انتخاب های هوشمندانه
هفتة پيش، اگر يادتان مانده باشد، گفتيم كه يك انتخاب هوشمندانه هشت كليد دارد: مسأله، اهداف، گزينه ها، پيامدها، موازنه ها، عدم قطعيت، ريسك پذيري و تصميم هاي هم بسته. فرض كنيد كه مسأله تان را تعريف كرده ايد، هدف ها و گزينه هاتان را مشخص كرده ايد و پيامدهاي هر گزينه ها را هم شناخته ايد و توانسته ايد با كمك پيامدها، گزينه هايي را كه ضعيف تر به نظر مي رسند حذف كنيد. دو يا چند گزينة باقي مانده را ـ كه تقريبا با هم در تعادل اند ـ در جدول پيامدها جا داده ايد، هر كدام از هدف ها را جلوي يك رديف نوشته ايد و هر كدام از گزينه ها را بالاي يك ستون. حالا براي يك انتخاب هوشمندانه به موازنه احتياج داريد. بحث اين هفته را با موازنه شروع مي كنيم.
اكثر اوقات نمي توانيم با يك تصميم واحد به همة خواسته ها مان برسيم. اين جاست كه بايد از بعضي چيزهاي مهم به نفع بعضي چيزهاي مهم تر چشم پوشي كنيم. مثلا اگر بخواهيد با كمترين هزينه به يك سفر برويد، مسألة شما سرراست است. اما اگر بخواهيد زمان سفر كوتاه باشد، ساعت حركت مناسب باشد و صندلي تان هم راحت باشد، مسأله تان كمي پيچيده تر مي شود. وقتي در يك تصميم چند هدف را توأمان دنبال مي كنيد، نمي توانيد با محور قرار دادن يك هدف به دنبال راه حل باشيد.
هر چه گزينه هاي بيشتري داشته باشيد و هدف هاي بيشتري را دنبال كنيد، تعداد موازنه هايي كه بايد انجام بدهيد بيشتر مي شود. اما اين فقط يكي از مشكلات كار است. مسأله اين جاست كه هر هدف، مبناي مقايسة خودش را دارد. ممكن است شما براي سنجش يك گزينه براي يك هدف، از مقياس هاي كمي (مانند 20درصد و 50 درصد) استفاده كرده باشيد و براي يك هدف ديگر، از توصيف هاي كيفي (مانند كم يا زياد). به عبارت ديگر، شما سيب ها و پرتقال ها را مقايسه نمي كنيد، سيب ها و پرتقال ها و فيل ها را موازنه مي كنيد! حالا اگر مي خواهيد موازنه برايتان آسان شود، توصيه هاي زير را به كار بگيريد:
رتبه بندي كنيد. شايد هنوز بتوانيد بعضي گزينه ها را حذف كنيد. براي اين كه اين گزينه ها خودشان را نشان بدهند، شايد لازم باشد رتبه بندي كنيد. براي اين كار بايد رديف به رديف ـ و در واقع هدف به هدف ـ پيامدهايي را كه در برآوردن هدف بهترين اند مشخص كنيد و به آن ها رتبه 1 بدهيد. بعد بهترين پيامد دوم را پيدا كنيد و به آن رتبه 2 بدهيد و... آن قدر ادامه بدهيد تا همة پيامدها رتبه بندي شوند. آن وقت، مقايسة گزينه ها با هم آسان تر مي شود و ممكن است بتوانيد چند تاي ديگر از گزينه ها را حذف كنيد.
از روش معاوضة هم تراز استفاده كنيد. اگر همة گزينه ها در يك هدف، پيامدهاي يكسان داشته باشند، مي توانيد آن هدف را ناديده بگيريد. مثلا اگر قيمت بليت همة قطارهاي تهران ـ مشهد يكي باشد، ديگر هدفي به نام هزينه، موضوعيت ندارد. اين اصل واضح، اساس روش معاوضة هم تراز است. در اين روش، شما ارزش يك گزينه را در يك هدف افزايش مي دهيد ـ تا جايي كه با ارزش يك گزينة ديگر در همان هدف برابر شود ـ و درست به همان مقدار، از ارزش آن گزينه در يك هدف ديگر كم مي كنيد. حالا مي توانيد هدفي را كه در آن گزينه ها مساوي شده اند، حذف كنيد. هر چه هدف هاي بيشتري حذف شوند، گزينه هاي بيشتري حذف مي شوند و به اين ترتيب، انتخاب آسان تر مي شود.
با معاوضه هاي آسان تر شروع كنيد. تعيين ارزش بعضي از معاوضه ها سخت تر است. مثلا اگر توصيف شما براي يك هدف كيفي باشد، معاوضة آن كمي مشكل تر مي شود. خيلي وقت ها با معاوضه هاي ساده تر به انتخاب هوشمندانه مي رسيد يا دست كم بعضي از گزينه ها را حذف مي كنيد.
يك مثال ساده:
فرض كنيد براي انتخاب شغل، بين گزينه هاي الف و ب و پ به شرح زير مردد مانده ايد و مي خواهيد با ترسيم جداول مورد نظرتان به يك انتخاب هوشمندانه برسيد.(رجوع كنيد به جدول 1و۲)
با رجوع به جداول 1و۲ معلوم مي شود كه گزينه پ بايد حذف شود.

ادامه مطلب
زندگی نامه رندی گيج (Randy Gage) استاد بازاريابي شبكه اي و نويسنده کتاب 37 راز موفقيت :
ادامه مطلب
تصميم هاي ما زندگي مان را مي سازند و موفقيت ما
در گرو تصميم هايي است كه در زندگي مان مي گيريم

با پس اندازم چه كار كنم؟ درسم را ادامه بدهم يا نه؟ به چه كاري مشغول شوم؟ كجا زندگي كنم؟ و... رضايت ما از زندگي و جايگاه مان در جامعه، تا حد زيادي بستگي به روشي دارد كه با آن، پاسخ چنين پرسش ها يي را پيدا مي كنيم. تصميم هاي ما زندگي مان را مي سازند و موفقيت ما در گرو تصميم هايي است كه در زندگي مان مي گيريم. اما براي يادگيري روش درست تصميم گيري، تجربه كافي نيست؛ ضمن اين كه تجربه كردن، گاهي هزينه هاي سنگيني در پي دارد. سه استاد دانشگاه هاروارد كه معتقدند يك روند كلاسيك براي تصميم گيري وجود دارد، آن را از لابه لاي نتايج چندين سال كار آموزشي و تجربة عملي بيرون كشيدند و در كتاب انتخاب هاي هوشمندانه گرد آوردند. آن چه مي خوانيد، خلاصه اي از آموزش هاي اين سه استاد است.
عناصر تصميم گيري
يك انتخاب هوشمندانه، هشت كليد دارد:
طرح مسأله، تشخيص اهداف، تعيين گزينه ها، ارزيابي پيامدها، موازنه ها، توجه به عدم قطعيت، ريسك پذيري و تصميم هاي هم بسته. پنج مولفة اول، هستة رويكرد را تشكيل مي دهند و تقريبا در همة تصميم ها به كار مي روند

طرح مسأله
طرح درست مسألة، نقطه شروع است و بر روي همة تلاش هاي بعدي شما تأثير مي گذارد. فرض كنيد رتبة كنكور شما مشخص شده است و مي خواهيد انتخاب رشته كنيد. شايد مسألة شما اين نباشد كه كدام رشته را بايد انتخاب كنم؟ ، شايد اين باشد كه امسال انتخاب رشته كنم، يا بهتر است سال ديگر كنكور بدهم و منتظر رتبة بهتري باشم؟ يا شايد هم اين باشد كه اصلا دانشگاه بروم، يا بهتر است مشغول كارِ آزاد بشوم؟
اين كه چطور مسأله را طرح كنيم، بر مسير انتخابي مان شديدا تأثير مي گذارد. اگر در بيان مسأله اشتباه كنيم، معلوم نيست از كجا سر در بياوريم. يك راه حل خوب براي مسأله اي كه به خوبي بيان شده، تقريبا هميشه هوشمندانه تر از يك راه حل عالي، براي مسأله اي است كه بد بيان شده. در طرح مسأله حواستان باشد كه:
مسأله را خلاقانه تعريف كنيد. تنبل ها اين جا مشخص مي شوند. آن ها زود مي روند سراغ اولين راهي كه به ذهنشان مي رسد، يا راهي كه هميشه مسأله را به وسيلة آن تعريف مي كرده اند. كمي حوصله به خرج بدهيد و سعي كنيد از فضاي بسته بيرون بياييد و مسأله را با نگاهي تازه ببينيد.
مسأله ها را به فرصت ها تبديل كنيد. تقريبا هميشه، تصميم ها براي ما مسأله هستند. با مشكل يا شرايط دشواري روبه رو مي شويم و از روي ناچاري تصميم مي گيريم. سردرگم و بلاتكليف ايم، بر سر چند راهي هستيم، نگران ايم و خلاصه دنبال راه فراري از اين موقعيت مي گرديم. كمي به اين جملة آلبرت اينشتين فكر كنيد: فرصت ها در دل مشكلات نهفته اند. به اين نگاه نكنيد كه يك موقعيت چقدر بد و ناخوشايند به نظر مي رسد. از خودتان بپرسيد: در اين موقعيت چه فرصتي براي من وجود دارد؟
مسأله را روي كاغذ بنويسيد. نوشتن، همه جا توصيه مي شود، مخصوصا اين جا. وقتي مي خواهيد چيزي را بنويسيد، ريزه كاري ها مشخص مي شوند. مي توانيد وقتي مسأله را روي كاغذ آورديد، نگاه كنيد و محدوديت هايش را مشخص كنيد. آن وقت فكر كنيد ببينيد چند تا از اين محدوديت ها واقعي هستند، و چند تا فقط دست و پاي شما را مي بندند؟

تشخيص اهداف
به قول گربة آليس در سرزمين عجايب، اگر نمي داني كجا مي خواهي بروي، هر راهي تو را به آن جا مي رساند. هدف ها معيار تصميم گيري هستند، چيزهايي هستند كه با آن ها گزينه هاي مختلف را محك مي زنيم و خوب و بدشان را مشخص مي كنيم. فكر كنيد واقعا چه مي خواهيد؟ به چه چيزي نياز داريد؟ چه آرزوهايي داريد؟ و البته با خودتان روراست باشيد. اگر پول براي شما حرف اول را مي زند، ادعا را كنار بگذاريد و يك جايي توي ليست هدف هايتان بنويسيد: پول! در تشخيص هدف ها حواستان باشد كه:
سرسري نگذريد. اكثر اوقات، اهداف اصلي ما زير چيزهايي كه ديگران براي ما مي خواهند، زير انتظارات و معيارهاي اجتماعي، و زير دغدغه هاي روزمره، مدفون مي شوند. درست همان موقع كه فكر مي كنيد مي دانيد چه مي خواهيد، بعيد نيست كه خواسته هاي حقيقي شما پنهان مانده باشند. در تصميم هاي مهم، فقط با تفكر عميق است كه معلوم مي شود چه چيزهايي واقعا براي شما مهم است.
دغدغه هايتان را بنويسيد. هر چه را كه فكر مي كنيد براي شما مهم است و ممكن است از طريق هدفتان به آن برسيد، بنويسيد. براي دقيق تر شدن آن ها به بدترين نتيجة ممكن، فكر كنيد؛ چه چيزي هست كه مي خواهيد از آن فرار كنيد؟ به تأثير احتمالي تصميمتان بر ديگران فكر كنيد. به يك گزينة بزرگ و حتي رؤيايي فكر كنيد؛ چرا اين گزينه اين قدر جذاب به نظر مي رسد؟
مقصدها را از وسيله ها جدا كنيد. وقتي ليستي از تمام دغدغه ها و اهدافتان نوشتيد، بايد ببينيد كدام هدف ها، وسيله اي براي رسيدن به هدف هاي ديگرند. تفكيك هدف هاي مقطعي از وسيله ها و هدف هاي بنيادي از مقصدها، بسيار مهم است. چرا كه هر كدام، نقش متفاوتي در تصميم گيري ايفا مي كنند.
مراقب تله ها باشيد. به هدف هاي كمّي و ملموس، و هدف هاي كيفي و غيرملموس، به يك اندازه توجه كنيد. اهداف لحظه اي و كوتاه مدت (امروز را خوش باشيم) را بر اهداف درازمدت (در دوران پيري آسوده باشيم) ترجيح ندهيد

تعيين گزينه ها
گزينه ها، مواد خام تصميم گيري هستند. راه هايي هستند كه ما را به هدف هايمان مي رسانند. اما هوشيار باشيد كه اولا نمي توانيد گزينه اي را انتخاب كنيد كه از آن بي خبر هستيد. ثانيا، گزينه، انتخابي شما نمي تواند از بهترين گزينة شما بهتر باشد. پس حواستان را جمع كنيد و وقتي داريد ليست گزينه هايتان را مي نويسيد، به اولين راهي كه به ذهنتان مي رسد نچسبيد و خودتان را به گزينه هاي محدود مقيد نكنيد. براي اين كار:
عادت نكنيد. تصميم گيري به روال معمول، آسان ترين راه است و البته نتيجة سهل انگاري و تنبلي و متكي بودن بيش از حد به عادت ها. شش هفته است كه جمعه ها با دوستتان براي نهار و سينما بيرون رفته ايد، و اين هفته هم از او مي پرسيد: با يك نهار و سينما چطوري؟ برخلاف هدف ها، براي رسيدن به چند گزينة جذاب تر، معمولا كمي تلاش كافي است، پس دريغ نكنيد!
مشورت كنيد. بهترين موقع براي مشورت با ديگران، اين جاست. ديگران، از دور به مسأله نگاه مي كنند و فارغ از مسائل احساسي و عاطفي هستند كه ممكن است شما دچارش باشيد، ممكن است آن را شفاف تر ببينند.
اول، گزينه ها را بيافرينيد، بعد ارزيابي كنيد. هر چه ايده هاي بيشتري به چنگ بياوريد، احتمال يافتن يك ايدة خوب، بيشتر مي شود. منتظر پيدا شدن ايده هاي بد هم باشيد چاره اي نيست. در حين آفرينش گزينه ، مشغول ارزيابي آن نشويد؛ اين كار باعث كند شدن فرآيند و كاهش خلاقيت مي شود. اگر چند بُعد گزينه به اندازة كافي اميدواركننده باشد، ارزش دارد كه آن را نگه داريد و بعدا ضعف هايش را برطرف كنيد.

ارزيابي پيامدها
وقتي گزينه ها مرتب شدند، وقت انتخاب مي رسد. بايد مزاياي گزينه هاي رقيب را نسبت به هم مقايسه كنيد و ببينيد هر كدام، چقدر هدف هاي بنيادي شما را برآورده مي كنند. به عبارت ديگر، بايد پيامدهاي هر گزينه را براي هر يك از هدف هايتان تشخيص دهيد. براي ترسيم جدول پيامدها، بايد چهار گام زير را برداريد:
گام اول: خودتان را در آينده تصور كنيد. پيامدهاي تصميم ها معمولا در آينده مشخص مي شوند، پس بايد فكرتان را به زمان آينده منتقل كنيد تا اهميت حقيقي يك تصميم برايتان آشكار شود. به جاي اين كه تصور كنيد كه يك گزينه را احتمالا انتخاب مي كنيد، تصور كنيد كه واقعا آن را انتخاب كرده ايد. از اين راه مي توانيد علاوه بر نتايج فوري، پيامدهاي درازمدت تر يك تصميم را هم ببينيد.
گام دوم: پيامدهاي هر گزينه را آزادانه توصيف كنيد. هر پيامد را با استفاده از واژه ها و اعدادي كه ويژگي هاي كليدي آن را به بهترين شكل توصيف مي كنند، بنويسيد. هر جا لازم است از عدد و رقم استفاده كنيد (حقوق مورد نظر داوطلب 000/015 تومان است)؛ و هر جا لازم است توصيف هاي كيفي (مهارت هاي رايانه اي گسترده اي دارد). از گراف، نمودار، عكس، و نماد استفاده كنيد. اگر اين ابزارها، گويا و حاوي اطلاعات مهم باشند مي توانند هميشه مورد استفاده قرار گيرند.
گام سوم: گزينه هاي بي اهميت را حذف كنيد. نتيجة اين كار، صرفه جويي فوق العاده در وقت است. شما در اين مرحله، نقش جنگجوي كوهستان را بازي مي كنيد. بايد گزينه ها را يكي بعد از ديگري از پاي دربياوريد. دو گزينه را برداريد، و يكي را به عنوان ارباب موقت، انتخاب كنيد. از توصيف هايتان براي شناسايي نقاط قوت و نقاط ضعف گزينة ارباب نسبت به گزينه دوم استفاده كنيد. اگر برتري يكي از گزينه ها آشكار شد، گزينة ضعيف تر را حذف كنيد. همين طور گزينه هايتان را دو به دو با هم مقايسه كنيد. در پايان اين فرآيند، شايد يك گزينه به عنوان انتخابِ شفاف آشكار شود. اگر نشد مرحلة بعد را ادامه دهيد.
گام چهارم: توصيف هاي گزينه هاي باقي مانده را در جدول پيامدها قرار دهيد. هدف هايتان را در ستون عمودي سمت راست يك جدول به ترتيب از بالا به پايين بنويسيد و گزينه هايتان را در ستون افقي جدول در بالا قرار دهيد. حالا در هر يك از خانه هاي جدول، توصيف كوتاهي از پيامدي كه گزينة آن ستون، براي هدفتان خواهد داشت، بنويسيد. حالا دوباره گزينه ها را دو به دو مقايسه كنيد و آن را كه ضعيف تر به نظر مي رسد حذف كنيد. اگر انتخاب شما در اين مرحله روشن شد، به شما تبريك مي گوييم! وگرنه، چاره اي جز موازنه نداريد.

يك مثال
فرض كنيد كه شما مدتي است دنبال كار مي گرديد و حالا با سه گزينة الف، ب و ج (به شرح زير) روبه رو شده ايد. جدول مورد نظرتان براي رسيدن به تصميم دلخواه، بايد به شكل زير ترسيم شود:

و حالا وقت آن رسيده است كه گزينه هايتان را متناسب با قامت مسأله تان بدوزيد. هر مسأله اي گزينه هاي خاص خودش را مي خواهد، گزينه هايي كه به قامتش برازنده باشند. مثلا در تصميم گيري هايي كه با سرمايه گذاري سر و كار دارند، نقش عدم قطعيت و ريسك، حياتي مي شود. براي اين تصميم ها بايد از گزينه هايي استفاده كنيم كه ميزان ريسك را كاهش مي دهند. انواع چهارگانة گزينه ها، براي انواع خاصي از مسأله ها مناسب اند.
گزينه هاي فرآيندي: بعضي وقت ها ممكن است به اين نتيجه برسيم كه بهترين انتخاب ما يك فرآيند است، نه يك انتخاب مشخص و روشن. فرض كنيد مي خواهيد براي تماشاي بازي به استاديوم برويد و يك بليت اضافه هم داريد. بايد تصميم بگيريد كدام يك از هم اتاقي هايتان را با خودتان ببريد. به جاي اين كه يكي را انتخاب كنيد و ديگري برنجد، تصميم مي گيريد شير يا خط بيندازيد. شير يا خط، يك گزينة فرآيندي است. رأي گيري، داوري لازم الاجرا، آزمون هاي استاندارد، مناقصه و مزايده هم از همين نوع هستند.
گزينه هاي برنده ـ برنده: بعضي وقت ها آفرينش گزينه هاي متعدد اهميت زيادي ندارد. مسأله اين است كه تصميم شما بايد به تأييد شخص ديگري برسد. در اين طور مواقع، شما بايد گزينه هايتان را با گزينه هاي مسأله تصميم آن شخص، سازگار كنيد و يك گزينة برنده ـ برنده بيافرينيد و با يك تير دو نشان بزنيد.
گزينه هاي جمع آوري اطلاعات: اطلاعات بهتر يعني تصميم هاي بهتر. وقتي عدم قطعيت ها بر تصميمي تأثير مي گذارند، خوب است گزينه هايي ايجاد كنيد تا اطلاعات لازم را براي كاهش عدم قطعيت به دست بياوريد. مثل يك پزشك كه اطلاعات سابقة بيماري، معاينه هاي مختلف و آزمايش ها را جمع مي كند تا ترديدش در مورد تشخيص بيماري از بين برود.
گزينه هاي خريد زمان: اين جا بايد قاعدةكار امروز به فردا مينداز را كنار بگذاريد و زمان بيشتري براي شناخت يك مسأله تصميم به دست بياوريد، اطلاعات مورد نيازتان را جمع كنيد و تجزيه و تحليل هاي پيچيده تري انجام بدهيد.
هر هدف مقطعي، يك محرك براي توليد گزينه هاي جديد است. مثلا اگر كوتاه كردن زمان راه اندازي مركز تجاري براي شما يك هدف مقطعي باشد، مي توانيد از خودتان بپرسيد از چه طريقي مي توان زمان را ه اندازي مركز را كوتاه كرد؟ و از جواب هاي خودتان به اين پرسش، به چند گزينة خوب برسيد. هدف هاي بنيادي، معياري براي ارزيابي و مقايسة گزينه ها هستند. اين هدف ها بايد در طول زمان و براي مسأله هاي تصميم مشابه، براي شما ثابت بمانند.
جدا كردن هدف هاي مقطعي، مثل كندن پوست پياز مي ماند: لايه اي درون لاية ديگر است. يك ضرب المثل چيني مي گويد هرگز چيزي را كاملا نمي فهميد مگر اين كه پنج بار بپرسيد چرا؟ آن قدر بپرسيد چرا كه ديگر جوابي براي چرا نداشته باشيد. مثلا فرض كنيد به اين نتيجه رسيده ايد كه يكي از اساسي ترين خواسته هاي شما در زندگي اين است كه ثروتمند شويد. حالا از خودتان بپرسيد چرا مي خواهم ثروتمند باشم؟ شايد جواب شما اين طور باشد: براي اين كه دستم باز باشد و بتوانم تجربه هاي بهتر و متنوع تري داشته باشم.
خب، چرا چنين تجربه هايي براي من اهميت دارند؟ چون كيفيت زندگي من به اين تجربه ها بسته شده اند.
و چرا كيفيت زندگي براي من مهم است؟
هر چه فكر مي كنم پاسخي ندارم. فقط مي دانم كيفيت زندگي براي من مهم است. وقتي كه ديگر نمي توانستيد بپرسيد چرا، به هدف هاي غايي تان رسيده ايد. مبارك است!
پ:تولد مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امروز در خانواده M7D تولده اونم تولد آبجی
ما اکرم خانم .
تا آخر این ماه هم دو تا دیگر داریم کیوان و بهنام جان عزیز .
سر سبز ترین بهار تقدیم شما باد!
آواز خوش هزارتقدیم شما باد!
گویند که لحضه ای است رویدن عشق !
آن لحضه هزار بار تقدیم شما باد!
دوستارشما
عباس
الگوي نردبان موفقيت
ايجاد تغيير و تحول مثبت در زندگي فردي و بالارفتن از نردبان موفقيت در زندگي آرزوي هركسي است. اما به سلامت طي كردن پله هاي اين نردبان مستلزم رعايت شرايط ذيل است:
(الف) روي هر پله نبايد بيش از حد معمول مكث كرد؛
(ب) پس از پيمودن پله اول، نوبت به پله دوم مي رسد؛
(ج) از نردباني كه پايه اش شكسته است نبايد استفاده كرد؛
(د) بايد ابتدا جاي پا را محكم كرد و سپس قدم بعدي را برداشت؛
(ها) پس از استفاده از نردبان نبايد آن راسرنگونش كرد.
و امــا نردبان موفقيت شش پله دارد (شكل 1) كه گذراندن هريك از آنها اگر به درستي و با كيفيت مطلوب صورت گرفته باشد و شرايط پيش گفته رعايت شده باشد به تدريج شما را به پيروزي و كاميابي نزديك تر مي كند:
پله اول - خودشناسي و خودباوري:
در اينجا شما بايد به نداهاي دروني كه از اعماق وجودتان برمي خيزد توجه كنيد و آرزوهاي قلبي تان را دريابيد. سعي كنيد از طريق تفكر و تجزيه و تحليل خود، تواناييها و استعدادهايتان را كشف كنيد.
وقتي كه وارد جزيره ناشناخته وجود خويش مي شويد چيزهاي شگفت انگيزي را مشاهده خواهيد كرد. سپس خود را باور كنيد و به خود، تواناييها و قدرتمندي تان ايمان بياوريد. بگوييد: مي توانم لذت و احساس خوشايندي كه در هنگام گفتن مي توانم در شما پديد مي آيد با هيچ چيزي قابل مقايسه نيست. اگر شما اطميناني مطلق كه ناشي از ايمان قوي است در خود به وجود آوريد در آن صورت واقعاً به انجام هر كاري قادر خواهيد بود ولو اينكه ديگران به غيرممكن بودن آن ايمان داشته باشند پس به خودتان تكيه كنيد و همه چيز را از خودتان بخواهيد، تنها شما هستيد كه سرنوشت خود را معين مي كنيد. متاسفانه اكثر مردم اشتباهات و اهمال كاريهاي خود را در زندگي به گردن تقدير مي اندازند.
پله دوم - هدفگذاري :
وجود هدف براي تعيين جهت حركت ما در مسير زندگي ضروري است. وقتي هدفي روشن و چالش برانگيز در پيش داشته باشيم كه كمترين ترديدي درباره آن به خود راه ندهيم احساسي عالي به مـا دست مي دهد.
پس براساس استعدادها، قابليتهــا و خواسته هاي واقعي خود اهداف بلندمدتي را برگزينيد.
بهتـــر است اهداف چندجانبه اي را در زمينه هاي علمي و تحصيلي، جسماني و سلامتي، مذهبي، معنوي، شغلي و مالي و... انتخاب كنيد. از اين طريق تمام ابعاد وجودي خويش را گسترش مي دهيد. اين اهداف را به طور واضح و دقيق مشخص كرده و حتماً برروي كاغذ بنويسيد. زمان لازم براي رسيدن به آنها را تعيين كنيد و نيز توجه داشته باشيد كه اهداف بايد در باورتان بگنجد و شوروشوقي را در شما براي رسيدن به آنها ايجاد كند.
اهداف خود را هميشه همراه خود داشته باشيد و هر روز آنها را مرور كنيد و از خود بپرسيد:
امروز چه كاري (هرچند كوچك) در راستاي اهداف خود انجام داده ام؟ و هر از گاهي به بررسي آنها بپردازيد شايد متوجه شويد كه اهدافتان خيلي كم بينانه و يا خيلي بلندپروازانه و غيرواقعي است در اين صورت به تعديل آنها پرداخته و حالت متعادلي را به وجود آوريد.
پله سوم - برنامه ريزي :
برنامه عبارت است از: تعيين اهداف جزئي و كوتاه مدتي - كه در راستاي اهداف بلندمدت قراردارند - و راه رسيدن به آنها.
و برنامه ريزي تلاشي ذهني است كه قبل از تلاش فيزيكي يا اقدام به انجام كار صورت گرفته و راه تحقق اين اهداف تفكيك شده را معين مي كند.
براي طراحي برنامه اي كارآ و اثربخش بايد از تمام واقعيتهاي مربوط موجود اطلاع حاصل كرده و با ديدي همه سونگركه فرصتها و محدوديتهاي محيطي (بيروني) و قوتها و ضعفهاي فردي (دروني) را مدنظر قرار مي دهد برنامه اي مناسب و انعطاف پذير در جهت نيل به اهداف تدوين كرد.
در يك برنامه خوب فعاليتي كه بايد انجام شود، روش انجام، زمان و مكان، منابع لازم و... قيد مي شود.
پله چهارم - عمل و تلاش آگاهانه:
همه انسانهاي مــوفق اهل عمل و تلاش اند. كساني كــــه همواره در مورد اهدافشان سخن سرايي مي كنند و هرگز دست به عمل نمي زنند موفقيتي نخواهند داشت. موفقيت هيچ ارتباطي به شانس ندارد. هرچه بيشتر تلاش كنيم و از خود فعاليت و حركت نشان دهيم به همان اندازه به مــــوفقيت نزديكتر مي شويم.
از آنجا كه عمر علاوه بر طول، عرض و عمق هم دارد. هرچه شديدتر و بهتر كار كنيد بيشتر زندگي مي كنيد، چرا كه به عرض زندگيتان مي افزاييد و در نتيجه شاداب تر، سرزنده تر و راضي تر خواهيد بود. لذا شما بايد حركت كنيد. حركت باعث رشد و باروري اعتماد به نفس مي شود. مستقيماً وارد عمل شويد و دست به اقدام بزنيد زيرا كه اقدام ترس را از بين مي برد.
بگوييد: بايد همين الان شروع كنم و شروع كنيد صبر نكنيد تا اوضاع مساعد شود، زيرا هيچ وقت نمي شود. انتظار براي فراهم آمدن شرايط مطلوب انتظاري است كه تا ابد به درازا مي كشد.
در عين حال، بايد توجه داشته باشيد كه تلاشهايتان آگاهانه، حساب شده و منظم باشد و كارها را از روي فكر و ذكاوت انجام دهيد. هميشه به دنبال بهترين راه ممكن باشيد. هميشه راه بهتري براي انجام كارها وجود دارد.
پله پنجم - پشتكار و استقامت، صبر و انعطاف پذيري:
الف - پشتكـــار : وقتي كـــه وارد صحنه مي شويد و دست به عمل مي زنيد قسمت عمده اي از كار را به انجام رسانيده ايد اما براي تحقق هدف و كسب نتيجه بايد حتماً پشتكار به خرج دهيد و پيگير باشيد. پيگيري كارها مغز را فعال و اميد به موفقيـت را در شـخص بارور مي سازد.
اگر در كارها جديت نداشته بــــــاشيم بي استعدادترين افراد مصمم و بااراده نيز از ما پيشي خواهند گرفت چرا كه فقدان استعداد، با مقاومت، سختكوشي ، نظم ، دقت و صبر وشكيبايي قابل جبران است.
پس عزمي آهنين و راسخ پيشه كنيد. هرگز از تلاش و كوشش خسته نشويد، آخرين كليد باقيمانده شايد بازگشاينده قفل در باشد.
ب - صبر : صبر داشته باشيد، نگذاريد مشكلات و موانع شما را نااميد كند. از مشكلات درس بگيريد و از هر خطايــي تجربه اي كسب كنيد.
ج - انعطاف پذيري: در زمينه راههاي رسيدن به هدف تعصب نشان ندهيد و به يك راه معين نچسبيد. به دنبال هدف نهايي باشيد اما در عقايد خود خشك نباشيد و قابليت انعطاف داشته باشيد. با دوباره سنجي برنامه هايتان دست به ابتكارات و ابــداعات جديد بزنيد و راه حلهاي آسانتر و عملي تر را جستجو كنيد. وقتي كه صبر و استقامت و انعطاف پذيري از خود نشان داديد كاميابي شما را در برمي گيرد و طعم پيروزي را مي چشيد.
پله ششم . نتيجه گيري: درصورتي كه پله هاي قبلي به خوبي پشت سر گذاشته شود نتيجه دلخواه خود بخود به دست مي آيد حتي اگر نتيجه موجود دلخواه و مطلوب شما نباشد جاي هيچگونه ناراحتي و تاسف نيست. اصولاً هر وضعيتي مانند سكه يك روي خوب و يك روي بد دارد، آن روي خــوب را پيدا كنيد و جنبه هاي مثبت را ببينيد. شكست ظاهري پلي است به سوي پيروزي حقيقي.
از خود دو سوال بپرسيد:
1 - اشكال كار كجا بود؟
2 - راههاي جديد كدامند؟
و مجدداً و خلاقانه تر اقدام كنيد.
متشکرم
منابع
۱ - رابينز، آنتوني بسوي كاميابي - مترجم : مهدي مجردزاده كرماني، ناشر: مترجم، 1372.
۲ - شوارتز، ديويد جادوي فكر بزرگ ترجمه: ثرنا بخت آور.
اینو دوستام از سایت RahsepareNoor_Reiki@yahoo.com واسم فرستاده .
دختری از سختی های زندگی به پدرش گله می کرد.
از مبارزه خسته بودنمی دانست چه کند بلافاصله پس از اینکه یک مشکل را حل شده می دید
مشکل دیگری سر راهش آشکار می شد و قصد داشت خود را تسلیم زندگی کند.
پدر که آشپز ماهری بود او را به آشپز خانه برد.
سه قابلمه را پر از آب کرد وآن ها را جوشاند.
سپس در اولی تعدادی هویج در دومی تعدادی تخم مرغ و در دیگری مقداری قهوه قرار دادو بدون اینکه حرفی بزند چند دقیقه ای منتظر ماند. دختر هم تعجب کردو بی صبرانه منتظر بود.
تقریبا بعد از 20 دقیقه پدر اجاق گاز را خاموش کردهویج ها و تخم مرغ ها را در کاسه گذاشت و قهوه را در فنجانی ریخت.
سپس رو به دختر کرد و پرسید:عزیزم چه می بینی؟دختر هم در پاسخ گفت:هویج تخم مرغ و قهوه.
پدر از دختر خواست هر کدام از آنها را لمس کند.هویج ها نرم و لطیف بودندو تخم مرغ ها پس از شکستن و پوست کندن سخت شده بودنددر آخر پدر از او خواست قهوه را ببوید.
دختر دلیل اینکار را سوال کردو پاسخ شنید:دخترم هر کدام از آنها در شرایط ناگوار یکسانی در آب جوش قرار گرفتند ولی از خود رفتارهای متفاوتی بروز دادند.هویج های سخت و محکم ضعیف و نرم شدند.
پوسته های نازک و مایع درون تخم مرغ ها سخت شدند ولی دانه های قهوه توانستند ماهیت آب را تغییر دهند.
سپس پدر از دخترش پرسید:حالا تو دخترم وقتی در زندگی با مشکلی مواجهه می شوی مثل کدامیک رفتار می کنی؟
هویج، تخم مرغ یا قهوه؟
بخاطر داشته باش که تنها تو نیستی که حقیقت را می جویی
حقیقت نیز در جستجوی توست0
بارها و بارها دست حقیقت بسیار بتو نزدیک شده است0
چنان نزدیک که شانه ات را لمس کرده است
ولی تو شانه خالی کرده ای و گریخته ای.
قانون انگيزه:
هر چه مي گوييد يا انجام مي دهيد از تمايلات دروني، خواسته هاي شما سرچشمه مي گيرد. پس براي رسيدن به موفقيت بايد انگيزه ها را مشخص كرد تا با يك برنامه ريزي اصولي به هدف رسيد.
قانون انتظار:
اگر با اعتماد به نفس، انتظار وقوع چيزي را در جهان پيرامونتان داشته باشيد آن چيز به وقوع مي پيوندد . شما هميشه هماهنگ با انتظارات تان عمل مي كنيد و اين انتظارات بر رفتار و چگونگي برخورد اطرافيانتان تأثير مي گذارد.
قانون تمركز:
هر چيزي را كه روي آن تمركز كرده و به آن فكر كنيد در زندگي واقعي، شكل گرفته و گسترش پيدا مي كند. بنابراين بايد فكر خود را بر چيزهايي متمركز كنيد كه واقعاً طالب آن هستيد.
قانون عادت:
حداقل 95 درصد از كارهايي كه انجام مي دهيم از روي عادت است. پس مي توانيم عادت هايي را كه موفقيت مان را تضمين مي كنند در خود پرورش دهيم؛ و تا هنگامي كه رفتار مورد نظر به صورت اتوماتيك و غير ارادي انجام نشود، تمرين و تكرار آگاهانه و مداوم آن را ادامه دهيم.
قانون انتخاب:
زندگي ما نتيجه انتخاب هاي ما تا اين لحظه است. چون هميشه در انتخاب افكار خود آزاد هستيم، كنترل كامل زندگي و تمامي آن چه برايمان اتفاق مي افتد در دست خودمان است.
قانون تفكر مثبت:
براي رسيدن به موفقيت و شادي، تفكر مثبت امري ضروري است. شيوه تفكر شما نشان دهنده ي ارزش ها، اعتقادات و انتظارات شماست.
قانون تغيير:
تغيير ، غير قابل اجتناب است و ما بايد استاد تغيير باشيم نه قرباني آن.
قانون كنترل:
سلامتي ، شادي و عملكرد درست از طريق كنترل كامل افكار، اعمال و شرايط پيرامونمان به وجود مي آيد.
قانون مسؤوليت:
هر چه و هر كجا كه هستيد به خاطر آن است كه خودتان اين طور خواسته ايد. مسووليت كامل آن چه كه هستيد ، آن چه كه به دست آورده ايد و آن چه كه خواهيد شد بر عهده خود شماست.
قانون پاداش:
عالم در نظم كامل به سر مي برد و ما پاداش كامل اعمالمان را مي گيريم. هميشه از همان دست كه مي دهيم از همان دست مي گيريم. اگر از عالم بيشتر دريافت مي كنيد به اين دليل است كه بيشتر مي بخشيد.
قانون خدمت :
پاداش هايي را كه در زندگي مي گيريد با ميزان خدمت شما به ديگران رابطه مستقيم دارد. هر چه بيشتر براي بهبود زندگي و سعادت ديگران كار كنيد و توانايي هاي خود را افزايش دهيد، در عرصه هاي مختلف زندگي خود بيشتر پيشرفت مي كنيد.
قانون علت و معلول:
هر چه به دليلي رخ مي دهد. براي هر علتي معلولي است و براي هر معلولي علت يا علت هاي به خصوصي وجود دارد، چه از آن ها اطلاع داشته باشيد چه نداشته باشيد. چيزي به اسم اتفاق وجود ندارد. در زندگي هر كاري را كه بخواهيد مي توانيد انجام دهيد به شرط آن كه تصميم بگيريد كه دقيقاً چه مي خواهيد و سپس عمل كنيد.
قانون ذهن:
شما تبديل به همان چيزي مي شويد كه درباره آن بيشتر فكر مي كنيد. پس هميشه درباره چيزهايي فكر كنيد كه واقعاً طالب آن هستيد.
قانون عينيت يافتن ذهنيات:
دنياي پيرامون شما تجلي فيزيكي دنياي درون شماست. كار اصلي شما در زندگي اين است كه زندگي مورد علاقه خود را در درون خود خلق كنيد. زندگي ايده آل خود را با تمام جزييات آن مجسم كنيد و اين تصوير ذهني را تا زماني كه در دنياي پيرامون شما تحقق پيدا كند حفظ كنيد.
قانون رابطه مستقيم:
زندگي بيروني شما بازتاب زندگي دروني شماست. بين طرز تفكر و احساسات دروني شما ، و عملكرد و تجارب بيروني تان رابطه مستقيم وجود دارد. روابط اجتماعي ، وضعيت جسماني شرايط مالي و موفيت هاي شما بازتاب دنياي دروني شماست.
قانون باور:
هر چيزي را كه عميقاً باور داشته باشيد به واقعيت تبديل مي شود. شما آن چه را كه مي بينيد باور نمي كنيد بلكه آن چيزي را مي بينيد كه قبلاً به عنوان باور انتخاب كرده ايد. پس بايد باورهاي محدود كننده اي را كه مانع موفقيت شما هستند شناسايي كنيد و آن ها را از بين ببريد.
قانون ارزش ها:
نحوه عملكرد شما هميشه با زير بنايي ترين ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است. آن چه كه
ارزش هايي را كه واقعاً به آن اعتقاد داريد بيان مي كند ادعاهاي شما نيست بلكه گفته ها، اعمال و انتخاب هاي شما به ويژه در هنگام ناراحتي و عصبانيت است.
قانون تأثير تلاش:
همه اميد ها، روياها، هدف ها و آرمان هاي ما در گرو سخت كوشي است. هر چه بيشتر تلاش كنيم؛ موفقيت بيشتري كسب خواهيم كرد.
قانون آمادگي :
در هر حوزه اي موفق ترين افراد ، آن هايي هستند كه وقت بيشتري را صرف كسب آمادگي براي انجام كارها مي كنند. عملكرد خوب نتيجه آمادگي كامل است.
قانون حد توانايي :
شايد براي انجام همه كارها وقت كافي وجود نداشته باشد ولي هميشه براي انجام مهم ترين كارها وقت كافي هست. هر چه بيشتر كار كنيم كارايي بيشتري پيدا مي كنيم. اما بايد اموري را بر عهده بگيريم كه در حد توانمان باشد.
قانون تصميم:
مصمم بودن از ويژگي هاي اساسي افراد موفق است. در زندگي هر جهشي در جهت پيشرفت هنگامي حاصل مي شود كه در موردي تصميم روشني گرفته باشيم.
قانون خلاقيت:
ذهن ما مي تواند به هر چيزي كه باور داشته باشد دست يابد . هر نوع پيشرفتي در زندگي با يك ايده آغاز مي شود و چون توانايي ما در خلق ايده هاي جديد نامحدود است آينده نيز محدوديتي نخواهد داشت.
قانون استقامت:
معيار ايمان به خود، توانايي استقامت در برابر سختي ها، شكست ها و نااميدي هاست . استقامت ويژگي اساسي موفقيت است . اگر به اندازه كافي استقامت كنيم، طبيعتاً سرانجام موفق خواهيم شد.
قانون صداقت:
خوشبختي زماني به سراغ ما مي آيد كه تصميم بگيريم هماهنگ با والاترين ارزش ها و عميق ترين اعتقادات خود زندگي كنيم. همواره بايد با آن بهترين بهترين ها كه در درون مان وجود دارد صادق باشيم.
قانون انعطاف پذيري:
در تعيين اهداف خود قاطعيت داشته باشيد، اما در مورد روش دست يابي به آن ها انعطاف پذير باشيد. درعصر تحولات سريع و رقابت شديد، انعطاف پذيري از ضروريات است.
قانون خوشبختي:
كيفيت زندگي ما را احساسمان در هر لحظه تعيين مي كند واحساس ما را تفسير خودمان از وقايع پيرامونمان مشخص مي سازد، نه خود وقايع. هرگز براي اين كه تجربه خوشي از دوران كودكي داشته باشيد دير نيست. كافي است گذشته را مرور كنيد و روشي را كه براي تفسير تجربيات خود داشته ايد تغيير دهيد.
قانون تعجيل :
ما همواره دوست داريم كه هر چه زودتر به آرزوهايمان برسيم، به هميت دليل است كه در تمام عرصه هاي زندگي بي قراريم.
قانون فرصت:
بهترين فرصت ها اغلب در معمولي ترين موقعيت هاي زندگي مان به وجود مي آيد. پس بزرگترين فرصت ها به احتمال زياد هميشه در دسترس ماست.
قانون خود شكوفائي:
شما مي توانيد هر چه را كه براي رسيدن به اهداف تعيين شده خود به آن نياز داريد بياموزيد. آن هايي كه مي آموزند توانا هستند.
قانون بخشندگي :
هر چه بيشتر ، بدون انتظار پاداش به ديگران خدمت كنيد خير و نيكي بيشتري به شما مي رسد، آن هم از جاهايي كه اصلاً انتظار نداريد. شما تنها در صورتي حقيقتاً خوشبخت خواهيد شد كه احساس كنيد به دليل خدمت به ديگران انسان با ارزشي هستيد

