مي تراود مهتاب
مي درخشد شبتاب
نيست يک دم شکند خواب به چشم کس و ليک
غم اين خفته چند خواب به چشم ترم مي شکند.
یه متن خیلی جالب به من رسید. این یکی رو هم مثل قبلی به صورت Word می زارم
تا دوستان بتوانند از آن بهره کافی را ببرند.
دوستانی که به هر صورتی نمی توانند به این مطالب و نوشته ها دست پیدا کنند
برای ما ایمیل information_m7d@yahoo.com بفرستند یا کامنت بگذارند.
تا ما در اولین فرست برایشان بفرستیم .
برای دانلود کلیک کنید.
سلام با خسته نباشید به همه دوستان و همکاران عزیز
من چند روز پیش متنی رو تو وبلاگ گذاشتم
و چون متن طولانی بود قرار شود که در چند روز متوالی اون رو تو وبلاگ بذارم.
ولی به علت مشغل کاری که شما دوستان خوب می دانید وقت نکردم انجام دهم.
چون به شما دوستان قول داده بودم باید حتما به انجام می رساندم.
خوب دوستای خوبم و همکاران عزیز من این متن رو برای شما به صورت Word برای
دانلود توی وبلاگ گذاشتم برای دانلود کلیک کنید.
آرزوی موفقیت برای همه عزیزان دارم.
سلام به همه دوستان و همکاران عزیز
سلامی به سفیدی و پاکی ابرهای آسمان
من بعد از یه مدتی ،
بهتر بگم!. (غیبت کبری!... ) که سرم بد جور شلوغ بود، و شما دوستان که تو کار هستین بهتر میدونید من چی میگم.! و با تمام نیرو امدم که بگم ........ ما.. بهترین هستیم![]()
دوستای خوبم این متن رو چند وقت پیش یکی از دوستام واسم فرستادن ، تا آخرش خوندم دیدم خیلی قشنگه! گفتم بذارم تو وبلاگ خودمون تا بچه ها هم ازش استفاده کنند امیدوارام مورد قبول شما عزیزان قرار بگیره.
البته ناگفته نمونه که این متن در 13 صفحه هست. من در چند بخش این متن زیبا رو واستون می زارم.
در سفر زندگي ، هر كس نا خداي سرنوشت خود و سكّاندار كشتي خويش است. براي رسيدن به مقصد بايد اهدافي شفاف تعيين و نحوه چگونگي دستيابي به آنها و مدت زمان مورد لزوم را پيش بيني كرد. افراد موفق و سرشناس همان افراد معمولي ديروزي بودند كه با داشتن اهداف بزرگ و شفاف و با تلاش فوق العاده و با ايستادگي سرسختانه در مقابل مشكلات و موانع و حوادث ناگوار ، به اهداف خود رسيده اند.
سطح موفقيت تـو در هر زمينه اي فقط و فقط به تو بستگي دارد. چيزي كه تو به زندگي مي دهي ، تعيين مي كند كه زندگي به تو چه بدهد. تو نمي تواني شادماني و رضامندي و لذت را از انسـان ديگري قرض بگيري ، گدايـي كنــي و يـا بــدزدي و آن را از آن خـود سازي. ديگران مي توانند به تو الهام بخشند تو را آموزش دهند ، تو را تشويق كنند و تورا دوست داشته باشند و حتي مشاور تو باشند.
اما در نهايت اين تو هستي كه بايد زندگي كني و استخراج و كسب رضامندي و شادماني از زندگي فقــط و فقــط به تو بستگي دارد. در اين مورد خوب فكر كن ! در خواهي يافت كه لذت فقط زماني براي تـو شــادي آور و خواستني است كه خودت آن را به دست آوري و تجـربه كني. تو اكنون اين فرصت را داري كه تفاوت مثبتي را در اين دنيا براي خود و ديگران به روش و شيوه اي كه فقط از تو بر مي آيد باعث شوي. در قلب و عمق خواسته هاي تو از زندگي ، هميشه بايد تمناي ايجاد يك تفاوت موج بزند و چنين نيز هست.
هيچ كس ديگري نمي تواند امكانات خاصي را كه فقط از تو بر مي آيد ، براي تو فراهم سازد . چقدر خجالت آور است كه همين امروز كلي كار عالي و زيبا از تو بر مي آمد ولي تو حتي به آنها نگاهي نيز نيفكندي !؟
تو يك زندگي ارزشمند و قيمتي را در اختيار داري كه با هيچ چيز ديگر قابل معاوضه نيست . هر اتفاقي كه قرار است در آينده براي تو رخ دهد ، نوع اتفاق فقط وفقط به تو بستگي دارد . زندگي تو يك فرصت عالي و يك چالش و نبرد هيجان انگيز فقط براي توست ، پس تعلل نكن و بدان كه تو بهترين فرد براي داشتن اين زندگي عالي هستي.
مــوفقيت را بايــد شكـار كـرددرنــگ جــايـز نيـست !
براي رسيدن به موفقيت بايد استعداد هاي خود را كشف كنيم و با اعتماد به نفس ، شيوه هاي مناسبي براي هدف غايي و نهايي خود انتخاب كنيم. در اين راستا ، تلاش آگاهانه ، صبر و انعطاف پذيري از مهم ترين راهكارهاي رسيدن به موفقيت است كه با برنامه ريزي دقيق و حساب شده حاصل مي شود.
گامهاي موثر براي رسيدن به موفقيت
« گام اول : خود شناسي و خود باوري »
به نداي دروني و آرزوهاي قلبي خود توجه كنيد و از طريق تفكر و تجزيه و تحليل ، توانايي ها و استعدادهاي ناشناخته خود را كشف كنيد. سپس خود را باور كنيد و به توانايي هايتان ايمان بياوريد.
همانطوريكه امام علي (ع) مي فرمايد: در درون ما جهان بزرگي نهفته است.
پس بگوييد من « مي توانم » اين كلمه به شما اطمينان مي دهد كه قادر به انجام هر كاري خواهيد بود.
« گام دوم : هدف گذاري »
براي تعيين جهت حركت ، در مسير زندگي ، داشتن هدفي مشخص امري ضروري است. اهداف خود را بر اساس استعدادها و خواسته هاي واقعي خود دقيقاً مشخص كنيد و حتماً روي كاغذ بنويسيد و زمان لازم براي رسيدن به آنها را تعيين كنيد و هر روز از خودتان بپرسيد ، امروز چه كاري در راستاي رسيدن به هدف خود انجام داده ام.
« گام سوم : برنامه ريزي »
برنامه عبارت است از : تعيين اهداف جزئي و كوتاه مدتي كه در راستاي اهداف بلند مدت قرار دارند و راه رسيدن به آنها ، برنامه ريـزي ، تلاش ذهني است كه قبل از تلاش فيزيكي صورت گرفته و راه تحقق اهداف تفكيك شده را يقين مي سازد براي برنامه ريزي بايد « همه سو نگر » باشيد يعني تمام واقعيت هاي موجود را بدانيد. در يك برنامه خوب بايد روش انجام دادن ، مكان ، منابع لازم و . . . . قيد شود.
« گام چهارم : عمل و تلاش آگاهانه »
برترين علم آن است كه در اعمال و رفتار عيان شود. حضرت علي (ع)
همه انسان هاي موفق اهل علم و تلاش هستند و موفقيت با شانس بي ارتباط است. تلاش بيشتر ما را به موفقيت نزديك تر مي كند. پس همين الان شروع كنيد « منتظر مساعد شدن اوضاع نباشيد اقدام به حركت باعث رشد اعتماد به نفس در شما مي شود و ترس را از بين مي برد. در هنگام حركت در پي بهترين راه ممكن باشيد و توجه كنيد تلاش هايتان آگاهانه ، دقيق ، منظم باشد.
« گام پنجم : پشتكار و انعطاف پذيري »
هنگامي كه وارد عمل مي شويد قسمت عمده اي از كار را به انجام رسانده ايد. اما براي كسب نتيجه بايد پشتكار داشته باشيد پيگيري كارها ، مغز ما را فعال مي كند و اميد موفقيت را در شخص ، بارور مي سازد. فقدان استعداد با سخت كوشي ، نظم و شكيبايي قابل جبران است. هرگز از تلاش خسته نشويد. چون آخرين كليد ، شايد گشاينده قفل در باشد. صبور باشيد ، اجازه ندهيد مشكلات نا اميدتان كند از هرخطايي تجربه كسب كنيد. برنامه هايتان را دوباره سنجي كنيد و در پي راه حل هاي آسان تر و عملي تر باشيد.
« گام ششم : نتيجه گيري»
طرز فكر شما به هنگام شكست ، زمان رسيدن به پيروزي را تعيين مي كند.ديويد شوارتز
در صورتي كه گام هاي قبلي را به خوبي طي كرده باشيد به نتيجه دلخواه مي رسيد و اگر هم نتيجه ي موجود ، دلخواه شما نباشد جاي هيچ گونه ناراحتي نيست. بايد بدانيد هر وضعيتي مانند سكه دو رو دارد طرف خوب را بيابيد و جنبه هاي مثبت را ببينيد. شكست هاي ظاهري پلي است به سوي پيروزي واقعي. براي خود دو سوال مطرح كنيد.
1ـ اشكال كار كجا بود ؟ 2ـ راه هاي جديد كدامند؟
ادامه دارد...
در دنیای پیرامون خود نظر کنید و ببینید خواهان تغییر کدام یک از اجزای آن هستید.
آرمان( vision) - افق یا چشم انداز- همه چیز رهبر است. داشتن آن ناگزیر و لازم است .چرا؟ زیرا ارمان راهنمای رهبر است. هدف را می آراید، آتش درون را می گیراند و شعله ور می کند و او را به پیش می راند. برای کسانی که پیرو رهبر هستند ، آرمان، فرونشاننده آتش است.
1-آرمان از درون می جوشد
2-آرمان ،صورتگری است که سرگذشت انسان را رقم می زند
3- آرمان تامیین کننده نیازهای دیگران است
4-آرمان ، یاور ما در بسیج منابع است
سرچشمه و خاستگاه آرمان کجاست ؟
برای پیدا کردن آرمان، که لازمه رهبری است ،خوب بشنوید ،باید به چند ندا یا صدا گوش دهید. " تمرکز در شنیدن"
آیا از رسالت زندگی خود خبر دارید؟ چه چیزی قلب شما را به تپش وا می دارد؟ رویا و آرزوی شما چیست؟
اگر تلاش حاصل آرزو نباشد- آرزویی که از عمق وجود بر می خیزد و انسان به آن پایبند است- بیهوده است." ندای درون "
افکار بلند چگونه به انسان الهام می شود؟
با دقت در چیزهای ناقص و نا کار آمد. ناخشنودی از وضع موجود کمک موثری است به ظهور آرمان ." بانگ ناخشنودی"
آیا مشاوری دارید که آرمان شما را جلا دهد؟
هیچ کس به تنهایی نمی تواند از عهده کارهای بزرگ برآید.برای رسیدن به آرمانهای بزرگ باید تیم خوب داشته باشیم. اما علاوه بر تیم خوب ، مشورت و صلاحدید پیشکسوتان نیز لازم است.اگر می خواهید دیگران را به سوی عظمت رهنمود شوید از مشورت مربیان بی نیاز نخواهید بود. " صلای موفقیت "
درست است که آرمان انسان باید منشاء ذاتی و درونی داشته باشد اما آؤمان نباید مقید به توانایی های محدود انسان باشد. آرمان های پر ارزش آرمانهایی هستند که خدا را لحاظ می کنند تنها خدا است که از کل توانایی های ما باخبر است.آیا وقتی در جستجوی آرمان خود هستیم به ورای خود و به ورای عمر خود نظر داریم؟
توجه:
لطفا برای دریافت گزارش پلن جدید شر کت به این وبلاگ http://my7dreams.mihanblog.com
که دوست خوب مان علی جان زحمت کشیدن و تر جمه کردن سری بزنید.
جا داره از آقا علی
مان که زحمت این کار را برای ما کشیدن تشکر کنیم.
Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... who
arranged a running competition.
روزی از روزها گروهی از قورباغه هی کوچیک تصمیم گرفتند که با
هم مسابقه ی دو بدند.
The goal was to reach the top of a very high tower.
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود.
A big crowd had gathered around the tower to see the
race and cheer on the contestants....
جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند...
The race began....
و مسابقه شروع شد....
Honestly,no one in crowd really believed that the tiny
frogs would reach the top of the tower.
راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی
بتوانند به نوک برج برسند.
You heard statements such as:
شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید:
"Oh, WAY too difficult!!"
"اوه,عجب کار مشکلی!!"
"They will NEVER make it to the top."
"اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند."
or:
یا:
"Not a chance that they will succeed. The tower is too
high!"
"هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه!"
The tiny frogs began collapsing. One by one....
قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند...
Except for those, who in a fresh tempo, were climbing
higher and higher....
بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند...
The crowd continued to yell, "It is too difficult!!! No one
will make it!"
جمعیت هنوز ادامه می داد,"خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه!"
More tiny frogs got tired and gave up....
و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف
...
But ONE continued higher and higher and higher....
ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر....
This one wouldn't give up!
این یکی نمی خواست منصرف بشه!
At the end everyone else had given up climbing the
tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort,
was the only one who reached the top!
بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه
کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید!
THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to
know how this one frog managed to do it?
بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو
انجام داده؟
A contestant asked the tiny frog how he had found the
strength to succeed and reach the goal?
اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا
کرده؟
It turned out....
و مشخص شد که...
That the winner was DEAF!!!!
برنده ی مسابقه کر بوده!!!
The wisdom of this story is:
Never listen to other people's tendencies to be negative or
pessimistic.... because they take your most wonderful
dreams and wishes away from you -- the ones you have in
your heart!
Always think of the power words have.
Because everything you hear and read will affect your
actions!
نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که:
هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون
اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی که
از ته دلتون آرزوشون رو دارید!
هیشه به قدرت کلمات فکر کنید.
چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره
Therefore:
پس:
ALWAYS be....
همیشه....
POSITIVE!
مثبت فکر کنید!
And above all:
و بالاتر از اون
Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill
your dreams!
کر بشید هر وقت کسی خواست به شما بگه که به آرزوهاتون نخواهید
رسید!
Always think:
و هیشه باور داشته باشید:
God and I can do this!
من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم
نکاتی که در مورد انتقاد باید به خاطر بسپارید عبارتند از:
الف) انتقاد کارساز نیست
ب) مردم به ندرت خود را سرزنش می کنند
ج) اگر دیگران را سرزنش کنید آنها هم شما را سرزنش می کنند!
انتقاد سریعترین راه برای رنجاندن آدمها و ویران کردن دوستیهاست."من" انسان آن چنان شکننده است که یک طرد شدگی ، به مانند یک پتک بر آن عمل می کند.به محض اینکه مورد انتقاد قرار می گیریم ،دست به توجیه می زنیم. سرزنش می کنیم،داد و فریاد راه می اندازیم و اغلب صحنه را ترک می کنیم.
انسان توانایی قابل ملاحظه ای دارد که خود را همیشه طرف بی گناه قضیه ببیند.انتقاد ، مخرب و ویرانگر است.انتقاد انسان را فلج می کند ، به خشم می آورد و تحریک می کند. انتقاد، فراخوانی دردسر است.
اما اگر باید انتقاد کنید...
۱- از تحسین شروع کنید
۲- بنا را بر گوشزد کردن بگذارید
۳- خود شما به داشتن مشکل مشابه اعتراف کنید.
خلاصه کلام:
اگر می خواهید روابط خود را حفظ کنید و نتایج مطلوب را از مردم بدست آورید باید نسبت به "من" آنها حساس باشید . صدیق و مشوفق باشید و در موارد مقتضی:
۱- قبل از انتقاد، تحسین و ستایش کنید.
۲- به جای " گفتن" ، " گوشزد" کنید.
۳- به عیبهای خود اعتراف کنید.
۴- به جای آنکه بخاطر گذشته ها سرزنش کنید ، به آینده نظر بیندازید.
"من ممکن است نتوانم اين تاريکي را از بين ببرم ولي با همين روشنايي کوچک فرق ظلمت و نور و حق و باطل را نشان ميدهم و کسي که دنبال نور است اين نور هر چقدر کوچک باشد در قلب او بزرگ خواهد بود"
چرا تحسین همیشه کار ساز است؟
وقتی به ظاهر انسانها نگاه می کنیم ممکن است به این نتیجه برسیم که همه آنها از اعتماد به نفس قوی بر خوردار هستند به قابلیتها و توانائیهای خویش اطمینان دارند و با خویشتن خویش به شادی زندگی می کنند اما وقتی با این انسانهای موفق ، خوبرو و تحسین بر انگیز به صحبت می نشینیم درمی یابیم که آنها خود را دقیقا بدینگونه نمی بینند، زیرا اینان با خود درونی خویش سر و کار دارند خودی که گاه عصبی ، غالبا نگران و چه بسا شکل نا یافته است. آنها بخشی از خویشتن خود را که همواره احساسی از نقص و بی کفایتی به آنها می دهد به خوبی می شناسند. بخشی از خویشتن که بی وقفه می گوید : " ای کاش این همه اشتباه در زندگی ام مرتکب نشده بودم ".
بنابراین هرگاه چیزی به این اشخاص می گویید که از زاویه دید شما توضیح واضحات به نظر می رسد نظیر اینکه :" شما آدم موفقی هستید و باید از این بابت به خود ببالید "، به آنها امکان استنشاق هوای تازه داده اید و بر فراز ابرها به پروازشان در آورده اید.

