تبليغاتX
زندگی بهتری داشته باشیم
 

خداوند خوبي و  زيبايي وسودمندي بنام آنكه بهتر است و آنچه بهترين است.

 

با عرض سلام خدمت دوستان گرامي:

مقاله اي در مورد موفقيت  در کار و زندگی را گردآوري نموده ام كه اميدوارم مثمر ثمر واقع گردد.

 

در ابتدا تعريفي از موفقيت : موفقيت يعني رسيدن رضايتبخش به اهدافي كه داريم كه در نهايت منجر به آرامش و اطمينان ميشود

 

اصول موفقيت:

 

هميشه به اهداف بزرگ بينديشيد و طرح كوچك را كنار بگذاريد انسان هميشه به آنچه مي رسد، كه به آن مي انديشد ،  بلند پروازي در انتخاب اهداف، با بررسي و مطالعه بسيار مفيد است .

 با استعداد متوسط و پشتكار بيش از حد، مي توان به هر چيز رسيد  و فقدان استعداد با عواملي مانند : مقاومت،سختكوشي،دقت،صبر،شكيبايي قابل جبران است.

 

نقش شانس در موفقيت: شانس يعني استفاده بجا از فرصتهاي پيش آمده، يعني توانايي درك موقعيتها و انتخاب بهترينها ، نيچه مي گويد : دنيا نه مخالف انسان است نه موافق آن بلكه، بي طرف است.

 

خواستن: اينكه بخواهيد ، خواستن به معناي عمل كردن است، نه آرزو و اميدوار بودن.

بايد همچون فولاد محكم باشيم تا هر زمان چكش مصيبت بر ما فرود آمد، نه تنها از بين نرويم، بلكه با صداي بلند بخنديم .

راه زندگي راه گلزارها نيست ، بلكه راه خارهاست پس بايد پاهاي قوي داشته باشيم تا براحتي از اين خارها بگذريم.و نيچه مي گويد : آنچه مرا نكشد ، قوي ترم خواهد ساخت.در پيمودن راه موفقيت غير ممكن وجود ندارد.عظمت زندگي در علم نيست،يلكه در عمل است .  بخواه  ،  ياد بگير  ،  امتحان كنكار را شروع كنيد مشكلات در حين انجام بر طرف ميشود . از انجام دادن كارهاي بزرگ نترسيد آنرا به بخشهاي كوچكتر تقسيم كنيد. چيني ها مي گويند: مردي كه كوه را از ميان بر داشت ،كسي بود كه شروع به برداشتن سنگ ريزها كرد.

تمام نيروي خود را براي رسيدن به هدفتان در يك نقطه متمركز كنيد و براي رسيدن به خوشيهاي بزرگ از خوشيهاي كوچك  صرف نظر كنيد . در پايان ما هميشه توانيم جزء بهترينها باشيم البته اگر خودمان بخواهيم.

 

 

******* كساني از پله هاي موقعيت بهتر بالا ميروند كه پاهايشان را بر پله هاي فرصت بگذارند.

     ادامه دارد...

نوشته شده توسط عباس در یکشنبه سی ام بهمن 1384 ساعت 13:57 | لینک ثابت |

 

- کسی که امروز می خواهد کامیاب شود ، نباید فرصت را از دست دهد. کسی که منتظر پیش آمد و فرصت باشد فاتح نمی شود.

- سرنوشت شما به دست خود شماست.

- کاميابی ، زاده محنت و رنج و استقامت است.

- شکست ، عامل موفقيت مردان و زنان بزرگ بوده است.

- بزرگترين کمک کنندگان ما ، مخالفين و رقبای ما هستند، زيرا که اشخاصی که برخلاف ما کار می کنند و می خواهند خار راه ما شوند ، در ما توليد حس رقابت کرده و اعصاب ما را تهييج نموده و قوی می سازند.

- کسی که خاموش شد فراموش می شود ، سکوت و خاموشی مقدمه مرگ و زيستن مستلزم اراده بسيار قوی می باشد.

- کوشيدن ، ثابت می کند که فرد قدرت دارد.

- چنانچه طرز تعليم دويدن، دويدن و طريق ياد گرفتن شناوری، شنا کردن است، همانطور طريق رشد دادن اراده قوی نيز سعی متمادی و کوشيدن منظم و مفيد و به کار انداختن فعاليت و تمرکز دادن قواست. {استنلی کوبريک نيز فيلم سازی را از طريق ساختن فيلم آموخت.}

 

- قوه اراده و عمل را با هم آميخته و قوای جسمانی و دماغی{ذهنی} خود را با آن تقويت کنيم.

 

ما بايد خود را وادار کنيم که هر موقع خواستيم کاری را انجام دهيم به عهده تعويق نيانداخته و بدون از دست دادن فرصت آنرا انجام داده، به انتها رسانيم، اعم از اينکه آن کار بزرگ يا کوچک باشد.

يگانه عاملی که مسبب کاميابی حقيقی می گردد، تعقيب مقصد است.

 چيزی که بعد از عزم و اراده ، لازم است ، تعقيب مقصد و پافشاری در کار می باشد. {استقامت در کار}

شخصی که تعقيب مقصد دارد هيچگاه به فکر اين نمی افتد که آيا موفقيت نصيب وی خواهد شد يا نه؟ تا به کمال مطلوب و هدف واقعی و مقصد اصلی نائل نشود ، از پای در نمی آيد و نمی نشيند.

 

همواره يادمان باشد که چيزی که امروز داريم شايد آرزوی ديروزمان بوده و بزرگ ترين آرزوی فردايمان باشد. پس هميشه سعی کنيم قدر چيزی که امروز داريم را  خوب بدانيم.

 

نوشته شده توسط عباس در شنبه بیست و نهم بهمن 1384 ساعت 13:1 | لینک ثابت |
 

از بچگی به ما گفتن خرسا  زمستونا ، توی خواب زمستونی میرن. اما تا اونجا که خاطرم هست هیچ جا نخوندم یا نشنیدم که آدمها هم برن توی خواب زمستونی.

نمی دونم تا حالا شده دلت بخواد توی وضعیتی که داری یا هستی بمونی و اصلا تکونی به خودت ، زندگیت و یا اندیشه و افکارت ندی. شاید این حالت توی مواقع مختلف گریبان گیر ما شده، حالا یا خودمون خیلی خاطر خودمون رو می خواستیم و زود از این خمودی اومدیم بیرون یا اینکه یکی حسابی ما رو از اون خواب غفلت بیرون اورد .

شاید این رخوت و خمودی که باعث میشه تو تکونی به خودت ندی و توی همون وضعیتی که هستی مرتب درجا بزنی بابت اینه که حس می کنی داری به در بسته می خوری ، اما اگه واقعا خودتم خواهان این باشی که دیگه بسه .حتما کسی هست که بی منت بهت کمک می کنه و راه خوبی جلوی پات میذاره. اگه کمی با خودمون رو راست باشیم حتما چند نفری رو می شناسیم. جای خوندم:

 "هر وقت احساس احترام به خود در شما کاهش یافت،فکر کنید که خداوند شما را به صورت خودش آفریده است"

حس قشنگیه مگه نه؟ . فکر می کنم گاهی وقتا بدجوری بعضی از ماها توی خواب زمستونی میریم . اگه همه ما یادمون بیاد که بعد از هر زمستونی یه بهار زیبا هست فکر می کنید برای استقبال از اینهمه زیبایی میگیریم می خوابیم یا شروع می کنیم به خونه تکونی ؟

 فکر می کنید چند نفر از ماها برای رسیدن به اون اهدافی که قراره تا چند وقت دیگه بهش برسیم احتیاج به یه خونه تکونی حسابی داریم ؟

                                                                                                                       پاسارگاد

نوشته شده توسط عباس در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 ساعت 9:42 | لینک ثابت |

 

 

حکایت ما هم مثل این دوتا مرواریده ، چطور؟ هر سختی و هر مشکلی ما ها رو آبدیده می کنه . یا به قول دوست عزیزمون "هایده جان" روح آدمو جلا و صیقل میده ، درسته که تو مواقع سخت یه لحظه آدم احساس ناتوانی میکنه ولی وقتی یه مدت میگذره و تو بر میگردی به عقب می بینی چقدر روحت بزرگ شده .

 

 

                                                                                                        پاسارگاد+آقا عباس

 

 

مروارید

 

صدفی به صدف دیگر گفت: " درد عظیمی در درونم دارم. سنگین و گرد است و آزارم میدهد". صدف دیگر با غرور و نخوت گفت: آسمان و دریا را شکر، که من دردی ندارم. من چه از درون و چه از بیرون، سالم سالم ام در همان لحظه، خرچنگی که از کنارشان می گذشت، گفت و گوی آن دو صدف را شنید و به آن صدفی که از درون و بیرون سالم بود، گفت: بله، سالم  و سر حالی؛ اما حاصل درد رفیق ات، مرواریدی بسیار زیباست.

 

 

 

 

 

از کتاب باغ پیامبر و سرگردان

نوشته جبران خلیل جبران

 

نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384 ساعت 10:22 | لینک ثابت |

 

روز  دیگری رسیده است

خدایا تو را شکر می کنم

که نمی گذاری بترسم

از این شروع دوباره...

                                                                                                                               " دائو "

 

انسان موفق کسی است که با آجرهایی که به سوی او پرتاب کرده اند بنای محکمی بسازد. افرادی که مثبت اندیش هستند بیش از سایرین امکان موفق شدن در زندگی دارند. نگرش مثبت نه تنها میزان خرسندی را از زندگی بالا میبرد، بلکه در کنش و واکنش دیگران نیز نسبت به ما تاثیر میگذارد. و این تاثیر باعث قابل احترام بودن در نزد افراد خواهد بود .

 

 

دوباره به دنیا بیا

نپرس چگونه و یا چطور؟

تنها دوباره به دنیا بیا!...

چشمانت را ببند

و باز کن!...

این تولدی دیگر است...

 

 

                                                                                                                             " دائو "

 

نوشته شده توسط عباس در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384 ساعت 16:7 | لینک ثابت |
 

به کودکان بنگرید

که هر لحظه عمر خود را شادمانه زندگی می کنند

چونان آنها، تظاهر به شادی کنید

تا همه چون کودکان

شاد باشید

                                                                                                                              " دائو "

امروز مطلبم در باره بچه هابود . کلی نوشتم ولی موقع ثبتش همه پاک شد و برای اینکه ثابت کنم به حرفایی که زدم معتقدم دوباره نوشتم.

نمی دونم تا حالا به رفتار بچه کوچولوها دقیق شدید یا نه؟ کلی می تونیم ازشون رفتارهای مدیریتی یاد بگیریم. رفتارهایی که ما تازگیها با خوندن انواع کتابهای مدیریتی ـ عملکردی باهاشون آشنا شدیم.

بچه ها رو دیدید که وقتی کار بد می کنند زود پیشدستی می کنند میرن از مامان ـ باباشون معذرتخواهی می کنند و درواقع اونا رو توی عمل انجام شده قرار میدن و مامان ـ باباهه می مونه که باید چه عکس العملی با این بچه فسقلی داشته باشه که با استفاده از روش عذرخواهی یک دقیقه ای خلع سلاحشون کرده. صداقت کودکانه بچه ها مثال زدنیه  تازه فید بکاشون هم عالیه همه چیز رو معمولا به پدر و مادراشون میگن رو راست و صمیمی.گاهی هم با شاخ و برگ اضافه

ما هم توی کار یاد گرفتیم که یکی از اصول کار نتورک صداقته . بنابراین هر جا صداقت توی کار نباشه کارت خوب پیش نمیره.

نحوه ویل دادن دان بچه ها رو به پدر و مادراشون دیدید بلافاصله بعد از حرکت خوشایند پدر ومادراست که سیل تشویق و قربون صدقه از قبیل مامان خوشگلم ویا تو بهترین بابای دنیایی به سمت مامان باباهه سرازیر میشه. فکر می کنم باید برای ویل دان دادن به بچه هام یه سری به مهدکودک بزنم تا با ورژنهای جدید ویل دان آشنا بشم تا از دنیا عقب نمونده باشم

نمی دونم تا حالا پیگیری از نوع کودکانه رو دیدید که با لجاجت همراه؟ مثلا از اون نوعی که وسط زمستون بستنی ازتون می خوان یا توی چله تابستون شیر کاکائو داغ می خورند یا اینکه با شنیدن داستانهای شبانه ، ساعت۱۲ شب دلشون هوای باغ وحش رفتن می کنه و از بس زمین و زمان رو به هم میدوزند تا به اون چیزی که می خوان می رسند.درسته که ممکنه بچه ها نتونند به همه اون خواسته هاشون برسن اما نوع پیگیریشون حرف نداره. گاهی وقتا فکر می کنم اگه همه ما برای به دست اوردن چیزایی که از زندگی می خوایم اینجوری پیگیری داشته باشیم شاید به همه چیزایی که می خوایم زودتر از اینا برسیم . شما نمی تونید  بچه ها رو گول بزنید، اگه قراره پارک ببریشون نمی تونی با یه اسمارتیز عوضش کنی اونا از شما  می خوان که ببریشون پارک و براشون یه بسته اسمارتیز بخری.جالبه نه؟ حالا ما چی می خوایم یه نوکیا ۸۸۰۱ ولی چی بدست میاریم یه نوکیا ۱۱۰۰

نمی دونم تا حالا شده توی یه جمعی قرار بگیری و یه بچه کوچولو نقاشیشو بهت نشون بده و از تو بخواد حدس بزنی چی کشیده چیزی که اونا معمولا میکشند چهارتا دایره است که با یه سری خطوط کمرنگ به هم وصل شده و خودشون فکر می کنند که یه قهرمان جدید از نوع " سوپر منه" که قراره دنیا رو کن فیکون کنه. بچه ها بدجوری توی تصویر سازیهایی که توی ذهنشون دارن فرو میرند و اونقدر از این تصویر لذت میبرند که تا مدتها مامان ـ بابا ها باید با بچه هاشون کلنجار برن که عزیزم تو سوپر من نیستی تو خودتی تا بلکه ازون نقششون بیان بیرون. داستانهایی که بچه ها معمولا از نقاشیهایی دنباله دارشون برات تعریف می کنند برای خودشون به همون هیجان انگیزی داستانهای پلیسی " آگاتا کریستی"  و یا به همون شگفت انگیزی داستانهای "ژول ورن" ماست.

اولین چیزی که ما توی کار یاد گرفتیم اینه که هدفها و آرزوهای کودکیمونو از لابلای غبار ذهنمون دربیاریم و اونا رو جلو ی چشممون تصور کنیم، انگار بهشون رسیدیم چون لذت تصور کردن  اونا بهت می تونه انرژی و یا انگیزه ای بده که تو برای رسیدن به اون آرزو قدمت رو محکم برداری.

قهر کردن بچه ها هم جالبه وقتی مامان و باباها بچه ها رو توبیخ می کنند بچه ها بازم به سمت اونا میرن و گریشون چند دقیق بیشتر طول نمی کشه ، چون غصه هاشون عمیق نیست ، چون توی دنیاشون عمر غم کمه. حالا ما وقتی دچار یه مشکل میشیم از بس اونا رو برای خودمون بزرگ می کنیم که یه مساله قابل حل برامون لاینحل میاد.چرا اینجور میشه

تا حالا بازی کردن بچه ها رودیدید؟ پشتکارشون حرف نداره. مخصوصا زمانی که دارن با خونه سازیهاشون برج و بارو درست می کنند. بارها و بارها اون برج میریزه ولی اونا از نو شروع می کنند دوباره و دوباره...

حالا ماچی کار می کنیم؟ اگه یکی دوبار رفتیم دنبال اون چیزی که می خواستیم و بهش نرسیدیم بی خیال اون چیز میشیم . گاهی وقتا دلم می خواد سماجت و پشتکار بچه ها روداشته باشم.

نمی دونم چرا همه ما تازه با دیدن بچه ها و یا خوندن کتابهای روانشناسی کودک یادمون میاد که از این رفتارهای بچه ها می تونیم الگو برداری صحیح داشته باشیم. تازه اونموقعست که یادمون میاد که ای وای  ما فلان رفتارو توی فلان بچه فلان کس دیده بودیم و به نظرمون جالب اومده. در همه ما بخش کودکانه وجود داره ولی بدجور لابلای خیلی چیزا مخفی شده .اینو با قطعیت میگم چون اگه غیر این بود نمی تونستیم این چیزا رو ببینیم.

دنیای بچه ها خیلی پر رمز و رازه. البته برای ما ،نه برای خودشون .برای ما اسرا آمیزه چون رفتارهای کودکانه خودمونو فراموش کردیم. فکر می کنم باید از این به بعد روی بچه ها دقیق تر بشم و بگردم دنبال رفتارهای جالبی که می تونه به من کمک کنه که توی زندگیم و توی کارم موفق تر عمل کنم.

دنیاتون کودکانه و شادمانه باشه.                                                                                   

                                                                                                                       پاسارگاد

نوشته شده توسط عباس در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384 ساعت 13:20 | لینک ثابت |
 

راستش هفته پیش مامان غزاله چنان ما رو شوکه کرد که نگو نپرس.یه موضوع فوق العاده جالب برای جلسه گروهیمون انتخاب کرد که نه تنها بچه با اشتیاق توی این موضوع مشارکت داشتند ، کلی هم توی جلسه خندیدیم و خوبی اینهمه انرژی این بود که یکی از پسرام بدون اینکه بهش بگیم برای فرداشinvite کرد.

بحث خلاقیته دیگه. اینکه الان بتونی توی زندگی عادیت چیزی رو ببینی که بشه  به نتورکت ربطش بدی.

موضوعی که مامان غزاله با هوشمندی انتخاب کرده بود "شباهتهای نتورک مارکتینگ با ازدواج یه دختر و پسر "بود.حتما پیش خودتون دارین فکر می کنید مگه شباهتی هست. بله خیلی زیاد هم شباهت وجود داره.

شما می تونید از اولین برخورد ، اولویت بندی ، لیست نوشتن،دعوت، معرفی ، پیگیری، ورودی و بررسی سیستم سنتی و جدید و غیره و غیره رو توی این دوتا موضوع بررسی کنید.تازه کلی روشها جدید و ایده های خلاقانه از ذهن بچه هات عبور میکنه که باعث میشه به وجودشون افتخارکنید.نمونه توی بحر  موضوع رفتن رو پسرم از خودش بروز داد.

شرمنده اینبار اسم پسرمو نمی گم. پسرم معتقد بود که عربها به علت تعدد زوجین دارن سیستم هرمی کار می کنند. خلاقیته دیگه نمی شه جلوی تصویر سازی ذهنی بچه هاتو بگیری.

درسته که اینبار فضای جلسه گروهی متفاوت از قبل بود اما پشت تمام خنده های از ته دلمون تمام روند کاری از ابتدا تا وارد شدن یه همکار جدید به گروهمون یه باره دیگه دوره شد. و مهم همینه.

مامان غزاله بابت خلاقیت نابت ممنون.

زندگی با همه وسعت خویش

محفل ساده غم خوردن نیست

حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست

زندگی خوردن و خوابیدن نیست

زندگی جستن و جاری شدن است

زندگی کوشش و راهی شدن است

از تماشاگه آغاز حیات تا به جایی که خدا می داند...

                                                                                                                          پاسارگاد

نوشته شده توسط عباس در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384 ساعت 11:57 | لینک ثابت |
 

هر بار که بحث اهداف و آرزوها و موفق شدن و نشدن پیش میاد ما فریاد می زنیم و میگیم که چه می خوایم و چه نمی خوایم، بعد این اهداف و آرزوها و کلی چیزای قشنگ دیگه توی ذهنمون خاک میگیرند تا یه جمع دیگه و یه نشست دیگه که یکی دوباره ما رو تکو ن میده و یادمون میندازه که از زندگی چی می خواستیم. چند بار از تصور داشتن و یا رسیدن به اون هدف از لذت پر شدیم ؟ چند بار رفتیم قیمت چیزایی رو که دوست داشتیم در اوردیم و دودوتا چهار تا کردیم که تا چند ماه دیگه می تونیم بهش برسیم  و خیلی چیزای دیگه که همه ما میدونیم ...

از "ددی آرش "بابت یادآوری اهداف و آرزوهام ممنونم.

                                                                                                                                                                 پاسارگاد

مطمئنا ، افراد موفق کسانی هستند که سوالهای بهتری از خود پرسیده اند در نتیجه پاسخهای بهتری هم گرفته اند. وقتی ساخت اتومبیل دوران اولیه خود را می گذراند، صدها نفر از مردم برای تعمیر آن بیهوده تلاش می کردند اما" هنری فورد " با پرسیدن این که چطور می توان این دستگاه را به تولید انبوه رساند، خود را از دیگران متمایز ساخت.میلیونها نفر در اروپای شرقی زیر سلطه کمونیستها له شدند، اما " لچ ویلزا" شجاعت آن را داشت تا بپرسد که چطور می تواند سطح زندگی طبقه کارگر اعم از زن و مرد را ارتقاء بخشد؟

اگر قرار بود به تخیلات خود جولان بدهید سوالهایتان ، شما را به کجا رهنمون می شدند؟

از کتاب:365   گام تا موفقیت

نوشته شده توسط عباس در شنبه بیست و دوم بهمن 1384 ساعت 12:43 | لینک ثابت |
 

سلام دوستان خوب 

 من دیشب با کلنجار رفتن با خودم به همچنین نتیجه ای رسیدم ولی نمی دانم آیا شما با من هم عقیده هسین؟ 

 هر کسی که به اطرافش حساس باشه و درونی ژرف و ذهنی روشن و جستجوگر داشته باشه (این دل دریایی و ذهن روشن می تونه ذاتی باشه، یا اینکه بدست آوردنی باشه) باید این سوال رو از خودش پرسیده باشه که من برای چی بوجود آمدم؟...آمدم چه کار کنم؟....

من به این نتیجه رسیدم که هر آدمی برای خودش یه پیامبر هست و دارای یه رسالت هست که برای انجام اون کار یا رسالت پا به عرصه هستی گذاشته. این رسالت می تونه هر چیزی یا کاری باشه....ولی چیزی که یگانه و یکتا هست هدف هستی و زندگی هست که دقیقا ما هم به این خاطر بوجود آمدیم. ما اومدیم تا به تکامل برسیم. تا به عقل و فهم و شعور و درکمون گستره و ژرفا بدیم.برا همین من هر آدمی رو توی یه منطقه تاریک می دونم.یه منطقه تاریک بزرگ درست مثل فضای تاریک و سرد خارج از کره زمین. ولی ماآدما کجای این فضا هستیم؟....اینو این طوری می تونم بگم که هر آدمی توی این فضای تاریک برا خودش یه منبع انرژی درونی (دل+عقل) داره. که این منبع انرژی درست مثل یه لامپ روشن بالای سر اون آدم هست که به یه شعاع کوچیک به مرکز اون شخص رو روشن و نورانی  کرده و اون منطقه برای اون آدم شناخته شده و دیگه تار و تاریک نیست. ولی چیزی که هست اینه که توی این فضای تاریک ما بی شمار نقطه نورانی داریم که فقط به صورت نقطه نورانی باقی موندن. بیاین که با کمک هم دیگه این نقاط نورانی رو به هم نزدیک کنیم تا بتونیم از نور و معرفت و شناخت و نگرش هم دیگه بتونیم استفاده کنیم و یه فضای بیشتری رو روشن کنیمهر کسی از یه زاویه ای به زندگی و هستی نگاه می کنه. ما با هم می تونیم که با نگرشهای زیبای هم دیگه به زندگی و کارمون آشنا بشیم و هم دیگه رو تکامل ببخشیم. بله تکامل همون هدف اصلی که ماهابه خاطر اون بوجودآمدیم.منتها هر کسی و چیزی داره از یه مسیری به سمت تکامل می ره. ولی همه این مسیرا آخرش یه نقطه هست و وقتی که ما به اون نقطه می رسیم می بینیم که خیلیا مثه ما به اونجا رسیدن . پس برای رسیدن به این هدف باید تصمیم بگیریم که با افکار و اندیشه و ذهن و درون هم دیگه اجازه آشنایی بدیم تا بتونیم از زاویه هایی که قادر به دیدن زندگی از اون زاویه ها نیستیم بتونیم هستی رو ببینیم، و وجود درونی خود را...!  

 

خرگوش وحشي

اگر مدت زيادي خرگوشي وحشي را تماشا كني متوجه مي شوي كه به درستي (واقعآ) راه و چاه روبرو شدن با ترس را نشانمان مي دهد، تا آنجا كه پس از آن مي توانيم بر آن چيره شويم و به خلاقيت و فراواني نعمت برسيم.  خرگوش كاملآ نزديك حيوان هايي زندگي مي كند كه از او تغذيه مي كنند ، اما با اين ترس كنار مي آيد و همانجا مي ماند و با وجود اين ، پر زاد و ولد و پر جنب و جوش و سرخوش است. هنگامي كه خرگوش در زندگي و سر راه ما ظاهر و آشكار مي شود ، اين نشانه اي از پيدا كردن همان نگرش در درون ما است. اين پيامي براي توست؛ حضور او به معني اين است كه تو فرصت به ياد آوردن راه درمان خرگوش  و نگاه ژرف به ترس خودت و فرا رفتن از آن را داري.

روزگارتون خوش و شاد باشین. 

 

نوشته شده توسط عباس در پنجشنبه بیستم بهمن 1384 ساعت 12:9 | لینک ثابت |
 

شما از گیرایی، جاذبه و شور و شوق طبیعی خود استفاده می کنید.

از روش احساسی زمانی استفاده کنید که:

* می خواهید دیگران احساس کنند که بخشی از یک پروژه مهیج هستند

* می خواهیدانگیزه دیگران را تحریک کنید

* در مورد یک نظریه واقعا مشتاق هستید

این روش زمانی کا رایی دارد که نفوذ شما مصداق واقعی احساسات و باورهای شماست. با توسل به تاثیر ات طولانی مدت نظریاتات ، ارزش دائمی آنها را تقویت خواهید کرد.

نکته خاص:

توسل به احساسات کار پرخطری است. می توانید اثر بدی روی فرد بگذارد ( می تواند طعمناخوشایندی در دهان باقی بگذارد ). خاطرات تلخ اثر طولانی مدت تری دارند.

 

نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384 ساعت 13:23 | لینک ثابت |

 

یکی از مورادی که برخی از مخالفان صنعت بازاریابی شبکه ای عنوان می کنند فروش یک محصول و یا یک جنس به مشتریانه .امروز می خوام بخشی از نامه آقای تابان خواجه نصیری رو  که  از طریق خبرنامه ایشون به ایمیلم فرستاده شده و مربوط میشه  به فروش "یک نوع کالا یا خدمات"  اینجا بذارم . امیدوارم با خوندنش با قاطعیت بیشتر از کار شرکتمون دفاع کنیم.

                                                                                                 پاسارگاد

در اين نامه، قصد دارم، سوالي را پاسخ بگويم كه اين اواخر بسيار مورد توجه خوانندگان و بازديد كنند‌گان از سايتم قرار گرفته است. در جلسات و سمينارهايم و حتي در اغلب مقالاتم اين نكته را بارها گفته‌ام و مورد تاكيد قرار داده‌ام كه ما در بازاريابی، بايد روی «يك بازار هدف» كار كنيم، اصطلاحاً روی يك Niche Market . دوستان می‌پرسند كه اين Niche Market (تلفظ نيچ ماركت) چيست؟ اجازه دهيد مطلب را جور ديگری ادامه دهم، طوری كه خواندن اين مطلب كمی لذت بخش تر شود:

اصلاً اين متن را دارم می‌نويسم كه «يك چيزي» به «شما» بفروشم. من فقط مي‌خواهم «يك چيز»، «يك نوع كالا يا خدمات» را فقط و فقط به «شما» كه «تنها مشتریِ بالقوه»ی اين «تنها كالا يا خدمات» قابل عرضه‌ام هستيد بفروشم. قيمت اين كالا (يا خدمات) مثلاً 400 تومان است و من هشت سال است كه پشت اين كامپيوتر نشسته‌ام مقاله نوشته‌‌ام و به صورت رايگان روی اينترنت قرار داده‌ام، رفته‌ام اين طرف و آن‌طرف صحبت كرده‌ام و سمينار برگزار كرده‌ام يا سايت وب طراحي كرده‌ام و سايتهايي را مديريت كرده‌ام و به دوستاني مشاوره داده‌ام كه اين كالا يا خدمات 400 تومانی را بفروشم. اين كالا يا خدمات مي‌تواند هر قيمتی كه بخواهيد داشته باشد اما در بازاريابي، قيمت و قيمت گذاری يكي از اصول مهم است كه بايد به آن توجه داشت.

«يك نوع كالا»ی من «يك نوع بازار» خاص خودش را دارد و تمام تلاش من، در طی اين سالها براي بهتر شناختن و در واقع رسيدن به آن بازار بوده است. در روز، فروش 50 عدد از يك نوع كالا ساده‌تر از فروش يك عدد از پنجاه نوع كالا (يا خدمات) است. اين موضوعی است كه متاسفانه بسياری از مردم و افرادی كه به بيزنس روی آورده‌اند نمي‌دانند. يك سايت، يك وبلاگ، يك فروشگاه مجازی يا حتی يك فروشگاه واقعی‌ در سر يك چهاراه اگر بخواهد موفق شود بايد «يك نوع محصول» را عرضه كند. بالا بردن بازديد كننده در يك سايت يا وبلاگ تنها هدف نيست اما قطعاً يكي از اهداف مهم در راستای بازاريابی اينترنتي است، هدف ديگر ايجاد و حفظ اطمينان در مشتري و جلب اعتماد اوست. برای هر محصولي كه داشته باشيد، كالا يا خدمات، بايد مشتری بالقوه‌اش را كه نياز به آن محصول را داشته باشد و در عين حال قدرت خريدش را هم داشته باشد پيدا كنيد و برای هر كالا يا خدماتی كه عرضه مي‌كنيد بايد آن حس اطمينان به كيفيت كالا و شما كه عرضه كننده يا بازارياب آن هستيد در مشتری ايجاد كنيد و آن را تا مدت‌ها حفظ كنيد، ببينيد كه چقدر كارتان مشكل مي‌شود وقتي كه دهها يا صدها كالا يا خدمات متفاوت ارائه مي‌كنيد. روی كداميك می‌خواهيد متمركز شويد؟ روی كداميك وقت بيشتری مي‌گذاريد؟ روی مشتری يا روی كالا؟ اگر يك مشتری داشته باشد كه بيش از دهها بار يك چيز از شما خريده است بهتر است يا اينكه دهها مشتری كه فقط يك بار از شما خريد كرده است؟ بازاريابي و فروش «يك نوع» كالا راحت تر است يا دهها و صدها نوع كالای مختلف و متفاوت و با قيمتها و كيفيت‌هاي متفاوت و متنوع؟

اين مقاله‌ی من، همين مطلبي كه نوشتم، شايد از نظر شما بي‌ارزش آيد اما اگر بتواند ذهنيتي را در شما باز كند كه شما به عنوان فروشنده يا بازارياب تمام توجه خودتان را روی «يك محصول» و «يك بازار» معطوف كنيد، مطمئنم كه موفقيت شما در كسب و كاري كه داريد تضمين شده است و مطمئنم كه می‌توانم همين مقاله را به شما 400 تومان بفروشم. حالا آيا شما اين را مي‌خريد؟ چند جمله پشت سر هم آمد و اين شد كه به شما بگويم :‌ فقط روی يك نوع كالا كار كنيد. «يك چيز» را بازاريابي كنيد و بفروشيد، درباره «يك موضوع» سايت يا وبلاگی راه اندازی كنيد و درباره «يك موضوع» بنويسيد. آنوقت با «يك بازار» طرف هستيد كه راحت‌تر مي‌توانيد درباره‌اش تحقيق كنيد و سريعتر مي‌توانيد آن را «هدف» قرار دهيد.

برگرديم به كالای 400 تومانی من. همين مطلبی كه نوشتم و به زودي برای شما ارسال مي‌شود و شما آن را تا اينجا مي‌خوانيد و پيش مي‌رويد. آيا اين مبلغ ارزش‌اش را داشته است؟ 50 سنت (نيم دلار يا نيم يورو) - دوستانی كه در امريكا هستند مي‌دانند كه به اين نوع مطالب اصطلاحاً مي‌گويند تيپ‌هاي دو سنتی، يا
Two cents Tips - اگر اين نوع اطلاعات ارزش‌اش را داشته باشد، من در روز خيلي راحت‌تر مي‌توانستم 50 تا از آن را بفروشم تا اگر مي‌خواستم تنها يكي از پنجاه نوع اطلاعات متفرقه را بفروشم. اينطور نيست؟ به عقيده‌ی من، اين مطلب كه فرض مي‌كنيم 400 تومان قيمت دارد برای شما به صورتي رايگان ارسال مي‌شود، برای من و برای سايت من چه دارد؟ جز اينكه شايد بتواند اعتماد شما را بوجود آورد يا اينكه آن را حفظ كند؟‌ اگر اين مطلب توانسته باشد «فقط يك چيز» به شما داده باشد، من به هدفم رسيده‌ام چون يك روز، به زودي قصد دارم فقط يك مطلب بنويسم و از شما بخواهم 400 تومان به حسابم واريز كنيد تا آن را برايتان ارسال كنم. اگر توانسته باشم بعد از هشت سال كه پشت اين كامپيوتر مقاله مي‌نويسم، اعتماد شما را جلب كنم قطعاً مي‌گويم موفق شده‌ام اما شما مشتری من نمي‌شويد مگر اينكه بيش از هفت بار از من و از سايتم خريد كنيد.

بازاريابي اينترنتي و تجارت الكترونيك بر اين مبناست كه معتقديم كار ساده‌اي نيست. بهترين بستر تبادلات الكترونيكي (از لحاظ قوانين و امنيت تبادل داده‌ها) و سايت را (از لحاظ طراحي و فن‌آوري) روی اينترنت ببريد و مطمئن‌ترين سرويس پرداخت الكترونيكی را داشته باشيد و از سريعترين سيستم پاسخگويی و تحويل كالا (مثلاً سيستم پست) به مشتري بهره‌مند باشيد اما نيازي به محصولتان نباشد يا قدرت خريدش در بازار مورد نظرتان وجود نداشته باشد و اصلاً بازديد‌كننده‌ای نداشته باشيد و محصولتان آن كيفيت مورد نظر را نداشته باشد و ... اگر چنين شود و چنين باشد هرآنچه براي تبليغ و بازاريابی هزينه كرده‌ايد هيچگاه باز نخواهد گشت و همه‌ی انرژی و سرمايه‌تان قطعاً از ميان خواهد رفت. چه بهتر كه پيش از اين اتفاقات ناگوار، بيانديشيد و شاخ و برگهاي اضافي (محصولاتتان را) بزنيد. چه بهتر كه روي يك شاخه، يك كالا يا محصول، يك بازار منحصربفرد متمركز باشيد.

كالای 400 تومانی من رو به اتمام است ... بشتابيد بشتابيد كه غفلت موجب پشيماني است ... آيا ارزش‌اش را داشته؟ برايم بنويسيد كه از اين كالا چه استفاده‌ای برديد. آيا آنرا برای دوستانتان فوروارد كرديد؟ شايد آنها در آغاز راه‌اندازي يك بيزنس جديد باشند اگر چنين باشد، آيا
آنها اين پيام را متوجه مي‌شوند كه مغازه‌ای كه فقط بستني مي‌فروشد از يك «همه چيز» فروش بيشتر در‌مي‌آورد؟ از دوستان و آشنايانتان كه در بيزنسي هستند بپرسيد و نظراتتان را برايم ارسال كنيد.

 

پيروز و سربلند باشيد  

تابان خواجه نصیری

 

نوشته شده توسط عباس در سه شنبه هجدهم بهمن 1384 ساعت 10:32 | لینک ثابت |
 

نمی دونم شما تا امروز  توی جلسه ای بودید که طرف فکر می کنه که خیلی از طراحی سایت و امنیت سایت  چیز میدونه؟ نمی دونم تا حالا به اینجور حرفها ی عجیب و غریب برخوردید یا نه؟ از قبیل :

خب من الان می تونم یه سایت طراحی کنم و عکس verisign رو بچسبونم توی سایت .اینکه کاری نداره   یه حقه بازیه معمولیه.

راستش من نمی دونم شما توی اینجور جلسات چه حالی بهتون دست میده ، اصلا  هم قرار  نیست  اینجا درباره احساسم حرف بزنم .امروز می خوام یه سری اطلاعات جالب بدم که فکر می کنم  می تونه توی این شرایط مفید و موثر باشه.

یادگیری این اطلاعات رو مدیون  دونفر هستم . یکی پسرم کسری جانکه کامل برام این جریان رو باز کرد و دومی  آقا کامران یه دوست خوب غیر نتورکی که یه منبع خوب برای توضیح به من معرفی کرد. از هر دوشون ممنونم.

                                                                                                                          پاسارگاد

اگه روی امضای وری ساین (verisign) که در صفحه اول سایت M7D وجود داره کلیک کرده باشید . مستقیما وارد سایت وری ساین بخش مربوط به شرکت مای سون دایموندز می شید،که این نشون میده نمیشه الکی امضای وری ساین رو بچسبونی به سایتی که طراحی کردی چون وری ساین یک شرکت حقوقی معتبره که مثل یه قفل محکم مواظب امنیت سایت شماست تا هیچ هکر اینترنتی نتونه باعث اختلال در حسابهای مالی شرکت شما بشه. خب حالا این به چه دردی میخوره؟  شرکت مای سون دایموندز بخشی از یک شرکت بزرگ مادر به نام مگاهلدینگه بنابراین توی سایت وری ساین نمیشه اسم شرکت مای سون دایموندز رو پیدا کرد .اما وقتی شما روی فلشی که سایت وری ساین در صفحه اول M7D قرار داده کلیک می کنی  در نوار آدرس متوجه میشی که سایت وری ساین شرکت ما رو به همون نام my7diamonds.com میشناسه.

حالا اگه کسی این سوال رو پرسید که این سایت به اسم کیه خیلی راحت میشه جواب این بخش رو داد .در اینترنت پایگاهای اطلاعاتی مفید ی وجود دارند که  این پایگاههای داده ای ،حاوی اطلاعات مختلفی در مورد واگذاریهای آدرس های اینترنت ،نام حوزه ها وتماسهای فردی می باشد.وقتی که سازمان شما یک نماینده اینترنتی(internet presence) برای سرویس دهنده های وب ،سرورهای نامه الکترونیکی و یا هر سرور دیگری تاسیس نمایند، شما یک یا چند نام حوزه (domain) را برای سازمان خود راه اندازی می نمایید.این نام های حوزه به صورت اتوماتیک در پایگاه داده مختلف whois بر روی اینترنت قرار می گیرند. علاوه بر نام حوزه ها و آدرسهای شبکه بعضی از پایگاههای داده ای whois ،اطلاعات کاملی در مورد اینکه کدام یک از کارمندان ،مسئولیت ارتباطات و سرورهای اینترنت سازمان را بر عهده دارند را جمع آوری می کند.

خب تا اینجا یعنی اینکه شرکت فضایی رو برای راه اندازی سایتش  اجاره کرده ، ما چه جوری می تونیم متوجه بشیم به اسم چه کسی اجاره شده؟ مدت اجاره چند ساله؟ اتمام زمان اجاره و تمدید اون چه موقعست؟آدرس ،تلفن ،ایمیل ، نام شرکت چیه ؟

یکی از این پایگاههای معروف whois سایتیست به نام networksolution . اگه در بخش Enter a search term نام شرکت خودمون یعنی my7diamonds.com رو تایپ کنید تمام اطلاعات مربوط به شرکت رو می تونید در اون صفحه مطالعه کنید . چیز جالبی که مربوط به شرکت ماست اینه که معمولا شرکتها مدت زمان اجاره فضای سایتشون  کمه اما شرکت ما به مدت 12 سال این فضا رو اجاره کرده و آخرین زمانی که اجاره رو تمدید کرده سال2004 میلادیه. و کسی که این فضا رو اجاره کرده کسی نیست جز آقای مایکل چنگ(Micheal Cheng). اگه دوست دارید در مورد شرکت بیشتر اطلاعات بدونید روی شرکت مای سون دایموندز کلیک کنید .

 

نوشته شده توسط عباس در دوشنبه هفدهم بهمن 1384 ساعت 11:15 | لینک ثابت |
 

چند روزه که می خوام  درباره نگرش چیزی بنویسم ، چون تازگیها داشتم  کتاب مدیریت نگرشو  می خوندم دیدم جان کلام توی این کتاب نهفته ، بنابراین بهتر دیدم جهت یاد آوری بخشی از کتاب مدیریت نگرش رو اینجا بذارم . شاید یادمون بیاد اومدیم چه کاری انجام بدیم و چی می خوایم از خودمون و زندگیمون.

  God gives nothing to those who keep their arms crossed                                           

خداوند به کسانی که دست روی دست گذاشته اند چیزی نمی دهد."

پاسارگاد 

نگرش چنان قدرتی دارد که می تواند تیم ها را به اوج برساند یا به زمین بزند.

سرعت پخش نگرش بد بیش تر از نگرش خوب است.

نگرش ، واقعیت هر کس را بر ملا می کند و تظاهر آن، کارها و حرکات اوست.

بیشتر نگرشهای غلط حاصل خود خواهی است.

نگرش و طرز فکر مهم ترین عامل شکست یا کامیابی است.

نگرش ما نمایانگر توقعات ما از زندگانی است، ما هم از جهتی مثل هواپیما هستیم ، اگر بینی ما رو به بالا باشد  رو به صعود داریم و اگر رو به پایین باشد خطر سقوط در پیش است.

معمولا تنها فرق بین موفقیت و شکست ، نوع نگاه است.

نوع  نگرش اولیه در انجام هر کار ، در نتیجه آن کار اثر قطعی دارد، اثری مهم تر از هر اثر دیگر.

هر فرصتی مشکلی دارد و هر مشکلی فرصتی.

صاحبان دید بلند به هنگام رویارویی با مشکلات با تحمل جنبه های ناگوار و دفع آنها ، مشکلات را به فرصت مبدل می کنند.

وقتی خدا می خواهد کسی را تربیت کند او را به مدرسه های پر زرق و برق نمی فرستد بلکه او را در مدرسه احتیاج تعلیم می دهد.

دورنما و چشم اندازهای سازنده و نوید بخش ما را کمک می کند تا به هدفهای نا معمول و غیر عادی برسیم.

 

نوشته شده توسط عباس در یکشنبه شانزدهم بهمن 1384 ساعت 11:49 | لینک ثابت |

 

این داستان رو بی دلیل اینجا نذاشتیم ، گاهی وقتا توی یه داستان خیلی چیزا هست که می تونه جواب ما رو بده و ما اون لحظه بهش توجه نمی کنیم .

روزی زیبایی و زشتی  در ساحل دریای به هم رسیدند آن دو به هم گفتند: بیا در دریا شنا کنیم. برهنه شدند و در آب شنا کردند، و زمانی گذشت و زشتی به ساحل بازگشت و جامه های زیبایی را پوشید و رفت. زیبا نیز از دریا بیرون آمد و تن پوشش را نیافت، از برهنگی خویش شرم کرد و به ناچار لباس زشتی را پوشید و به راه خود رفت. تا این زمان نیز، مردان و زنان، این دو را با هم اشتباه می گیرند. اما اندک افرادی هم هستند که چهره زیبایی را می بینند، و فارغ از جامه هایی که بر تن دارد، او را می شناسند. و برخی نیز چهره زشتی را می شناسند، و لباسهایش او را از چشمهای اینان پنهان نمی دارد.

 

نوشته شده توسط عباس در شنبه پانزدهم بهمن 1384 ساعت 13:46 | لینک ثابت |
 

نمی دونم  لول کاریتون که تغییر کرد دوباره کتابهای قبلیتون رو مطالعه کردید یا نه؟ توی هر موقعیت درک آدم از نوشته های کتاب یه چیز فراتر از درکهای قبیلش میشه. و خیلی جالبه .دیگه جملات کتاب " چه کسی پنیر مرا جابجا کرد ؟ " برام تنها یه جمله قشنگ نیست ، منظورم از اون جمله قشنگها که یه دقیقه آدمو به فکر میندازه وبعدش میری سراغ همون کارای قبلی. الان وقتی یاد جمله" اگر نمی ترسیدی چه کار می کردی؟" میفتم میگردم دنبال یه راه حل برای حل یه مساله جدید که توی ذهنم اومده وباید حل بشه .

یادمه  از 9 ماه پیش که تازه وارد کار شده بودم سمپاشی درباره نتورک بود و قبلش هم بوده وهنوز هم هست.تنها تفاوتی که کرده اینه که اون موقع من تازه وارد نا آشنا به همه چیز، زود دچار objection میشدم و ترس و دلهره توی ذهنم وارد می شد و جز یه پراکندگی و عدم تمرکز توی کار هیچ سودی که نداشت هیچ ، منو حسابی از اون rate در نظر گرفته عقب انداخت.

یادمه چقدر راحت دروغهای روزنامه ها و وبلاگهای ضد نتورکی ،ضد گلد کوئستی و ضد همه چیز رو باور می کردم. اینا طبیعی بود ،چون من اطلاعاتم توی اون مقطع کم بود ، به بالادستیهام  هم اعتماد نداشتم ،  اون موقع فکر می کردم هر چیزی که توی روزنامه ها نوشته میشه راسته. تنها کاری که  توی اون مقطع انجام دادم این بود که شک کنم یه جای کار میلنگه و یکی داره دروغ میگه . پس درباره شرکتم بیشتر تحقیق کردم ، دنبال قوانین جهانی نتورک مارکتینگ گشتم ، تفاوت سیستم هرمی  با سیستم باینری رو پیدا کردم و با کار شرکتم مقایسه کردم . می دونید چه اتفاقی افتاد ؟ فهمیدم که کی داره اشتباه می کنه. واین کشف حقیقت خیلی بهم کمک کرد. 

الان  عضویت شرکتم در " انجمن بین المللی بازاریابی چند سطحی " برام خیلی مهمه .نمی تونم اجازه بدم که به راحتی وبه علت کمی اطلاعات مردمم به دروغ به ما و شرکت ما تهمت زده بشه .تازه الان اهدافم خیلی برام اهمیت پیدا کرده ، نمی تونم اجازه بدم که افراد نابلد اهداف و آرزوهامو مسخره کنند.

یادم نمیاد که تا الان چیزی از زندگی خواسته باشم و خیلی راحت بدست اومده باشه ، این قانون زندگیه نیچه میگه: "  هر چیز را بهایست وبهای هر چیز پرداختنیست ".

شاید لازم باشه یه بار دیگه کتاب "  حکایت دولت و فرزانگی " رو بخونیم.

" هر عذاب،هر مشکل،هر خطا،روزی به گلبرگی زیبا بدل خواهد شد"

" ایمان می تواند کوهها را از جا بر کند "

و در آخر اینکه یادمون نره که " زندگی دقیقا به ما همان چیزی را می دهد که می خواهیم "

دوستانی که تمایل دارند از شل سیلوراستاین یه کتاب دیگه بخونند روی   آشنایی قطعه گم شده با دایره بزرگ کلیک کنند.

                                                                                                                        پاسارگاد

نوشته شده توسط عباس در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384 ساعت 11:34 | لینک ثابت |

 

"همیشه روی نتیجه نباید تمرکز کنی. چه در برخورد با خودت و چه در برخورد با افرادی که در گروهت هستند"

"بدون نتیجه نسبت به کار سرد و بدون لذت بردن از آن خارج می شوی . ممکن است بمانی و بسوزی حتی ممکن است خارج  بشوی و بسوزی"

" عادات ما چیزهایی هستند که ما به آنها فکر می کنیم  یا آنها را انجام می دهیم بدون این که از آنها آگاه باشیم. وقتی  که ما به چیزی فکر می کنیم یا کاری را انجام میدهیم آگاه هستیم ، پس دیگر آن را نمی توان یک عادت نامید، زیرا ما حق انتخاب داریم."

" بودایی ها این نکته را آموزش می دهند که زندگی رنج آور است . من با این نکته موافقم، اما چیزی که آنها آموزش نمی دهند این است که چگونه می توان آن را تغییر داد. رنج آور بودن یا هر چیز دیگر بودن قابل تغییر است ، در صورتی که ما ذهنمان را معطوف آن کنیم."

" عادت اولیه را چگونه به دست آوردی؟ آن را با افکاری که به آن باور داشتی به دست آوردی."

" برای آرزویت ارزش قائل باش."

" تمامی نتورکر های بسیار موفق اصل در آمدشان را با دو تا پنج نفر به طور مستقیم به دست آورده اند. ما باید توجهمان به همان چهار پنج نفر باشد و از آنها بپرسیم که آیا متعهد هستند که به مرحله راهبری و موفقیت برسند یا خیر."

" من راهبرانی می خواستم که دوست داشته باشند خود را همانند سازی کنند. هیچ گاه درباره افرادی که قصد وارد کردن آنها را دارم یا وارد شده اند، قضاوت نمی کنم بلکه از آنها می پرسم .بعضی از آنها ابتدا نمی خواهند یک شبکه بزرگ داشته باشند. این طور آدمها کسانی هستند که باور ندارند موفقیت بزرگ برای آنها امکان پذیر است.پس من همیشه روی عادات باور شده ای که آنها را کمک کند به آنچه می خواهند برسند ، کار می کنم. عده ای از راهبران امروز من کسانی هستند که ابتدا اصلا باور نداشتند به چنین مرحله ای می رسند."

" باید تمرکزت را به قدری وسیع کنی که آینده را هم در برگیرد"

" وقتی که به دیگران آموزش می دهی که به دیگران آموزش دهند تو به جای نتیجه گرفتن، دیگران را قدرتمند می کنی . مسلما این هم یک نتیجه است، اما بزرگتر. چیزی که در نهایت به آن می رسی  موفقیت طولانی تر ، راهبران بیشتر و فرهنگ راهبری بیشتر در مجموعه است، چیزی که باعث خلاقیت و استحکام بیشتر می شود."

" وقتی  که من این نکته را فهمیدم  که ادامه کار بستگی به مهارت ما در پشتیبانی موثر از افرادی که می دانند چگونه  به دیگران آموزش دهند دارد تجارت من شروع به رشد واقعی کرد."

" تا وقتی که تو آموزش ندیده باشی که به مردم کمک کنی تا ارزشهای زندگی شان را پیدا کنند نمی توانی فرصتی را که در اختیار آنها قرار می دهی ، برایشان معنی دار کنی ."

" در تجارت ما ، تو برای کسی که وارد می کنی ، می ایستی . او را قهرمان می کنی و به موفقیت می رسانی. در حقیقت تو به آنها آموزش می دهی که دیگران را قهرمان کنند و در حقیقت برای دیگری بایستند."

" حرکت کنید . باورتان را تغییر دهید . فقط بدانید که می توانید. می توانید رویاهایتان را زنده کنید."

" چیزی که ذهن آن را باور کند، تو می توانی آن را به دست آوری."

" مشکلات ، جزء هدیه ای در دستانش چیزی برای شما ندارد. شما به دنبال مشکلات می گردید ، زیرا به هدایای آن احتیاج دارید."

نوشته: جان میلتون

نوشته شده توسط عباس در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384 ساعت 9:40 | لینک ثابت |
 

نمی دونم تا حالا شده به بچه های مجموعه تون افتخار کنید و مطمئن باشید که بهترین لیدرای آینده رو  توی مجموعه خودتون دارید، یا جلسه لیدرای یکی از بچه هاتونو توی ذهنتون تصور کنید عالیه مگه نه!حتی نمیشه وصفش کرد. اینارو اینجا گفتم تا تحلیل جالب یکی از دخترامو ( صدیقه عزیز ) رو براتون تعریف کنم. این تحلیل و برداشت صدیقه از آیه ۱۵ و۱۶ سوره یونسه و شاید شامل حال خیلی از آدمهایی بشه که ما کار رو بهشون معرفی میکنیم و اونا این دلایل رو برای وارد نشدن میارند.

این جمله رو از دهن نزدیکانمون خیلی می شنویم  که  حتی بعضیهاشون چند بار کار شرکت ما بهشون معرفی شده.

شاید تنها این کار نتونه ما رو به آرزوهامون برسونه.

آخه چرا باید این کارو انجام بدیم تا تغییر کنیم ، ما از یه راه دیگه هم می تونیم به این تغییرات برسیم.

چه تضمینی میدی که بشه توی این کار موفق شد.

می دونم چی میگی بابا! منکه می دونم تو الکی یه کارو انجام نمیدی .

و حالا ...

 آیه ۱۵- و هرگاه آیات روشن ما بر خلق تلاوت شود منکران معاد که امیدوار به لقاء ما نیستند ، گویند که قرانی غیر از این بیاور یا همین را مبدل ساز بگو: مرا نرسد که از پیش خود قران را تبدیل کنم من جز آنچه را که به من وحی می شود پیروی نمی کنم من اگر عصیان پروردگار کنم از عذاب روز بزرگ قیامت سخت می ترسم.

آیه ۱۶- بگو اگر خدا نمی خواست هرگز بر شما تلاوت این قران نمی کردم و او هم شما را به آن آگاه نمی ساخت زیرا من عمری پیش از این میان شما زیستم ( که دعوی رسالت نداشتم ) آیا عقل و فکرتان را کار نمی بندید؟

خب تفسیر این دوتا آیه به پای خودتون اونقدر واضحه که نمیشه چیزی گفت.

 

دیروز دخترم ( غزاله جان )  یه جمله قشنگ برام نوشت دلم نیومد اینجا ننویسم .

مراقب افکارت باش، چون افکارت گفتارت را می سازد.

مراقب گفتارت باش، چون گفتارت اعمالت را می سازد.

مراقب اعمالت باش، چون اعمالت عادتهایت را می سازد.

مراقب عادتهایت باش، چون عادتهایت شخصیتت را می سازد.

مراقب شخصیتت باش، چون شخصیتت سرنوشتت را می سازد.

 

                                                                                                                     پاسارگاد

نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384 ساعت 12:35 | لینک ثابت |

 

دوستان عزیزی که عضو خبر نامه وب سایت آقای امیر آزادی هستند حتما این مقاله جالب رو خوندن . برای خوندن  ادامه این مقاله  حتما روی لینکی که در پایان این پاراگراف اومده کلیک کنید.

"باینری" لقبی برای برنامۀ پرداختی تعادل دوتائی افقی ((Balancing Binary Lateral (BBL) می باشد . باینری محبوبترین طرح پاداش دهی ای است که در دهۀ نود جایگزین طرح ماتریسی دهۀ هشتاد شد. بسیاری از نتورکرها هنوز روی جدیدترین سیستم پاداش دهی یعنی باینری بحث و مناظره می کنند. طرح BBL (باینری) به طور موفقیت آمیزی مورد استفادۀ تعدادی از شرکت های رو به رشد در صنعت بازاریابی چند سطحی قرار گرفته. آنهائی که از طرح های متفاوت BBL (باینری) استفاده می کنند شامل : آلیانس یو اس ای ، اینفینیتی تو ، جوول وی ، و یوزانا می باشند.   Alliance USA (93 Boomer), Infinity 2, Jewelway, and USANA  . گلد آنلیمیتد (Gold Unlimited) از باینری برای متلاشی شدن استفاده کرد ، و سپس با مشکلات قانونی روبرو شد. امریکن گلد ایگل (American Gold Eagle) طرح گلد آنلیمیتد را در سال 1989 در دست گرفته بود .

باینری آنطور که برخی کارشناسان ادعا کرده اند یک ماتریس نیست. تعریف ماتریس این است: " یک سطر مستطیلی از مقادیر جبری یا رقمی که به عنوان وجودی جبری مطرح است." برنامه های ماتریسی کنونی در بازاریابی شبکه ای فضای باز ابتدائی را می پوشانند و تا زمانی که تمامی منفذها در ماتریس پوشانده نشده باشد ادامه پیدا می کند. باینری متفاوت از این است! در باینری منفذهای باز فراوانی می تواند وجود داشته باشد. غیر ممکن است که چیزی را به خاطر پوچی بدست آورد ، لذا پول بیشتر است!

ادامۀ این مقاله را حتماً با کلیک روی لینک زیر بخوانید. مطمئن باشید هنوز از باینری مسائلی باقی مانده که نمی دانید .

 

روش مدیریت گروهی

شما دیگران را در روند تصمیم گیری دخالت می دهید .از روش گروهی زمانی استفاده کنید که :

* می خواهید تاثیر طولانی مدت خود را بر دیگران حفظ کنید

* به دنبال پذیرش در سطح بالای هستید

 * زمان زیادی برای تحمیل نتایج بر دیگران ندارید

در این روش شما بدون داشتن قدرت یا موقعیت می تئانید موفقیت کسب کنید.

نکته خاص :

دموکراسی به زمان نیاز دارد و باعث محدودیت راه حل ها می شود. سعی کنید به طور دائم از روش گروهی استفاده کنید .خیلی زود خسته نشوید. سعی کنید از به کارگرفتن پارامترهاو شرط های بیش از حد خود داری کنید این کار باعث نا امید شدن دیگران می شود.

                                                                                                                       پاسارگاد

 

نوشته شده توسط عباس در سه شنبه یازدهم بهمن 1384 ساعت 9:50 | لینک ثابت |
 

 امروز تصمیم داریم بخشهایی از کتاب بهترین نتورکر دنیا نوشته جان میلتون رو اینجا بذاریم تا دوستان عزیز همکارمون بدونند که فرقی نمی کنه که توی کدوم قسمت دنیا قراره کار انجام بدیم ، مهم اون اصول اولیه کاره که هر وقت انجام بشه ما رو به موفقیت می رسونه.

                                                                                                                                                                                                       پاسارگاد+آقا عباس

"چار چوب ذهنی یعنی زاویه دید.یعنی راهی که ما چیزها را می بینیم"

"فکر می کنی آیا رسانه ها نسبت به مقالات منفی ای که درباره تجارت شبکه ای چاپ می کنند مسوولند؟"

" نه . در حقیقت تا امروز فکر می کردم آنها مسوولند ، اما امروز فهمیدم   که حتی من هم در چاپ آن مقالات سهم دارم"

" همه مسوولیم. تجارت شبکه ای اصولا برای آزادی است. به ما آزادی به اشتراک گذاشتن می دهد. این یک روی سکه است  و روی دیگر احساس مسئولیت است. تجارت شبکه ای حقیقتا یک تجارت مسوولیت پذیری است، یعنی ما بابت مسوولیتی  که می پذیریم پاداش می گیریم.هر چه قدر بیشتر مسوول باشیم بیشتر پاداش می گیریم.اینجاست که کلمه پشتیبان(sponser) معنی پیدا می کند، یعنی احساس مسوولیت بابت افرادی که به این تجارت معرفی می کنی.وقتی که تو پشتیبان مجموعه ای چند هزار نفری از افراد هستی ،پاداش آن را می گیری .پاداشی که بسیار زیاد است وتو مستحق آن هستی."

" هدفی بزرگتر و بهتر از خودت داشته باش و هر چه هدفت بزرگتر باشد بسیاری از چیزها کوچک خواهند شد."

"چنین  تجارتی  چه قدر متفاوت از بقیه تجارتهای سنتی است:

- آموزش به افراد برای لذت بردن

- آموزش مهارت هایی که برای موفقیت لازم دارند

- کمک کردن به آنها برای رشد و تکامل در وهله اول به عنوان یک نفر و سپس به عنوان عضوی از یک تیم

- پیروزی در زمانی که می توانی و من قول می دهم وقتی توموارد یک، دو و سه را انجام دهی همیشه خواهی برد ،همیشه"

" در این تجارت خوب بودن مهم نیست . مهم این است که قابل همانند سازی باشی "

" دانستن  پاسخ و انجام دادن آن دو چیز کاملا متفاوت است"

" اول این که وقتی خودت به پاسخ می رسی بسیار تفاوت دارد با این که کس دیگری آن را به شما بگوید وقتی که خودت می فهمی بسیار عمیق تر است. دیگر جای پرسیدن ندارد که آیا درست است یا نه، چون پاسخ خودت است .همچنین وقتی در همان شرایط قرار گرفتی ، آن را راحت تر به یاد خواهی داشت. وقتی خودت پاسخی را می فهمی  ، نه تنها آن را پیدا می کنی بلکه در پیدا کردنش تسلط می یابی پس سود آن دو برابر می شود. دانستن پاسخ ، با انجام دادن آن بسیار تفاوت دارد"

" هدفهایت را در سه مرحله داشتن، انجام دادن و بودن تعیین کن"

"چیزهایی را که می خواهی داشته باشی، داشته باش."

"چیزهایی را که می خواهی انجام دهی ، انجام بده."

" شخصی را که می خواهی باشی ، باش."

 

نوشته شده توسط عباس در دوشنبه دهم بهمن 1384 ساعت 10:11 | لینک ثابت |
 

روش منطقی

صحبتهای شما واضح منطقی و غیر قابل تردید است و برای گفته هایتان مدرک لازم در اختیار دارید.

از روش منطقی زمانی استفاده کنید که :

* طرف مقابل از شما مدرک و جزئیات کامل می خواهد

* شما حاضرید که فعالیت خود را شروع کنید

* شما حاضرید که منتظر واکنش طرف مقابل باشید

این روش زمانی کاربرد دارد که طرف مقابل یک فرد منطقی باشد. از مبالغه و بروز احساسات بی مورد خود داری کنید .در عوض اطلاعات و ارقام ارائه کنید.

نکته خاص :

شاید این روش به نظر شما خسته کننده باشد .شاید مجبور شوید که مطالب را روی کاغذ بیاورید.در مدت زمان کافی مطالب خود را تهیه کنید آن را کامل توضیح دهید و منتظر واکنش دیگران باشید.

 

نمی دونم شما از شل سیلور استاین(shel silverstain ) کتابی خوندین یا نه ؟ 

روی در جستجوی قعه گم شده کلیک کنید. کتاب بی نظیریه.

برای دیدن clip اش روی آدرس زیر کلیک کنید

http://www.shooshe.com/CLIPS/sfmp.html

                                                                                          پاسارگاد+آقا عباس

نوشته شده توسط عباس در یکشنبه نهم بهمن 1384 ساعت 10:38 | لینک ثابت |
 

از ۵ شنبه تا الان کلی اتفاقات هیجان انگیز افتاده  که مثل خیلی از پدیده های دیگه باز هم مدیون ورودم به M7D و دنیای شگفت نتورک هستم . من از طریق وبلاگ با همکاران و دوستان خیلی خوبی آشنا شدم 5 شنبه  سمانه جان یکی لیدرای تهران توی جلسه هفتگی ما شرکت کرد . اینکه یکی از تهران میاد رشت توی جلسه ای شرکت می کنه که کسی رو اونجا نمی شناسه و هر ارتباطی بود از طریق دنیای مجازی اینترنت بوده برام خیلی عزیزه. اشتراکات ما اینا بود:

همه ما توی یک شرکت داریم کار می کنیم.

سرشاخه اصلی ما به یک شخص می رسیده .

همه ی دوستان و همکاران M7D به هم اعتماد داریم.

همه ما  در این کار یاد گرفته بودیم که Win/Win فکر کنیم.

همه ما انگیزه های خوبی برای کار کردن داشتیم .

همه ما نسبت به اهداف و آرزوهامون متعهد هستیم.

و ...

شاید نشه اون حس جالبی رو که اون روز داشتم الان اینجا بگم یه حس غریب ، یه حس عجیب انگار خواب دیدی ، توی زندگیم تا پیش از این،این نوع دوستی رو تجربه نکرده بودم که بی دریغ از تجربیاتت به کسی بگی و انتظاری نداشته باشی. و این حس امروز تداوم بیشتر پیدا کرد وقتی توی ایمیلهای امروزم نامه آقای تابان خواجه نصیری رو به اسم خودم دیدم.( البته اینجا اسمم رو نذاشتم تا شخصیش نکرده باشم).این نامه رو کامل اینجا میذارم تا  به همه  نشون بدم که واقعا " هر وقت تو بخوای کسی هست که بهت کمک کنه و دستتو بگیره"

                                                                                                                         پاسارگاد

 

با سلام و درودهای فراوان،
پيش از هر چيز، سپاسگزارم از اينكه كماكان با من در ارتباط هستيد و خوشحالم از اينكه مطالب و مقالاتم روي سايت، تا حد امكان توانسته‌اند مورد استفاده قرار گيرند.

مدتی است كه كمتر مقاله و مطلبي نوشته‌ام و اين چند وقت اخير، بيشتر خواننده‌ی مطالب و مقالات دوستان و عزيزان وبلاگنويس بوده‌ام. حقيقت اين است كه يك چند وقتي است ناخوشم با اين تب مزمن شده و فشار خون بالايی كه نمي‌دانم از كجا پيدايشان شده است. خلاصه حال و روز خوبي برای نوشتن ندارم، اما در همين مدت، سعي كرده‌ام ارتباطم را با دوستان از طريق تلفن يا پست الكترونيك حفظ كنم و تا حد توان سوالات تلفني دوستان را بي پاسخ نگذارم.

سوال و موضوع اينكه چگونه مي‌توانيم در دنياي واقعي و نيز در دنياي مجازي به موفقيت دست يابيم يكي از سوالات متداولي است كه دوستان و اعضاي اين خبرنامه‌ها از طريق سايت؛ ارسال نامه و تلفن پرسيده‌اند. من مطالبي را به زبان انگليسي در اين مورد نوشته‌ام كه در بخش مقالات انگليسي‌ام آرشيو شده‌اند و مي‌توانيد آنها را نيز مطالعه كنيد.

معتقدم كه موفقيت يك نوع گرايش يا طرز تلقي مثبت - يا Positive Attitude - است. سوفوكل موفقيت را پاداش رنج و زحمت مي‌داند. ساموئل جانسون آن را يعني انجام كارهاي بزرگ را نتيجه‌ی پشتكار مي‌داند. اما آنچه مسلم است اين است كه موفقيت دستيافتني است و چيزي نيست كه غير ممكن باشد. همه مي‌خواهند به خوشبختي برسند و ارسطو مي‌گويد «خوشبختي، نوعي فعاليت است». در دنيا، كتابهای بسياری درباره‌ی موفقيت و خوشبختی نوشته شده است. مطالعه‌ی اين كتابها و رساله‌ها به انسان، انرژ‌ی فوق‌العاده‌ای مي‌دهند كه ويليام بليك اين «انرژی را لذت ابدی» مي‌داند.

مهم نيست كه كسب و كار كوچكی را هدايت مي‌كنيد يا بيزنس يا تجارت بزرگي را پيش مي‌بريد. مهم نيست كه فقط يك كالا يا يك نوع خدمات براي عرضه داريد يا شركتتان دهها و صدها كالا و خدمات (محصول) را عرضه مي‌كند. مهم تلاشي است كه داريد، - شما و كاركنانتان - مهم رنج و زحمت‌هايي است كه پشت سر نهاده‌ايد، پشتكاري است كه داريد و مهم همه‌ی آن فعاليت‌هايي است كه شما و مجموعه زير نظر شما در حال انجام آن است. موفقيت، پاداش اين همه فعاليت‌هاي مثبت شماست. داشتن هدف و حفظ انگيزه و حركت به سوي هدف و با انگيزه بودن، شما را به موفقيت مي‌رساند.

در دنياي واقعي اطراف ما و حتي در اينترنت هم به همين ترتيب است. چند روز پيش، با دوست عزيزی صحبت مي‌كردم: از من مي‌پرسيد، در اين چند سال - هفت هشت سال اخير - به چه رسيده‌اي؟ چه داري؟ چه كرده‌اي؟ دستمالي از جعبه‌ی دستمال كاغذي روي ميز بيرون آوردم و گفتم همه‌اش اينجاست روي اين دستمال كاغذي كوچك! منظورم را نگرفت و نفهميد، گفت: يعني چه؟ دستمال كاغذي مي‌فروشي؟! گفتم نه، در دنيای امروز نگرش ها تغيير كرده است. در اروپا يا امريكا، اگر دستمالي از روي ميز برداري و در جمعي بگويي همه‌اش اينجاست، آنهايي كه منظورت را بفهمند سريع كارت ويزيتشان را به تو خواهند داد يا تو را به گوشه‌ي خلوتي خواهند برد تا بيشتر بفهمند و بيشتر بدانند. دنيای امروز، دنيای موفقيت است، عصر، عصر موفقيت است و اين عصر، عصر ايده‌هايي است كه روی يك تكه دستمال كاغذي كوچك هم مي‌توان آنها را مطرح ساخت و چه بسيار افرادي كه به اين ترتيب درهای تازه‌ای به روی خودشان و خانواده‌شان باز كردند. سايت Ebay - سايت‌هاي آمازون، ياهو، هات ميل، گوگل و ... همه و همه از ايده‌هايی شكل گرفتند و اين ايده‌ها، گاه در كمتر از شش ماه به چنان نتايج خارق‌العاده‌ای رسيدند كه امروزه اين طرف و آنطرف درباره‌شان هنوز اثراتي مي‌بينيم و مي‌خوانيم.

برای من، وقتي هموطني از زنجان، اصفهان، شيراز، اهواز، كرمان، سنندج، تبريز، مشهد، گرگان يا همين تهران خودمان تماس مي‌گيرد و مي‌گويد كه مقالاتم را خوانده و اين باعث شده تا دهها كتاب ديگر، مرتبط با موضوع بخواند، اين يك موفقيت بزرگ است. براي من، وقتي دوستي از آن سوي آبها، از امريكا، كانادا، استراليا، آلمان، انگليس، اطريش يا فرانسه تماس مي‌گيرد تا سوالي بپرسد، يك راهنمايي بخواهد، اين يك موفقيت بزرگ است. برای من، ممكن است هيچيك از اين تماس‌ها بيزنس نشود، معامله‌ای صورت نگيرد، اما هيچ چيز بهتر از بوجود آمدن اين ارتباطات نيست، همان چيزي كه من هفت هشت سال پيش بخاطرش اين سايت را راه‌اندازی كردم. ماتيو آرنولد مي‌گويد «بزرگی يك حالت معنوی است». پس اين بخش قضيه را ببينيد، اجازه ندهيد ماديات گولتان بزند، به نظرم موفقيت به هيچ عنوان مادی نيست بلكه موضوعي كاملاً معنوي و در جريان است. پول و ماديات هميشه در جاي راكد مي‌شوند: مي‌شوند زميني در گوشه‌اي از كره‌ خاك، خانه يا آپارتماني در گوشه‌اي از يك شهر دود گرفته يا حتي تميز، مي‌شوند اتومبيلی شخصي، هواپيمايي شخصي، مي‌شوند پولي كه در حسابي بانك يا با خريد اوراق بهادار جايي ذخيره شده‌اند. اما موفقيت، امری معنوی است كه انرژ‌ی‌‌اش از پول خيلی بيشتر است.

اجازه دهيد مثالي بزنم، فكر مي‌كنم كه با نوشتن و ارسال اين نامه هيچ پولي يا سرمايه‌ای به حساب شما واريز نكرده‌ام. درست است؟ من حتي برای نوشتن و ارسال اين نامه دارم به نوعي هزينه مي‌كنم، اما معتقدم كه همين نوشته‌ی كوتاه من، ممكن است در شما تحولي ايجاد كند، انرژی خاصي را به شما منتقل كند كه موجب شود تا هدف‌هايتان را با پشتكار و سماجت بيشتري پيگيري كنيد، تا روحيه‌ی تازه‌اي در شما دميده شود، تا با دقت بيشتری كارها و وظايف محوله را انجام دهيد. اگر چنين شود و فقط يك نامه از سوي مخاطبين اين خبرنامه دريافت كنم كه تابان اين خبرنامه‌ي اخيرت باعث شد كارهايم را با جديت بيشتري ادامه دهم و به موفقيت‌هاي چشميگري دست يافتم، من در انتقال اين انرژ‌ی مثبت به شما موفق بوده‌ام و باور كنيد كه با دريافت تك تك نامه‌ها و پيامهاي تلفني شما، شما هم اين انرژي را به من انتقال مي‌دهيم تا اين كار و اين فعاليت را ادامه دهم. حفظ و نگاه داشتن اين كار، كار ساده‌اي نبود ولي تنها با انرژی‌هايي كه از شما گرفتم توانستم آن را تا امروز ادامه دهم و چيزي نيست جز موفقيت. يك انرژی مثبت قوي، پويا و در جريان كه بين ما جاري است. در سايه‌ی اين موفقيت‌ها، مطمئن باشيد كه سرمايه هم (از پول و زمان) برايتان فراهم خواهد شد و اين به مرور زمان است كه باعث بالا رفتن اعتبار حرفه‌اي شما مي‌شود يعني موفقيت واقعي يك شبه به دست نمي‌آيد.

طرح و ايده‌هايتان را مكتوب كنيد! چيزي كه در ذهن است را حتي شده روي يك دستمال كاغذي بياوريد و با افرادي كه به ايشان اعتماد داريد مشورت كنيد و كار را شروع كنيد: چگونگي فعاليت‌هاي شما تنها زماني معلوم مي‌شود كه كار را شروع كرده باشيد و آنرا حداقل براي مدتي ادامه داده باشيد. براي انجام اين كار، بايد كارگر شويد و كارگر باشيد. اگر به طرح و ايده‌اي كه در ذهن داريد اطمينان داريد، معطل نكنيد و ترديد هم نكنيد. جين لافونتن مي‌گويد: «با كار كردن است كه مي‌توان كارگر را شناخت.» و اين خيلي درست است.

اگر اين نوشته‌ كوتاه به شما انرژی داد آن را با ديگران تقسيم كنيد، براي دوستانتان بفرستيد و به آنها يادآوري كنيد كه عمر خيلي كوتاه است. به چشم بر هم زدني مي‌ماند و روزي يا شبي ديگر تمام مي‌شود و چه بهتر كه در انجام كاری بزرگ موفق شده باشيم.

 
پيروز و موفق باشيد

نوشته شده توسط عباس در شنبه هشتم بهمن 1384 ساعت 12:13 | لینک ثابت |
 
من و آقا عباس چند ماهی این شانس رو داشتیم تا در کنار یکی از لیدرای بزرگ یک نتورک دیگه  توی محل کارمون جو شاد و صمیمی و بدون مناظره داشته باشیم . نزدیک یکماهی میشه که همکار سابق ما توی شرکت دیگه ای کار می کنه . چند روز پیش این متن قشنگ رو آقا امیر ( همکار سابق ما) به e-mail ما فرستاده و چون متن زیبایی بود دلمون نیومد که توی وبلاگ نذاریم و از همکار سابقمون بابت دید  win/win اش تشکر نکنیم .
                                                                                                       پاسارگاد+آقا عباس
 
 
در افسانه هاي كهن هندوستان حكايتي دلنشين وجود دارد كه به نحو زيبائي قدرت درون انسان را بازگو مي‌كند .
 
اين افسانه ي زيبا و دل پذير حاوي پيامي به ياد ماندني است.
 
مي‌گويند كه در روزگاران دور آدميان همه خلق و خو و سرشتي خداي گونه داشتند ولي از امكانات و توانائي‌هاي خود خوب استفاده نكردند و كار به جائي رسيد كه برهما خداي خدايان تصميم گرفت قدرت خدائي را از آنان باز‌گيرد و آن را در جايي پنهان كند كه دست آنها از آن كوتاه باشد .
 به اين منظور او در جست و جوي مكاني بر آمد كه مخفي‌گاه مطمئن و دور از دسترس آدميان باشد
 زماني كه برهما با ديگر خدايان در اين مورد مشورت كرد آنها چنين پيشنهاد كردند
 بهتر است قدرت بي كران انسانها را در اعماق خاك پنهان كنيم
 برهما گفت:
 آن جا جاي مناسبي نيست زيرا كه آنها ژرفاي خاك را خواهند كاويد و دوباره به آن دست پيدا خواهند كرد
 سپس خدايان گفتند:
 بهتر است نيروي يزداني آدميان را به اعماق اقيانوسها منتقل كنيم تا از دسترس آنها دور باشد
 اين بار برهما گفت :
 آن جا نيز مناسب نيست زيرا دير يا زود انسان به اعماق درياها و اقيانوسها رخنه خواهد كرد و گمشده خود را خواهد يافت و آن را به روي آب خواهد آورد .
 آن گاه خدايان كوچك با خود انجمن كردند و گفتند:
 ما نمي دانيم اين نيروي عظيم را كجا بايد پنهان كنيم.
 به نظر مي رسد كه در آب و خاك جائي پيدا نمي شود كه آدمي نتواند به آن دست يابد
 در اين هنگام برهما گفت :
ما آن را در اعماق وجود خود او پنهان مي كنيم.
 آن جا بهترين محل براي پنهان كردن اين گنج گران بهاست و يگانه جائي است كه آدمي هرگز به فكر جست و جو و يافتن آن بر نخواهد آمد .
 
از آن به بعد آدمي سراسر جهان را پيموده است
همه چيز را جست و جو كرده است

بلندي ها را در نورديده است
به اعماق درياها فرو رفته است
تا دورترين نقاط خاك نفوذ كرده است

تا چيزي را به دست آورد كه در ژرفاي وجود خود او پنهان است
آري!
راز قدرت در وجود خود ماست
 
 و آدمي خداي گونه است.
 
نوشته شده توسط عباس در پنجشنبه ششم بهمن 1384 ساعت 14:20 | لینک ثابت |
 

سالهاست که من یه آیه از قران رو جلوی چشمم گذاشتم وخیلی دوستش دارم . ترجمه اون آیه اینه که "این خداوند نیست که به مردم ظلم میکند بلکه این خود مردم هستند که به خودشان ظلم می کنند"

توجه ویژه من به این آیه مربوط میشه به دوران قبل از اومدنم به M7D . تازه دیشب که داشتم با مامان غزاله  درباره موضوع جلسه هفتگی فکر می کردیم یادم اومد که این آیه رو حتی میشه به اوضاع و احوال بچه های داخل کار هم ربط داد.

نمی دونم موافق این قضیه هستید یا نه؟اینکه اگه آدمها خودشون نخوان که وضعیتشون تغییر کنه کل سماوات و  جمادات و اجرام آسمانی  هم نمی تونند دستشونو بگیرن وبهشون کمک کنند. همه چیز و همه چیز به همون قدم اول بر میگرده اینکه بخوای بری یا اینکه دوست داری همونجایی که هستی بمونی و اونقدر درجا بزنی که ببری از  خودتوهمه چیز و همه کس.

شاید بعضی از ماها توی یه مرحله از کارمون به این دوراهی رسیده باشیم  اینکه برای انتخاب یکی از  اون دو مسیر یعنی موندن و درجا زدن ویا رفتن باید یکی روانتخاب می کردیم.

چند ماه پیش توی fun ای که داشتیم ، فرصت خیلی خوبی بود برای صحبت کردن با یکی از  تاپ لیدرامون.راستش خیلی سخت بود اون قدم اول تا بری  صحبت کنی. تمام مدت اون روز من با خودم کلنجار می رفتم که برم و حرف بزنم یا نه؟  می ترسیدم ،  فکر می کردم آخه چی بگم ، اگه اون تاپ لیدر دوست نداشته باشه که من از خودم و شرایطم بهش بگم چی  و هزاران شاید دیگه ...

الان  مدتهاست از اون روز میگذره و من خیلی راحت به ترس اون روز خودم  می خندم. من نمی دونستم که اون تاپ لیدر اون روز اونجا اومده که اگه کسی سوالی داره بپرسه .من یادم رفته بود که اون تاپ لیدرم یه روزی شرایط منو هم داشته . راستش من فکر می کردم  صحبت کردن با یه تاپ لیدر اصول و قواعد خودشو داره ولی اینجوری نبود .راحت تر از اونی بود که همه فکر می کنند و خیلی صمیمی.

راستش اون روز من تصمیم گرفته بودم  یه قدم محکم برای کارم بردارم  خسته شده بودم از درجا زدنهای مداوم .یه قدمی که اونقدر محکمه که کسی جرات نکنه جلوی حرکت کردن منو بگیره . یه قدم محکم و راسخ برای انتخاب اون مسیر درست " جاده موفقیت" رو میگم.

توی کتاب کیمیاگر خونده بودم "هر گاه تو چیز را بخواهی تمام کائنات دست به دست هم می دهند تا آرزوی تو تحقق یابد" و دقیقا حرفی که اون روز تاپ لیدرمون به من زد این بود که "هروقت راشد چیزی رو بخود مرشد هم برای کمک کردن بهش آمادست."

اون شب یه مرور سریع داشتم به دوران کاریم .اینکه درجا زدن من و موفق نشدم به هیچ کس و هیچ چیز بستگی نداشته ، تابع شرایط بیرونی نبوده ، اخبار و جراید و حوادث وغیره و غیره توی موفق نشدم دخیل نبوده . این خدا نبوده که اوضاع و احوال رو بر وفق مرادم نکرده و دنیا رو به کامم شیرین نکرده . آخر تمام این اتفاقات بر می گشت به یک نفر و اون یک نفر هم ،

فقط و فقط خودم بودم.

 

                                                                                                                       پاسارگاد  

نوشته شده توسط عباس در پنجشنبه ششم بهمن 1384 ساعت 11:10 | لینک ثابت |
 

برای مدیریت وسازماندهی تیم خودمون چه کارایی انجام میدیم؟ من می خوام چندین روش مدیریتی و تاثیر گذاری رو به شما معرفی کنم تا خودتون از بین این روشها یکی رو که فکر می کنید از همه بهتره رو انتخاب کنید و بر اساس اون پی و پایه مجموعه تون رو با مدیریتی درست  و اصولی محکم بسازید.

                                                                                                                         پاسارگاد 

مدیر انعطاف پذیر

رفتار شما به عنوان مدیر و روشی که اتخاذ می کنید روی موفقیت و شکستهای شما نقش فوق العاده ای دارد. استفاده از روشها و الگوهای رفتاری مختلف به شما انعطاف بیشتری خواهد داد. این تنوع به شما حق انتخاب بیشتر و در نتیجه شانس موفقیت بالاتری خواهد داد.

اگر کاری را که همیشه می کردید ادامه دهید همیشه آنچه را که همیشه به دست می آورید به دست خواهید آورد.

روشهای طبیعی

بیشتر مدیران روش متعارفی برای تاثیر گذاری دارند که ترجیح می دهند در صورت امکان از آن استفاده کنند. مدیران انعطاف پذیر روش دیگری را در نظر می گیرند که در صورتی که روش معمول نتیجه مطلوبی به همراه نداشت از آن استفاده کنند.

اگرچه به جز روش پرخاشگری -سوء استفاده و فشار -حداقل هشت روش متمایز برای تاثیر گذاری وجود دارد!

از آنجا که شما روی اقشار مختلف مردم تاثیر می گذارید مهارت در روشهای مختلف موفقیت شما را تا حد بیشتری تضمین می کند .از محدوده بدون زحمت روش معمول خود خارج شوید و با تجربه روشهای جدیدتر تاثیر گذاری از موفقیتهای بیشتر لذت ببرید.

مراقب باشید : توجه داشته باشید که کدام روش تاثیر گذاری بیشترین شانس موفقیت را به شما می دهد. تغییر بیش از حد روشها شما را یک فرد غیر قابل پیش بینی نشان می دهد.

 

 

روش مستبدانه و تحکمی

شما به آنها می گویید وآنها می پذیرند. از روش تحکمی زمانی استفاده کنید که :

* به دنبال یک پاسخ سریع هستید

* تنها خواستار پذیرش کوتاه مدت هستید

* می خواهید که موارد را بررسی کنید و پیش بروید

در صورتی که عواملی مانند قدرت - مقام - سن -دانش و عقل به عنوان عوامل حمایت کننده وجود داشته باشند این روش بهترین کارایی را خواهد داشت. مخالفت و اعتراض به حد اقل خواهد رسید. شما به دیگران می گویید که چه کاری از آنها انتظار دارید.

نکته خاص :

روش مستبدانه یک روش پر خطر است.این روش ممکن است احساس " من پیروز شدم و تو شکست خوردی " را در دیگران به وجود آورد. دفعه بعد آنها تلافی خواهند کرد.

 

از کتاب :کلیدهای طلایی برنامه ریزی برای تاثیر گذاری

 

نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه پنجم بهمن 1384 ساعت 10:34 | لینک ثابت |

 

 امروز قسمت دوم ترجمه  A bout Diamonds رو از بخش FAQ  سایت رو  داخل وبلاگ گذاشتم . از الهه عزیز که همیشه محبتهاش شامل حال من ومجموعه من میشه یه تشکر صمیمانه می کنم .

                                                                                                            پاسارگاد    

           

اگر من نظرم را در مورد یک سفارش تائید شده تغییر دهم و یک الماس با درجه بالاتر را درخواست کنم چه اتفاقی می افتد؟

M7D محصولات با درجه بهتر را هر زمان که درخواست شفارشات خاص وجود نداشته باشد ، محصول را بدون هیچ هزینه اضافی برای مشتریان می فرستد. چون سفارش محصولات به صورت اتوماتیکی انجام میگیرد ما نمی توانیم تغییرات بعدی را در مورد خصویات جنس انجام دهیم.

من پول کافی برای خرید یک جفت الماس ندارم .شما می توانید به من کمک کنید؟

بله. ما یک برنامه ec pament plan یا طرح شروع ساده را برای افرادی که موقعیت شما را دارند در نظر گرفتیم.شما به سادگی می توانید از طریق پرداخت ساده(EASY payment) معادل 70$ (بر اساس طرح   1/1 B ) خرید انجام دهید.شما هرگاه 390 دلاربابت ec voucher به اضافه حساب بانکی RV (چک) داشته باشید یک جفت الماس دریافت خواهید کرد، که در قبال این مبلغ یک جفت الماس با برش Emerald به شما داده می شود.شما می توانید 70 دلار دیگر برای پیوستن به طرح 3/3 C نیز پرداخت کنید و وقتیec vocher   دلار بابت  ec vocher به علاوه RV (چک) داشته باشید می توانید یک جفت الماس pear دریافت کنید.

به چهار روش می توانید این کار را انجام دهید:

در هر زمان و با موافقت خودتان می توانید اقدام به پرداخت کنید . این دوره  هیچ امتیاز و یا هیچ جریمه ای نداشته و محدودیت زمانی ندارد.

از بخشی از چک پورسانت خود استفاده کنید( لطفا به بخش برنامه فروش M7D مراجعه شود)

استفاده از Reward Vovher ( لطفا به بخش برنامه فروش M7D مراجعه شود)

ترکیبی از روشهای بالا

تحویل الماسها چه مدت طول خواهد کشید؟

14 روز پس از پرداخت وجوه ،M7D الماسها را به شهرهای بزرگ دنیا که باید به آنجا برسند تحویل می دهد.تحت شرایط خاصی ممکن است ارسال الماسها به تاخیر بیفتد. ما زمان تحویل مورد نظر را قبل از تائید سفارش اطلاع خواهیم داد.

اگر من بخواهم از طریق ec payment plan خرید کنم اولین جفت الماسم را چه زمانی می گیرم؟ 

دو راه وجود دارد:

زمانیکه ec vocher به اضافه Reward vocher ( اقساط الماس) برای پرداخت قیمت یک جفت الماس کافی باشد .این روش آزاد کردن اتوماتیکی الماس است(auto-redemption).

زمانیکه شما از  به انتخاب خودتان از ec vocher و Reward vocher به اضافه حساب بانکی (چک) برای آزاد سازی یک جفت الماستان استفاده کنید.

چگونه قیمتهای M7D را با فروشگاههایی که الماسها را به صورت خرده فروشی عرضه می کنند مقایسه کنم؟

M7D قیمتهای منصفانه ای را عرضه می کند . الماسهای 2/0 قیراطی ما در مقایسه با فروشگاههای خرده فروشی معتبر و بین المللی که الماسهای شناسنامه دار می فروشند قابل مقایسه است.شما باید اجناس مشابه را از نظر درجه ارزش گذاری مشابه،بسته بندی مشابه، کنترل کیفیت مشابه نظیر مشخصه لیزری آنها مقایسه کنید.به علاوه جواهر باید یک گواهی معادل IGI داشته باشد.اگر می خواهید قیمتها را از طریق اینترنت مقایسه کنید لطفا به هزینه های حمل و نقل آن دقت نمائید.

 بسته بندی M7D چیست؟

بسته M7D طرحی برای خرید یک جفت الماس است.شرکت در قبال محصول ( وقتی که به طور کامل و نقدی خرید کرده باشید) یا در قبال ec voucher ( اگر بخواهید از طرح شروع ساده یا ec payment استفاده کنید) این بسته هارا به شما ارائه می دهد. علاوه براین M7D یک حساب تجاری رایگان ، یک سیستم مدیریتی رایگان و یک حق پذیرش رایگان به دفتر کار و همچنین امکانات استفاده از messenger را برای شما فراهم می کند.

 

What happens if I change my mind about a confirmed order and request a higher grade diamond

M7D at its discretion sends a better grade product at no extra cost whenever diamonds of the minimum specifications ordered are not available. However, because products are dispatched automatically when sale orders are processed, we cannot accommodate subsequent changes to specifications by customers 

?I do not have enough funds to buy a pair of diamonds. Can you help
Yes, we have an ecPayment Plan for people in your situation. Simply make an EASY payment purchase at US$70.00 (for the 1/1B Plan). You will receive one pair of diamonds when you have US$390.00 ecVouchers plus RV plus Account Statement(cash) to pay for one pair of Emerald Cut diamonds. You can pay another US$70.00 to join the 33C Plan and redeem a pair of Pear Cut diamonds when you have US$390.00 ecV plus RV and/or cash

You may settle the balance in four ways

  • Commit to pay at any time at your convenience. There will be no interest and no penalty within the expiration time period
  • Use part of your cash commission (please refer to section on M7D Marketing Plan)
  • Use Reward Vouchers (please refer to section on M7D Marketing Plan)
  • Any combination of the above

?How long will delivery of the diamonds take
M7D is committed to deliver within 14 days on receipt of payment, to any major city in the world. Should there be other, special circumstances that may delay delivery, we shall inform you of the expected delivery time before confirming your order

?When do I get my first pair of diamonds if I opt for an ecPayment

You would have two options

  • When your ecVouchers plus Reward Vouchers are sufficient to pay for the price of one pair of diamonds. This is auto-redemption
  • When you use your ecVouchers plus Reward Vouchers plus Account Statement(cash) to manually redeem the first pair of diamonds


?How do I compare M7D prices to retail store diamonds

M7D is committed to providing fair prices. The prices of our entry-level 0.20 carat diamonds are comparable to those at respectable retail stores selling internationally-certified diamonds. You must compare like with like – meaning the same grade of stone, same packaging and same quality control like laser inscription. Moreover, the stone must carry an equivalent certificate from IGI. Please also consider the delivery charges if you are comparing prices from the Internet 

?What is the M7D package
The M7D package is the intention to buy a pair of diamonds. The company gives you in exchange the product (when it is paid for fully) or an ecVoucher (if you opt for an ecPayment Plan), plus M7D provides you a free Business Account, a free Management System and free access to Virtual Office and general enquiries using the Messenger

 

نوشته شده توسط عباس در سه شنبه چهارم بهمن 1384 ساعت 10:52 | لینک ثابت |
 

راستش دیروز من و Direct ام نیوشا نشستیم واین نمایشنامه رو براساس یک سری شواهد و تجربیات واقعی خودمون نوشتیم .البته من هنوز به اون دو مرحله پایانی نرسیدم و نمی دونم آدم توی اون مراحل واقعا اینجوری میشه یا نه ؟ ( گاهی وقتا قوه تخیل خیلی به آدم کمک میکنه)البته امید وارم دوستان جدیدی که به تازگی همکار ما میشند فکر نکنند که قرار همیشه همین اتفاقات و مکالمات تکرار بشه .  نه عزیزان من شما می تونید از همون اول درست واصولی کار کنید.

                                                                                                                         پاسارگاد

موقعی که من prospect بودم : دوستم شاید خیلی چیزا رو بدونه و بتونه انجامش بده ولی من شک دارم که این کارو بشه انجامش داد، باید روی این کار بازم فکر کنم.

موقعی که inviter شدم : up line ام اصلا منو درک نمی کنه. فکر می کنم  زمانی که خودش invite میکرده رو فراموش کرده.

موقعی که biginner بودم : up line ام میگه اون موقع همه چیز با حالا فرق داشته.همه اش میگه به حرف بالا دستیها گوش بدم. up line ام  انگارهمه چیز رو هم نمیدونه.

موقعی که 1/0 شدم : زیاد حرف up line ام رو تحویل نگیر اون همه اش سخت میگیره.

موقعی که presenter بودم : up line ام  انگار یه چیزایی در باره کار میدونه. خب بایدم بدونه زیاد با این قضیه برخورد داشته.

موقعی که تو مجموعه ام presenter داشتم: بد نیست از up line ام بپرسم نظرش درباره این مساله چیه؟ آخه اون تو مجموعه اش  ازاینجور مسائل زیاد دیده و تجربه حل کردنشو رو هم داره .

موقعی که trainer شدم : تا موقعی که با up line ام مشورت نکنم ،دست به کار جدیدی  نمی زنم .

موقعی که researcher شدم : تمام این مدت دارم فکر می کنم که ul line ام چطوری اینهمه کارو بلده انجام بده ،چقدر تجربه داره و من درک نکرده بودم!!

موقعی که top leader شدم : حاضرم خیلی  چیزا رو بدم تا بتونم بیشتر وبیشتر در مورد مجموعه ام وکارم با up line ام حرف بزنم.حیف که از اول قدر تجربه اش رو ندونستم .خیلی چیزا رومی تونستم زودتر از این ازش یاد بگیرم .

 

نوشته شده توسط عباس در دوشنبه سوم بهمن 1384 ساعت 11:13 | لینک ثابت |
 

زحمت ترجمه A bout Diamonds از بخش FAQ سایت رو خواهر خوبم الهه جان (دختر دیگه مامان غزاله) کشیده که بابت لطفش یک دنیا ممنونشم .

 

اگه دوستان وهمکاران خوبم یادشون باشه چند وقت پیش Power Point بسیار زیبایی رو توی وبلاگ گذاشته بودیم. اینبار اصل اون Power Point رو طراح محترمش علی عزیز از(My7Dreams Group) برام فرستاده.برای دیدنش روی Diamonds کلیک کنید. از این همکار خوب مای سونی خودم ممنونم . شما دوستان به همه ثابت کردید که اصل اعتماد و Win/Win بودن بین مای سونیها همیشگیست.

 

من اگر ما نشوم تنهایم

تو اگر ما نشوی خویشتنی

                                                               تو اگر برخیزی،من اگر برخیزم همه برمی خیزند

                                                              تو اگر بنشینی ،من اگر بنشینم ،چه کسی برخیزد؟

 

                                                                                                       پاسارگاد+ آقا عباس

 

چطور می توانم مطمئن باشم که الماسهایی که از M7D خریده ام واقعی هستند؟

هر الماسی که توسط M7D تهیه می شود به همراه شناسنامه و یک شماره سریال IGI است که در آن شناسنامه جزئیات کیفی و خصوصیاعت جواهر ذکر شده است.

هر الماس دارای یک شماره سریال است که با لیزر روی کمربند میانی الماس(girdel) حک شده و در یک بسته بندی پلاستیکی مهر و موم شده به شما تحویل داده می شود.

شهرت IGI به عنوان بزرگترین موسسه مستقل ارزش گذاری و گواهی دهنده الماس ، بهترین تضمین ممکن را برای مشتریان M7D فراهم می کند که الماسهای واقعی با بهترین کیفیت را خریداری کنند.

چرا من باید از M7D خرید کنم؟

مشتریان M7D در قبال پول خود جنسی با ارزش واقعی دریافت می کنند .قیمتهای ما منصفانه است .شما خودتان می توانید با مقایسه قیمت الماسهایی با کیفیت و خصوصیات و بسته بندی یکسان از سایر منابع موجود پی به این موضوع ببرید.علاوه براین شما می توانید در برنامه جوایز مشتریان که به شما پیشنهاد می شود سهیم شوید که شرکت آن برای تمام مشتریانمان آزاد است.

الماسهای اختیاری

پتانسیل در آمدی بالا

تخفیفهای قابل توجه

محصولات M7D از چه طیفی می باشد؟

حداقل معیارهای محصولات M7D به این صورت می باشد که وزن الماسها حداقل 2/0 قیراط ، رنگ H و شفافیت VS1 .که انتخاب الماسها شامل برشهای Princess-Baguette-Pear-Oval-Marquise-Emerald-Brilliant-Round  می باشد. این کیفیتها حداقل خصوصیات الماسها هستند. در حال حاضر تمرکز ما بر روی فروش الماسهای 2/0قیراطی است اما در آینده ی نزدیک ممکن است که سنگها ی قیمتی را نیز در معرض فروش قرار دهیم.

آیا  من می توانم فقط یک الماس 2/0 قیراطی به جای یک جفت که در قرار داد آمده خریداری کنم؟

خیر ،شما باید یک جفت الماس خریداری کنید.

تحت چه شرایطی می توانم یک الماس بخرم؟

وقتی شما یک جفت الماس را آزاد کرده و ec voucher دیگری نداشته باشید ، می توانید یک الماس را با نصف قیمت یک جفت الماس آزاد کنید .به عنوان مثال یک  الماس برش Pear که قیمت آن 230$ است

 2/460 .

درباره 7 برش و اینکه چگونه می توانم آنها را خریداری کنیم توضیحاتی بدهید؟

 پرینسس=2/0 قیراط، رنگ H ،شفافیت VS1 ، به قیمت جفتی 660 دلار. شما می توانید یک جفت را توسط ترکیبی از ec voucher  ها و (RV ( Reward Voucher  خود آزاد کنید ونیز از حساب بانکی (چک) خود کسر نمایید.

باگت=2/0 قیراط، رنگ H ،شفافیت VS1 ، به قیمت جفتی 590دلار. شما می توانید یک جفت را توسط ترکیبی از ec voucher  ها و (RV ( Reward Voucher  خود آزاد کنید ونیز از حساب بانکی (چک) خود کسر نمایید.

پیر=2/0 قیراط، رنگ H ،شفافیت VS1 ، به قیمت جفتی 460 دلار.شما می توانید یک جفت را توسط ترکیبی از ec voucher  ها و (RV ( Reward Voucher  خود آزاد کنید ونیز از حساب بانکی (چک) خود کسر نمایید.

اوال=2/0 قیراط، رنگ H ،شفافیت VS1 ، به قیمت جفتی 590دلار. شما می توانید یک جفت را توسط ترکیبی از ec voucher  ها و (RV ( Reward Voucher  خود آزاد کنید ونیز از حساب بانکی (چک) خود کسر نمایید.

مارکیز=2/0 قیراط، رنگ H ،شفافیت VS1 ، به قیمت جفتی 590دلار. شما می توانید یک جفت را توسط ترکیبی از ec voucher  ها و (RV ( Reward Voucher  خود آزاد کنید ونیز از حساب بانکی (چک) خود کسر نمایید.

امرالد=2/0 قیراط، رنگ H ،شفافیت VS1 ، به قیمت جفتی 460 دلار.شما می توانید یک جفت را توسط ترکیبی از ec voucher  ها و (RV ( Reward Voucher  خود آزاد کنید ونیز از حساب بانکی (چک) خود کسر نمایید.

روند برلیانت=۲/0 قیراط، رنگ H ،شفافیت VS1 ، به قیمت جفتی ۸۹۰ دلار.شما می توانید یک جفت را توسط ترکیبی از ec voucher  ها و (RV ( Reward Voucher  خود آزاد کنید ونیز از حساب بانکی (چک) خود کسر نمایید.

About Diamonds

?How can I be sure the diamonds I buy from M7D are genuine
Every diamond supplied by M7D is accompanied by a certificate with a serialized number from IGI. The certificate describes in detail the quality and specifications of the gem

Each diamond also bears that serialized number, laser-inscribed on its girdle, and is delivered to you in a plastic enclosure sealed by IGI

The reputation of IGI as the world’s largest independent diamond valuation and certification body gives M7D customers the best possible assurance that the diamonds they buy from us are genuine and of top quality


?Why should I buy diamonds from M7D

M7D customers get genuine value for their money. Our prices are fair. You can determine this for yourself by comparing the prices of diamonds of equivalent quality, specifications and packaging from other sources. Plus, you can participate in our Customer Reward Program, which is free to all our customers, and which offers you

  • Free diamonds
  • Potentially high income
  • Attractive discounts.

?What is M7D’s product range
M7D promotes the entry-level of minimum 0.20 carat, H in color, VS 1 in clarity. The choice spans Princess, Baguette, Pear, Oval, Marquise, Emerald and Round Brilliant Cut. These grades/qualities are our minimum specifications. We are concentrating on 0.20 carat diamonds for now, but may sell larger stones in the near future

?Can I buy just one 0.20 carat diamond instead of the stipulated pair
No, you have to commit to buy one pair

?Under what circumstances can I purchase one diamond
When you have redeemed the first pair of diamonds and do not have any more ecVouchers left, you can redeem one piece of diamond at half the price of one pair of diamonds. For example, one piece of Pear Cut diamond is US$230.00(US$460.00/2

?Tell me more about the seven cuts and how I can buy them
Here are the details

Princess – 0.20 carat, H color, VS 1 clarity. US$590.00/pair. You can manually redeem one pair by combining your ecVouchers with RV(Reward Vouchers) and deduction from your Account Statement-cash

Baguette – 0.20 carat, H color, VS 1 clarity. US$590.00/pair. You can manually redeem one pair by combining your ecVouchers with RV(Reward Vouchers) and deduction from your Account Statement-cash


Pear -- 0.20 carat, H color, VS 1 clarity. US$460.00/pair. You can manually redeem one pair by combining your ecVouchers with RV(Reward Vouchers) and deduction from your Account Statement-cash


Oval -- 0.20 carat, H color, VS 1 clarity. US$590.00/pair. You can manually redeem one pair by combining your ecVouchers with RV(Reward Vouchers) and deduction from your Account Statement-cash


Marquise -- 0.20 carat, H color, VS 1 clarity. US$590.00/pair. You can manually redeem one pair by combining your ecVouchers with RV(Reward Vouchers) and deduction from your Account Statement-cash


Emerald -- 0.20 carat, H color, VS 1 clarity. US$660.00/pair. You can manually redeem one pair by combining your ecVouchers with RV(Reward Vouchers) and deduction from your Account Statement-cash

Round Brilliant -- 0.20 carat, H color, VS 1 clarity. US$890.00/pair. You can manually redeem one pair by combining your ecVouchers with RV(Reward Vouchers) and deduction from your Account Statement-cash

نوشته شده توسط عباس در یکشنبه دوم بهمن 1384 ساعت 11:53 | لینک ثابت |
 

ای طالب !

تا تو بر جان ونان خود می لرزی

حقا که به دو جو نمی ارزی!

بنگر که چه می ورزی

همان ارزی که می ورزی!

بنده آنی که در بند آنی!

"خواجه عبدا... انصاری"

مدتهابود که می خواستم یکی از اون کارایی رو که همیشه برای انرژی دادن به خودم انتخاب می کردم رو انجام بدم.  بعد از مدتها پنجشنبه ۲ ساعت وقت خالی پیدا کردم تا برم کنسرت موسیقی عرفانی تلفیق(تنبور و دف)  نمی دونم این زبان موسیقی چه اسراری تو خودش داره که هر کسی حتی اونایی که زیاد  موسیقی سنتی  رو دوست ندارند رو برای ۲ ساعت روی صندلیشون میخکوب میشند. حالا اگه یه نفری عاشق این نوع موسیقی باشه بعد از تموم شدن کنسرت از محل برگزاری تا خونه رو توی هوا پرواز میکنه. به اندازه چند ماه انرژی برای مجموعه ام ذخیره کردم.

چند سال پیش استاد سه تارم که شخصیتش مخلوطی از مرام درویش مسلکی و احساس بالا بود می گفت خیلیها دوست ندارند جوونا دنبال هنر یا کارهایی که اونا رو هدفمند میکنه برند .اون موقع منم این موضوع رو قبول داشتم ولی هیچوقت درگیرش نشده بودم تا اینکه وارد نتورک شدم . تازه پنجشنبه متوجه شدم که برنامه ریزی وقت چقدر به دادم رسیده ـ تازه الان که توی خیابون راه میرم  و دور وبرم رو با دقت نگاه می کنم میبنم چقدر جوون بی هدف کنار خیابون منتظرند که روزشون شب بشه . الان خیلی دقتم به اطراف بیشتر شده و روی رفتارهای مردم خیلی بیشتر دقت می کنم . تازگیها به جملات و مثالهایی که از دهن اطرافیانم بیرون میاد بیشتر توجه نشون میدم. و این توجهات بعد از اومدنم به نتورک خیلی بیشتر شده.

مدتهاست که دلم می خواست توی جلسه هفتگیم یه کاری انجام بدم تا بچه ها یه تکون اساسی بخورند بنابراین داستان نا تمام خودمو براشون تعریف کردم اگه میگم ناتمام بابت اینه که بخشی از بازیگردانای این داستان بچه های مجموعه ام هستم.براشون شرح دادم که در هر صورت حق انتخاب با خودشونه دو انتخاب بیشتر ندارند یا اینکه مثل سرشاخه شون هرچی کار بد و غلط بوده انجام بدند یا اینکه برن پیش سرشاخه شون و ازش بپرسند فلانی تو چه کار بدی انجام دادی بگو ما اون کارو دیگه انجام ندیم. چون من توی این مدت فهمیده بودم که:

" غم همچو ابر است!

چون برآید ببارد پاره ای

و برود!"

"بهاء ولد"

بنابراین بعد از تموم شدن جلسه هفتگیمون از بچه ها خواستم یه کاغذ بردارن و تمام ترسهایی رو که دارند چه در کار نتورکشون چه شخصیتشون و...  توی اون کاغذ بنویسند .بعد بدون اینکه اون ترسها خونده بشه همه اون کاغذها رو که توش پر بود از ترسهایی که مانع از جلو رفتن ما میشد رو توی ظرفی ریختیم و آتیششون زدیم. فکر می کنم بچه هام اون تکونی رو که باید می خوردن رو احساس کردن. خودم به شخصه احساس کردم خیلی سبک شدم .( فکر کنم خودمو لو دادم).

 دیروز  این جمله رو از" شمس تبریزی" برای بچه هام روی  تخته یادداشت کردم:

تو آنی که بر خود نوحه می کردی

و در آن واقعه نومید شده بودی!

من آنم که در آن نومیدی

                                                            دستت گرفتم

                                                           خلاصت کردم!

                                                                                                                 

                                                                                                                         پاسارگاد

                                                                                                                 

نوشته شده توسط عباس در شنبه یکم بهمن 1384 ساعت 12:2 | لینک ثابت |