزندان در ادامه دادن راه نیاکانشان استیون آندل و دیک وی وس موفق شدند و جی و ریچ به عنوان رییس و رییس کل Amway موفق شدند و در همان زمان نسل جدیدی از سرگروهها نیز وارد گروههای توزیع کننده شدند.آنها با استفاده از ساختمان سازی راه پدرانشان را ادامه دادند. در دهه ی 1990 فروش جزئی افزایش یافت و گنجایش به 5 میلیارد دلار در ایالت متحده رسید. در کالیفرنیا در پژوهش ناتریلیت حلقه ارتباط بین رژیم و سلامتی با یک صورت عمومی با افتتاح مرکز رنبرگ مشخص شد و برای تغذیه شهرت جهانی بدست آوردند و بعدها انستیتو سلامتی ناتریلیت نامیده شد . کار Amway در آسیا رشد کرد .Amway ژاپن را در برگزاری بازیهای المپیک زمستانی ناگانو سال 1995 هدایت کرد در سراسر جهان منطقه ها و کشورها به عضویت Amway در آمدند و حمایت از توزیع کننده ها همچنان ادامه داشت . مکان های مخصوص بازرگانی سالانه فرصت های Amway را بیشتر کردند این دهه برجسته چهلمین سالگرد سازمان را در سال 1999 منجر شد.
دهه ی 2000 افق جدید
در سال 2000 Amway برای یک قرن جدید و یک عصر مهیج آماده شد. خانواده های دی وس و ون آندل یک ساختار جدید بوجود آوردند و تکاپو و تلاش را در قرن جدید دیدند . Alictor واحد تابعه Amway و راه دسترسی به آن را پدید آوردند و بازاریابی گروهی را آغاز کردند. محصولات ساخته شده و توزیع آن تقویت شد . در دسته سکان Alictor استیون آندل و دی وس رئیس کل هستند . امروزه هر منطقه از بازاریابی Amway آزادی و قدرت دارند . Amway صنعت بازاریابی را ادامه میدهد این شرکت بر اساس قاعده (آزادی خانواده امیدواری و پاداش ) از ابتدا کار را خوب انجام دادند و امروزه صداقت و راستی را در دست گرفتند.
دیروزاین سایتهای جدید رو به پیوندهای وبلاگ اضافه کردم (msn group و finance.gruop) که اگه دوست دارید بدونید مای سونیها توی دنیا چه سوالا تی می پرسند یا چه می کنند حتما یه چرخی توی این سایتها بزنید بد نیست. سایتnetworking-pioneers مطالب فارسی رو برای اعضای خودش میفرسته که من جدید ترین مطلبشواینجا گذاشتم که سیستم بازاریابی شبکه ای رو با نظام خانواده مقایسه کرده .
در ضمن اگه دوستان خیلی دوست دارند بدونند که آیا شرکت مای سون دایموندز الماسها رو با قیمت منصفانه به مشتریهاش می فروشه یا نه! حتما به سایتoriginal-diamonds هم یه نگاه بندازند و برای اطمینان بیشتر مشخصات الماس رو وارد کنند و قیمتی که الماس توی بازار فروخته میشه رو ببینند.آقایون همکار توجه داشته باشند که ( این سایت فقط برای خانمها کاربرد نداره![]()
)
شرکت my7diamondsالماسهای نوع marquise:295$ میفروشه در صورتی که original_diamonds:344$ قیمت میده که نشون میده الماسهای شرکت ما 10% ارزونتر به مشتریها فروخته میشه.قیمت باقی الماسها رو در زیر نوشتم لطفا یه ماشین حساب بردارید و محاسبه کنید الماسها چند درصد ارزونتر و یا گرونتر از بازار فروخته میشند. یه کم خیالتونو جمع کنم؟
ازاون سه نوع الماسی که ما توی ایران می خریم برش marquise وbaquett از اون چیزی که توی بازار هست 10% ارزونتره. و برشoval دیگه خورده تو سر مال، شرکت 30% ارزونتر از بازار میده.![]()
baguett:295$ اما od:329$
oval:230$ اما od:332$
princess:330$ اما od:321$
pear:230$ اما $od: 329
emerald:230$ اما od:332$
round:445$ اما od:398$
پاسارگاد![]()
دوستانی از من می پرسند که آیا بازاریابی شبکه ای در دنیا یا در امریکا غیر قانونی است؟ خیر ، نه در امریکا چنین است و نه در اروپا یا استرالیا و جاهای دیگر. هزاران شرکت در امریکا محصولاتشان را با این مد ل به فروش می رسانند و نتورکرها آزادانه فعالیت دارند، سایت دارند، و از طریق اینترنت فعالیتهای خودشان را ادامه می دهند. موسسات آموزشی متعدد و معتبری روشهای بازاریابی را آموزش می دهند. در بخش خبری گوگل،برایNetwork Marketing جستجو کنید ، خواهید دید که هر روزآخرین اخبار و یافته ها در این زمینه به روز رسانی می شود و روزانه دهها مقاله و مطلب در این مورد نوشته می شود.من هر روز در RSS Reader خودم آخرین اخبار و تازه ها را پیگیری می کنم و هیچگاه ندیده و نخوانده ام که ممنوع باشد!
شگفت این است که بیشترین داستانها از موفقیت افراد مرتبط است با بازاریابی شبکه ای . برای مثال ، عنوان برخی از این اخبار را اینجا می آورم : پنجم نوامبر 2005 - سایت Emediawire خبر راه اندازی سایت جدیدی را در زمینه MLM می دهد ، 16 نوامبر سایت PR WEB خبر می دهد که بازاریابی شبکه ای بیش از پیش عمومیت یافته است، 19 نوامبر همان سایت خبر یک سمینار تخصصی در زمینه بازاریابی شبکه ای می دهد که قرار است در ماه فوریه برگزار شود ، 22 نوامبر Business Wire از راه اندازی فاز اول بازاریابی شبکه ای شرکت Interlink Global خبر می دهد ، 27 نوامبر،سایت PR WEB خبری می دهد از دوره های آموزشی بازاریابی شبکه ای در دنور امریکا و بسیاری مثالهای دیگر. در ماه دهها سمینار آموزشی برای بازاریابی شبکه ای در سرتا سر دنیا بر گزار می شود و تاکید همه این سمینارها این است که این کار ، کار سختی است و نتورکرها لازم است آموزش ببینند.
همه می دانیم که در این دنیا ، بچه ها به خاطر جهل و نادانی ، بیماری ، فقرو گرسنگی و جنگ یا از بین می روند یا به راههای نادرست دزدی و بزهکاری کشیده می شوند، همه می دانیم که محبت به آن مقدار نیست که به همه ی این بچه ها به طور یکسان و مساوی برسد به همین خاطر بسیاری از بچه ها وقتی بزرگ شوند عقده ای بار می آیند وممکن است آدمهای شرور و نا آرامی شوند ، اما انسانها کماکان در کار تولید مثل هستند و همه می دانیم که انسانها با این زاد و ولد مداوم و مستمر است که جمعیت دنیا را زیاد می کنند.همه این را می دانیم و باز هم زوجها می خواهند دونفر تا چهار نفر را به زیر مجموعه ی خود اضافه کنند، اگر تعادل برقرار شود ، یک پسر یا دختر در سمت راست ، یک پسر و دختر در سمت چپ، پدر و مادر خوشبخت می شوند ،اگر این بچه ها ، نوه و نتیجه هایی برای پدربزرگ و مادر بزرگ بیاورند، و تعادل برقرار شود ،آن پدر بزرگ و مادر بزرگ خوشبخت ترین خواهند بود چون هیچگاه تنها نخواهند ماند.
بزرگترها زیر مجموعه هایشان را آموزش می دهند و این آموزش نسل به نسل و سطح به سطح ادامه دارد مگر اینکه یکی از سطوح از آموختن سر باز زند ، آموزش در آن سطح متوقف می شود و پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها از داشتن چنین فرزندانی یا نوه ها و نتیجه هایی تاسف می خورند، نظام خانواده در همان سطح از هم می پاشد ، عده ای از نوه ها دست به شورش می زنند و اعتراض می کنند. دراین مثال با بازاریابی شبکه ای یک تفاوت وجود دارد ، در خانواده فرزندان انتخاب نمی کنند که وارد سیستم بشوند، آنها به خواست ( خدا ) و والدینشان وارد شبکه می شوند، در بازاریابی شبکه ای ، افراد این حق را دارند که انتخاب کنند که می خواهند وارد چه شبکه ای شوند و این خیلی مهم است.
نمی دونم با این مطلب موافقید یا نه ؟ اینکه گاهی وقتها لازمه آدم به خودش افتخار کنه یا خودشو تشویق
کنه
خب من می خوام امروزبه خودم و همکارم آقا عباس یه ویل دان توپ بدم
.خیلی دوست دارید
بدونید چرا
پس لطفا برید و روی اون نموداری که بالای صفحه همکارم گذاشته و آمار بازدید کننده های
ما رو نشون میده یه کلیک ناقابل کنید
.آفرین دوست خوب! اون چیزی رو که ما دیدیم و خوشحالمون کرد
رو شما هم دیدید
.ای بابا وبلاگ ما جهانی شده
و ما امروز خیلی خوشحالیم
پس از طرف آقایان
مایکل چنگ وبن سیان سون به خودمون افتخار در وکردیم و شما رو هم در این خوشحالی خودمون سهیم
وکردیم.و باز به قول دوست خوبمون آقا حمید ایول آخر وبلاگ![]()
پیوست ۱ : جدای از شوخی ما تمام تلاش خودمونو در باز هم بهتر کردن این وبلاگ انجام میدیم و تازه روی
کمک شما دوستان هم حساب باز کردیم![]()
پیوست ۲ : نمی دونم به آدرسهای جدیدی که به پیوندهای وبلاگ اضافه شده توجه کردید یا نه؟ قابل توجه
خانمها و دختر خانمهای همکار تا حالا فکر کردید با الماستون قراره چه کار کنید![]()
اگه تا حالا نمی دونستید ایرادی نداره ما به شما کمک می کنیم که بهترین تصمیمو بگیرید( این قسمت رو به
سبک پیامهای بازرگانی بخونید
) هر چه سریعتر بشتابید به سمت سایتهای diamondsprice و
orginal -diamonds - و مد ل انگشتر- گوشواره - گردنبند و تمام اون چیزایی که آقایون نسبت
بهش آلرژی دارند رو یواشکی بردارید تا در فرصتهای مناسب مثل سالگرد ازدواج - روزتولد-روز زن و
خیلی از مناسبتهای مختلف دیگه اونا رو توی عمل انجام شده قرار بدید.![]()
پیوست 3 : امید وارم به خاطر بد آموزی وبلاگ مارو نبندند![]()
پاسارگاد![]()
با سلام
یه کلیپ خیلی خیلی باحال که به ( e-mil )ام اومده رو
واسه شما گذاشتم حتما ببیند.
اینم اون کلیپ جالب و دیدینی با پاور پوینت Download
![]()
بسيارى از اقتصاد دانان، متخصصان و آينده نگر ها بر اين عقيده اند كه در سال هاى اخير انقلابى مشابه انقلاب صنعتى به وقوع پيوسته است كه جهان را وارد «عصر اطلاعات» ساخته است و بسيارى از جنبه هاى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى حيات بشر را دستخوش تحولى عميق نموده است. يكى از ابعاد اين تحول، تغييرات عميقى است كه در روابط اقتصادى بين افراد، شركت ها و دولت ها به وجود آمده است. مبادلات تجارى بين افراد با يكديگر، شركت ها با يكديگر و افراد با شركت ها و دولت ها به سرعت از حالت سنتى خود كه عمدتاً مبتنى بر مبناى اسناد و مدارك كاغذى است خارج شده و به سوى انجام مبادلات از طريق بهره گيرى از سيستم هاى مبتنى بر اطلاعات الكترونيكى در حركت است. تجارت الكترونيكى به دليل سرعت، كارايى، كاهش هزينه ها و بهره بردارى از فرصت هاى زودگذر عرصه جديدى را در رقابت گشوده است تا آنجا كه گفته مى شود عقب افتادن از اين سير تحول نتيجه اى جز منزوى شدن در عرصه اقتصاد جهانى نخواهد داشت.
• تجارت الكترونيكى چيست ؟
براى تجارت الكترونيكى تعاريف مختلفى ارائه شده است كه اغلب آنها مبتنى بر تجارب گذشته در استفاده از تجارت الكترونيكى بوده است. در ساده ترين شكل، مى توان آن را به صورت «انجام مبادلات تجارى در يك قالب الكترونيكى» تعريف نمود كه كميسيون اروپايى در سال ۱۹۹۷ آن را به شكل زير تعريف كرده است: «تجارت الكترونيكى بر پردازش و انتقال الكترونيكى داده ها، شامل متن، صدا و تصوير مبتنى است. تجارت الكترونيكى فعاليت هاى گوناگونى از قبيل مبادله الكترونيكى كالاها و خدمات، تحويل فورى مطالب ديجيتال، انتقال الكترونيكى وجوه، مبادله الكترونيكى سهام، بارنامه الكترونيكى، طرح هاى تجارى، طراحى و مهندسى مشترك، منبع يابى، خريد هاى دولتى، بازار يابى مستقيم و خدمات بعد از فروش را در بر مى گيرد. وزارت صنايع و تجارت بين المللى ژاپن گفته است
ارزش مبادلات الكترونيكى در جهان طى سال هاى اخير به سرعت در حال افزايش بوده است. گرچه در مورد سرعت گسترش اين شيوه از مبادله برآورد هاى بسيار متفاوتى ارائه گرديده است، لكن در كليه پيش بينى هاى به عمل آمده گفته شده است كه تجارت الكترونيكى در سال هاى آينده با رشد فزايند ه اى روبه رو خواهد بود. در گروه كشور هاى توسعه يافته (اعضاى
در سال ۱۹۹۹ حجم مبادلات الكترونيكى در ايالات متحده آمريكا معادل
در حيطه تجارت بين المللى نيز تجارت الكترونيكى سهم فزاينده اى را به خود اختصاص خواهد داد. برآورد هاى موجود حاكى از آن است كه تا سال ،۲۰۰۳ بين ۱۰ تا ۲۵ درصد از تجارت از طريق الكترونيكى صورت خواهد گرفت. يعنى، حتى با فرض بسيار محافظه كارانه ۱۳۰۰۰ ميليارد دلار براى جمع صادرات و واردات كالايى جهان در سال ۲۰۰۳ (اين رقم در سال ۱۹۹۹ حدود ۱۱۵۰۰ ميليارد دلار بوده است)، به ۱۳۰۰ تا ۳۲۵۰ ميليارد دلار بالغ خواهد شد.
كشور هاى عضو شوراى همكارى خليج فارس از نظر حجم تجارت الكترونيكى در صدر فهرست كشور هاى عربى قرار دارند. ارزش تجارت الكترونيكى اين كشور ها سالانه به ۳/۱ ميليارد دلار مى رسد. كشور مصر ۵۰۰ ميليون دلار و حجم تجارت الكترونيكى ساير كشور هاى عربى جمعاً ۲/۱ ميليارد دلار است. براساس پيش بينى بانك الاهلى مصر، حجم تجارت الكترونيكى كشور هاى عربى از حدود ۳ ميليارد دلار در سال ۲۰۰۰ به حدود ۵ ميليارد دلار در سال ۲۰۰۲ خواهد رسيد.
در جديدترين تحقيقات به عمل آمده توسط
سلام
با عرض خسته نبا شید به همه دوستان ![]()
برای رسیدن به هدف ها مون چه در ( NM ) و چه در ( زندگی ) خود نیاز هایی
داریم . یکی از آنها پند ( بزرگان) یا ( لیدر های زندگی ما ) هستند، پس خوب است
به آنها گوش فرا دهیم، و در زندگی خود به آنها جا معه عمل بپو شا نیم.
فردین
باشید با آرزوی موفقیت برای همه شما ![]()
*آبراهام لينكلن*
مصمم شويد كه كارى بايد صورت گيرد، سپس راه انجام آن را خواهيد يافت.
اى انسان ها، با تغيير، با تازه شدن، خود را احيا كنيد، وگرنه سخت خواهيد شد.
هرگز از شنيدن آنچه شرافتمندانه انجام داده اى، شرم نداشته باش.
تمام چيزى كه خدا از بشر مى خواهد يك قلب آرام است.
انسان همان جايى است كه تصميم مى گيرد باشد.
هرگز نمى خواهم به واسطه محدوديت هايم، محدود شوم.
زندگى انسان آن طرف يأس شروع مى شود
اشخاص را مانند چاي كيسه اي در نظر بگيريد تا در آب داغ نيفتند، متوجه جوهر وجودي خود نمي شوند.
هرگزتسلیم نشو، هر روز معجزه تازه ای اتفاق می افتد.
دیگران را ملامت نکن ، مسئولیت های زندگیت را خود بپذیر.
گوش کردن را یاد بگیر ، فرصت ها گاه با صدای آهسته در می زنند.
هرگز امید را از کسی سلب نکن، شاید این تنها چیزی باشد که دارد.
وقتت را تلف ماتم گرفتن برای اشتباهات گذشته نکن ، از آنها درس بگیر و بگذر.
هرگز گره ای را که می شود باز کرد، نبر هنگام مواجهه با کار سخت ، طوری عمل کن که انگار شکست غیر ممکن است.
خود را با معیار های خودت بسنج ، نه با معیار های دیگران.
فراوان بخند ، شوخ طبعی درمان تقریبا همه دردهای زندگی است.
از زمان یا کلمات با بی توجهی استفاده نکن ، هیچکدام قابل بازگشت نیستند.
نگو وقت نداری ، تو دقیقا همان تعداد ساعت در روز را در اختیار داری که پاستور ،میکل آنژ ،مادر ترزا، هلن کلر ، لئوناردو داوینچی ،توماس جفرسون و آلبرت انیشتین در اختیار داشتند.
حال و هوای بچگی را فراموش نکن.
خود را به "خود بهسازی" دائم متعهد کن.
به افکار بزرگ فکر کن ، اما از شادی های کوچک لذت ببر.
ما برای فروريختن آنچه کهنه است آفريده شديم. در مادمیدند که طغيانگر و شورش آفرين باشيم..
گاهی وقتها موقعی که دارم وبلاگ گردی می کنم به مطالب قشنگی می رسم که نمونه اش متن زیره . حالا اگه قوه تخیلت هم خوب باشه یاد کارتونهای دوره طفولیت هم میفتی که دیگه نور علی نورمیشه
.چون با مرور سریع تصاویر یهو خیلی چیزا جلوی چشمات زنده میشند و تازه الانه که میفهمی چقدراز اون کارتونها میشد درس گرفت. جالب نبود آدمها از بچگی نتورک کارمی کردند و از همون اول راه پسر شجاعها و خاله غازها وبنرها معلمهاشون می شدند ؟![]()
پاسارگاد![]()
شیوه ی بیدسترها :( پسر شجاع)
کار با تسلط و مراقبت کامل تا رسیدن به هدف
۱- عرصه ای با محدوده کاملا نشان گذاری شده.
۲- افکار- احساسات- نیازها - رویاها و آرزوها محترم شمرده می
شوند - شنیده می شوند و در موردشان کار می شود.
۳- انجام آن وظیفه شدنی است- اما با مبارزه جویی و پشتکار.
رهاورد غازها(خاله غازه گردن درازه)
در جریان کار یکدیگر را تشویق کنید
۱- تشویق ها چه مستقیم وچه غیر مستقیم باید واقعی باشد.
۲- بازی نکنید-امتیازی به دست نمی آورید .پیشرفت را تشویق کنید.
۳- E=mc2 Enthusiasm Cguals Mission times Cash and Congratulations یعنی: شور و شوق برابر است با دفعات پاداش
نقدی و تشویقها برای انجام کار درست.
روحیه سنجابها( بنر )
کار ارزنده
1- باید بدانیم که ما دنیا را به مکان بهتری تبدیل می کنیم.
2- همگی برای هدف مشترک کار می کنیم.
3- بر اساس ارزشهایمان همه طرحها -تصمیمها و عملیات را هدایت
و رهبری می کنیم.
منبع:http://network-marketing.persiangig.com
هفته چهارم
روز اول : مسوليت كارهاي خود را بپذيريد .
روز دوم : سعي كنيد خطاها و لغزشهاي خود را كاهش
دهيد .
روز سوم : مشكلات را آسان بگيريد و از ديگران براي رفع
آنها ياري بخواهيد
روز چهارم : به مسائل اطراف خود با نگرش مثبت برخورد
كنيد .
روز پنجم : در صدد توجيه خود نباشيد .
روز ششم : براي شاديهاي خود پيش فرض و شرايط
مشخص نكنيد .
روز هفتم : به واقعيات درون خود تمركز دهيد .
مي گويند دانشجويي سركلاس خوابش برد. وقتي زنگ را زدند
بيدار شد و با عجله دو مسئله را كه روي تخته سياه نوشته شده بود
يادداشت كرد و به خيال اينكه استاد آنها را به عنوان تكليف منزل
داده است يادداشت كرد و به منزل برد.تمام آن روز و آن شب
براي حل آنها فكر كرد. البتّه هيچ يك را نتوانست حل كند، امّا
تمام آن هفته دست از كوشش برنداشت سرانجام يكي را حل كرد
و به كلاس آورد. استاد به كلي مبهوت شد. چون آن دو مسئله را
به عنوان دو نمونه از مسائل غيرقابل حل رياضي داده بود. اگر اين
دانشجو اين موضوع را ميدانست احتمالاً آن را حل نميكرد. ولي
چون به خود تلقين نكرده بود كه مسئله غيرقابل حل است، بلكه
برعكس فكر ميكرد بايد حتماً آن مسئله را حل كند، سرانجام
راهي براي حل مسئله يافت.
پس نتیجه :!![]()
مي توانيم انتخاب کنيم که از حوادث رنجيده خاطر شويم يا انتخاب کنيم
دیروز یه روز خیلی خوب کاریم بود .چرا ؟؟
چون من برای اولین بار رفتم جلسه لیدر ها. جای خیلی از دوستان توی اون جلسه خالی بود. آقا حمید که یکی از همکارای خوب ماست و یکی از خواننده های ثابت وبلاگه نظر داده بود که ما از لیدرای خوبمون مثل آقا مجتبی و ..هم صحبت کنیم .ای به چشم.
این شما و این هم خلاصه داستانی که دیروز لیدر مهربونمون آقا مجتبی توی جلسه تعریف کرد .
پاسارگاد
یه روزی یک کماندار ماهری رو کرد به شاگرد ش و گفت : من می خوام چشم بسته اون سیب رو که می بینی با تیر بزنم. بنابراین شاگرد به دستور مربیش چشم کماندار رو بست . تیر که از چله کمان رها شد با فاصله خیلی کمی از سیب گذشت.شاگرد تعجب کرد چون انتظار داشت استادش با چشم بسته هم این کار رو درست انجام بده.استاد رو کرد به شاگردش و گفت :
تا زمانی که هدفت جلوی چشمت باشه قابل رسیدنه با چشم بسته نمی تونی به هدفت برسی.
نتیجه اخلاقی : همه ما توی هر مقطعی که هستیم یا در هر جایگاهی که قرار داریم تنها با درپیش چشم قرار دادن و تصویر سازی اهدافمونه( چه کوتاه مدت و چه بلند مدت) که می تونیم در جاده موفقیت گام بر داریم . اگه واقعا به این موضوع اعتقاد داریم یه بار دیگه همه ما چه دوستانی که تازه به جمع صمیمی کاری ما پیوستند و چه لیدرای خوبمون اهدافمونو یه بار دیگه مرور کنیم .من خیلی دوست دارم در کنار دوستانم توی جلسه لیدارها شرکت کنم .منتظرتونم بچه ها.
بخواهید تا به شما داده شود
بجویید تا بیابید
در بزنید تا در بروی شما بازشود
زیرا هر که چیزی بخواهد بدست خواهد آورد
و هرکه بجوید خواهد یافت
کافی است در بزنید که در برویتان باز شود.
فردین ![]()
استادمی گوید:
اگر در جاده رویا ها تان سفر می کنید، به آن متعهد باشید. هیچ دری را باز نگذارید
تا بهانه شود.بهانه ای مثل اینکه: خوب این دقیقا همان چیزی نیست که میخواستم
بذر شکست در همین جا نهفته است. مسیر خود را بپیمایید. حتی اگر گامهای شما نا مطمئن
است، حتی اگر می دانید می توانستید این مسیر را بپیمایید. اگر امکانات خود را در لحظه
اکنون بپذیرید، بی تردید در آینده پیشرفت خواهید کرد. اگر محدودیت های خود را انکار کنید ،
هرگز از آنها رها نمی شوید. شجا عانه با مسیر خود روبر شوید، و از انتقاد دیگران نهراسید.
و، مهمتر از همه، نگذارید با ( خود انتقادی ) فلج شوید.
. چون در تمام مدت به این موضوع فکر می کردم که من چه نوع کتابی هستم؟
تنها دلیلی که باعث شد من این متن رو توی وبلاگ بذارم این بودکه کار ما خواه نا خواه با ارتباط برقرار کردن مداوم با آدمهای دور و برمون تداوم پیدا می کنه و باید یه خواننده قهار بود تا کتاب خوبو از کتابی که تنها وقتتو می گیره وارزش یکبار خوندن هم نداره اشتباه نگرفت.
![]()
آدم ها مثل كتاب هستند ...
بعضي از آدم ها جلد زر كوب دارند ... بعضي جلد ضخيم و بعضي جلد نازك .
بعضي از آدم ها با كاغذ كاهي چاپ مي شوند و بعضي با كاغذ خارجی.
بعضي از آدم ها ترجمه شده اند .
بعضي از آدم ها تجديد چاپ مي شوند و بعضي از آدم ها فتوكپي آدم هاي ديگه هستند .
بعضي از آدم ها با حروف سياه چاپ مي شوند و بعضي از آدم ها صفحه رنگی دارند.
بعضي از آدم ها تيتر دارند , فهرست دارند و روي پيشاني بعضي از آدم ها نوشتند :
حق هرگونه استفاده ممنوع و محفوظ است .
بعضي از آدم ها قيمت روي جلد دارند . بعضي از آدم ها با چند درصد تخفيف به فروش مي رسند و بعضي از آدم ها بعد از فروش پس گرفته نمي شوند .
بعضي از آدم ها نمايشنامه هستند . در چند پرده نوشته مي شوند .
بعضي از آدم ها فقط جدول و سرگرمي دارند و بعضي از آدم ها معلومات عمومي هستند .
بعضي از آدم ها خط خوردگي دارند و بعضي از آدم ها غلط چاپي دارند .
از روي بعضي آدم ها بايد مشق نوشت و از روي بعضي از آدم ها بايد جريمه نوشت .
بعضي از آدم ها رو بايد چند بار بخوونيم تا معني اونها رو بفهميم و بعضي از آدم ها رو بايد نخونده دور انداخت ... !!
همه ما می خواهیم که به موفقیت برسیم و مدارج آن را طی کنیم. این چیزی است که هر کسی می خواهد اما عده کمی حاضرمی شوند بهای آن را بپردازند. من در طول 7 سال گذشته با افراد زیادی از طریق سمینار و آموزش های خصوصی کار کرده ام و متوجه شده ام که تنها چند اصل وجود دارد که به افراد کمک می کند تا مراحل ترقی را آنچنان که شایسته آن هستند طی کنند :
- موفقیت برای همه ما قابل دسترس است با این حال عده کمی آن را بدست می آورند.
- موفقیت یک عادت است و درواقع رمزو رازی در خود ندارد.
- موفقیت یک طرز تلقی است؛ یک پوستر که روی آن نوشته ایم : «من استحقاق داشتن تمام آن چیزها را دارم».
موفقیت از سیستم باورهای شما آغاز می شود و سیستم باورهای شما از اینجا آغاز می شود که در مورد خودتان چگونه فکر می کنید. احترام به خود اولین و مهمترین کلید موفقیت است. برای اینکه درNetworking موفق باشید، ابتدا لازم است یک تصویر شخصی مثبت از خود را بپذیرید. چیزی که شما در این کار روی آن سرمایه گذاری می کنید در درجه اول خودتان هستید و در درجه دوم سایر افراد. شما اطمینان، اعتماد، قوت قلب و جرأت را بازاریابی می کنید. به همین دلیل تصویر شخصی مخصوصا ً در گفتگوها در اولین پیگیری هایتان اینچنین مهم است. در واقع این چیزی نیست جز این که : هرگز قبل از این که تغییر کنید، تأثیر نمی گذارید.
در ابتدای سفرتان به سمت موفقیت، بخشیدن خودتان و سایرین بخاطر اشتباهات و شکست هایی که مرتکب شده اید قدم اول بشمار می رود. بخاطر داشته باشید که شما سایرین را به سمت خود جذب می کنید تنها و تنها بخاطر چیزی و کسی که واقعا ً هستید.
هنگامیکه شما انسان مثبتی هستید و درباره خودتان احساس خوبی دارید، افرادی با همین طرزفکر را سمت خودتان جذب می کنید و عکس آن نیز در مواردی صادق است که در فرایند اعتقادی و باورهایتان، نسبت به خود منفی باشید. چنانچه محبت و عشق را یک حساب بانکی فرض کنیم، این باورهای شماست که اعتبار و موجودی آن را تعیین می کند.
معمولا ً انسان ها چیزهایی از گذشته شان را به زمان حال می آورند و همین مسأله آنها را از داشتن یک بینش صحیح و شفاف نسبت به آینده نیز باز می دارد. بنابراین خوب است که یاد بگیریم خودی را که از گذشته با خود بهمراه آورده ایم بخشیده و بگذاریم به همان زمان بازگردد.
- موفقیت یک فرایند است نه یک تصویه حساب و یا دستمزدی که با گرفتن آن خودمان را از شر کارهای سخت و یا بدهی هایمان خلاص کنیم.
شما در آستانه دری که به سمت موفقیت باز می شود 10 دلار خود را پرداخت خواهید کرد و خیلی سریع متوجه خواهید شد که هیچ راه میان بری وجود ندارد. هیچ کدام از ما قادر نیستیم تمامی جزئیات زندگی خود را مدیریت کرده یا بر آنها مسلط شویم. اصرار بر این کار تنها به یأسمان خواهد انجامید. اما در عوض می توان چند اصل کلیدی که منجر به رشد شخصیتی سریع می گردد را مدیریت کرده و بر آنها تسلط یافت.
برای انجام این کار، شروع به فکر کردن می کنید اما نه بصورت تصاعدی بلکه بصورت نمایی! Think Big – Act Big (بزرگ فکر کنید – بزرگ عمل کنید) شما باید باورهای غیرمتعارفی داشته باشید تا نتایج غیرمتعارفی بدست آورید.
دراین حالت به یک برنامه ثابت و پایا نیاز دارید (چیزی که معدودی از افراد دارند).
وقتی شما در نقشه کشیدن شکست می خورید، درواقع نقشه می کشید که شکست بخورید.
منظور از طرح و نقشه، نوشتن و به ثبت رساندن چیزهایی است که مرئی هستند، پس می توانید در ذهنتان روی آنها دست گذاشته و جریان پیشرفت خود را در راه رسیدن به آن مونیتور کنید. احتیاج دارید که یک تصویر ذهنی موجز و شفاف از چیزی که قرار است بر فراز سفر بسوی موفقیت به آن برسید، داشته باشید. اهداف خود را دست یافتنی و واقعی و درعین حال به اندازه کافی بزرگ انتخاب کنید که برای دست یافتن به آن مجبور باشید دست خود را دراز کنید.
در کنار اهدافتان پیشنهاد می کنم یک طرح یا روش کار روزانه برای خود قائل شوید. چه تمام وقت کار می کنید و چه پاره وقت، دقیقا ً بنویسید که در ساعاتی که دراین کار برای تحقق تعهداتتان اختصاص خواهید داد چه کار می خواهید بکنید. هیچگاه به خودتان بیش ازحد قول ندهید. نوشتن دقیق چیزهایی که از خودتان انتظار دارید کمک می کند تا خودتان را مسئول احساس کنید. هرشب، قبل از رفتن به رختخواب، به طرح روزانه خود نگاه کرده و از خود بپرسید امروز نسبت به خودتان چقدر متعهد بوده اید.
من در کارم بعنوان یک مربی، بارها با افراد یک Game Plan هفت روزه را طراحی کرده و آنرا برای جهار هفته متوالی (یک ماه) به اجرا درآورده ام. این طرح کوتاه مدت به آنها یاد می دهد که به یک طرح بلند مدت و ثابت برسند. تلاش پیوسته و ثابت در طول زمان همگام با رشد شخصی و شخصیتی، همانا نتایج مثبت پیوسته و ثابتی را خلق می کند.
همچنین با افرادی کار کرده ام که درNetworking کاری را انجام می دهند که من اسم آن را «از زور خنده از پا درافتادن» گذاشته ام که یک جور بازی با اعداد است و در آن هرآنچه که شما در مهارت کمبود داشته باشید در تعداد دفعات تکرار جبران می کنید. فرقی ندارد که شما در کدام Network درحال فعالیت می باشید بلکه مهمترین چیز جمع آوری نتیجه است. منظور من از بازی «از زور خنده از پا درافتادن» تلاش و تحرک به اندازه ای است که اگر پاره وقت به این کار مشغول هستید، حداقل یک نفررا درهفته ثبت نام کنید و چنانچه
