تبليغاتX
زندگی بهتری داشته باشیم - گزارش Debra A. Valentine مشاور ارشد کميسيون تجارت فدرال آمريکا در ارتباط با طرح‌هاي هرمي (2)
 

امروز قسمت دوم مقاله ی جالبی رو که سایت nms.ir در باره طرحهای هرمی ترجمه کرده رو اینجا میذارم تا شما هم ازش استفاده کنید و یه دعایی هم برای مترجمان محترم این مقاله بفرستید

اما قبلش یه شعر رو می خوام تقدیم کنم به بچه های مجموعه ام ( جوجه های پر سر و صدام) مخصوصا دو تا Direct هام (نیوشا و غزاله)

 

                                                                                                                         پاسارگاد

 

If  Ever You Need Me I Hope You ll Let Me Know

 

No one ever said life would be easy

and it seems so unfair sometimes.

Yet life s ups and downs

make us better and stronger

even though we may not realize it

at the moment.

 

Remember…

when you hurt let the pain out.

when you re sad let the tears flow.

when you re angry release it.

when frustration sets in work it out.

 

Help yourself  as much as you can.

You can be your own best friend.

 

But when you need to share

Your confusion let me know.

I try to know when to be there

but I can t always

unless you let me know.

 

Love is the greatest gift

we can give to one another

and giving is one of the

greatest joys life bestows upon us.

 

I m here to give to you

whenever and for always.

 

 

هر آینه نیازمندم بودی ، ای کاش بگویی

 

کس نگفته ست که زندگی کار ساده ای است،

گاهی بسیار سخت و ناخوشایند می نماید.

اما با تمام فراز و فرودهایش ، زندگی ...

از ما انسانی بهتر و نیرومندتر می سازد.

حتی اگر در لحظه، حقیقت آن را در نیابیم.

 

به یاد آر...

که در آزردگی ، رنج از خود دور داری،

و در دلتنگی ، بگذاری اشکهایت جاری شوند،

ودر خشم، خود را رها سازی،

و در ناکامی ، بر خود چیره شوی.

 

تا می توانی یار خود باش.

می توانی بهترین دوست خود باشی،

 

اما به هنگام آشفتگی مرا خبر کن

می کوشم ، بدانم چه وقت باید در کنارت باشم.

اما گاه ممکن نیست ، پس خبرم کن.

 

عشق بالاترین هدیه ای است که می توانیم به یکدیگر بدهیم.

و  ایثار یکی از بزرگترین لذتهای است که به ما ارزانی شده.

 

من اینجایم هر زمان و همیشه،

تا هر آنچه دارم به تو هدیه دهم.

 

 

 

 

گزارش Debra A. Valentine مشاور ارشد کميسيون تجارت فدرال آمريکا در ارتباط با طرح‌هاي هرمي ارائه شده در سمينار صندوق بين‌المللي پولدر ارتباط با امور قانوني جاري موثر بر بانکداري مرکزي

...


طرح‌هاي هرمي چگونه عمل مي‌کنند


اجازه دهيد نحوه عملکرد طرح‌هاي هرمي را از سه نقطه نظر مختلف بررسي كنيم: سرمايه‌گذار بالقوه، موسس و قرباني. بسياري از طرح‌هاي هرمي يك فرمول يا ماتريس بازپرداخت مشابه زير را ارائه مي‌دهند.


پرداخت 500 دلار
سطح 1: 3×150=450 دلار
سطح2: 9×30=270 دلار
سطح3: 27×30=810 دلار
سطح4: 81×30= 2430 دلار


اين مثال نشان دهنده چيزي است كه تحت نام ماتريس 4×3 شناخته مي‌شود. هر سرمايه‌گذار 500 دلار به موسس مي‌پردازد و از او خواسته مي‌شود كه با عضوگيري سه عضو يك زير خط بسازد كه سپس هر كدام بايد سه عضو ديگر استخدام كنند. به سرمايه‌گذار گفته مي‌شود 150 دلار براي هر يك از سه عضوي كه در سطح اول ليست كرده است، دريافت خواهد کرد. علاوه بر اين به او اين وعده داده مي‌شود كه يك كميسيون 30 دلاري براي هر عضو در سه سطح بعدي به او داده مي‌شود. بنابراين سرمايه گذار بايد حق كميسيون هايي براي چهار سطح اعضاي زير مجموعه خود دريافت كند كه هر يك از آنها بايد سه عضو ديگر استخدام كند، بنابراين نام ماتريس 4×3 از همين جا در مي‌آيد.


اين مطلب براي سرمايه‌گذار يا عضو جديد بالقوه يك موقعيت بسيار مناسب بنظر مي‌آيد. موسس هرم سعي مي‌کند سرمايه‌گذار را مجاب کند که زود عضو شده است و بايد خود رادر بالاي هرم تصور کند. از اين لحاظ به نظر مي‌رسد كه او مي‌تواند در يك سرمايه‌گذاري 500 دلاري 3.960 دلار بدست آورد كه يك بازگشت سرمايه 792 درصدي است. شما مي‌توانيد به راحتي يك محاسبه رياضي را انجام دهيد: 150 دلار از سطح اول سه عضو جديد، 450 دلار است؛ 30 دلار از سه سطح بعدي اعضاي جديد 270 دلار است (9×30) به علاوه 810$ (27×30$) به علاوه (81×30$) 2430$ كه معامله بدي نيست.


پس فعلآً ماتريس را از نقطه نظر موسس در نظر بگيريد. او فردي است كه در صدر هرم است. اما در واقع به جدول از پايين نگاه مي‌كند. او هر سرمايه‌گذار جديد را به عنوان هزينه و درآمد قابل استفاده در نظر مي‌گيرد، همينطور افرادي که بدنبال او مي‌آيند. موسس شياد 500 دلار براي هر عضو جديد دريافت مي‌كند. و در پايان حداکثر 240 دلار به عنوان حق كميسيون به سرمايه‌گذاران در سطوح بالاي او كه در واقع افرادي هستند كه در آمدن او به سيستم نقش داشته‌اند، مي‌پردازد. بنابراين وقتي يك سرمايه‌گذار در آخرين سطح به سيستم مي‌پيوندد موسس 500 دلار دريافت مي‌كند، ولي فقط 150 دلار از آن را به فردي داده مي‌شود كه به استخدام سرمايه‌گذار جديد درآمده و به هر كدام از 3 عضو قديمي 30 دلار داده مي‌شود. بنابراين موسس شياد بيش از نيمي از 500 دلار اجرت عضويت را براي خود برمي‌دارد.


تصور كنيم كه اين طرح بعد از اينكه چهارمين سطح آن پر مي‌شود، از هم پاشيده شود. موسس شياد از اولين سرمايه‌گذار در هرم 500 دلار بدست آورده (500 دلار بدون پرداخت حق كميسيون)، 350 دلار از 3 عضو سطح بعدي (500 دلار منهاي 500 دلار حق كميسيون)، 320 دلار از 9 عضو سطح بعدي (500 دلار منهاي 30+150 دلار)، 290 دلار از 27 عضو سطح بعد (500 دلار منهاي 30+30+150) دلار، و 260 دلار از 81 سرمايه‌گذار كه جديدترين سرمايه‌گذار هستند (500 دلار منهاي 30+30+30+150 دلار حق كميسيون). با يك محاسبه ساده رياضي مشخص مي‌شود که 33320 دلار نصيب موسس مي‌شود و تنها كاري كه انجام داده جذب يك سرمايه گذار جديد است.


اكنون از چشم انداز سرمايه‌گذار قرباني، هرم را پس از اينكه كل جدول در اطراف او از هم پاشيده شد بررسي مي‌كنيم. قرباني خود را مانند سرمايه‌گذار اوليه در راس هرم تصور مي‌كند ولي ناگهان مي‌فهمد كه او در واقع در ته بوده است و نمي‌تواند فردي را به برنامه خود جذب كند تا خط بعدي (زير گروه) خود را درست كند. او تنها نيست زيرا رياضيات نشان مي‌دهد که بيشتر سرمايه‌گذاران، زماني که طرح از هم پاشيده مي‌شود، خود را در انتهاي هرم مي‌يابند. ساختار اين ماتريس طوري است كه هر گاه خرابي رخ مي‌دهد، حداقل 70 درصد در خط (گروه) پاياني هستند و به هيچ طريقي نمي‌توانند منفعتي ببرند. همه آنها از 500 دلار خارج خواهند بود. در مثالي كه ما در اينجا مي‌آوريم، حتي آنهايي كه يك سطح بالاي سطح پاييني هستند نمي‌توانند كسري سرمايه اوليه خود را جبران كنند. هر كدام از آنها 500 دلار اجرت حق عضويت داده‌اند و در ازاي هر يك از 3 خود استخدامي خود 150 دلار جمع كرده‌اند، سرمايه‌گذاري كه از پايين به بالا در سطح دوم است حداقل 50 دلار از سرمايه اوليه خود كمتر گرفته است. خلاصه، هنگامي كه هرم خراب مي‌شود، تمام سرمايه‌گذاراني كه در دو سطح آخري هستند بازنده خواهند بود. اگر تعداد اين قربانيان در دو سطح نهايي را با هم جمع كنيم 89 درصد از كل شركت كنندگان هرم (108 نفر از 121 نفر سرمايه‌گذار) محكوم به از دست دادن سرمايه‌شان هستند.


نتيجه طرح پونزي براي سرمايه‌گذاران حتي از اين هم بدتر است، زيرا در اين نوع هيچ كميسيوني پرداخته نمي‌شود. و مي‌تواند پي‌آمد‌هاي مخرب‌تري داشته باشد. به عنوان نمونه مي‌توان به کلاهبرداري ننگين چالز پونزي در دهه 1920 اشاره كرد. چالز پونزي، به جامعه ايتاليايي-آمريكايي جنوب بوستون تعهد کرد كه فقط در عرض 45 تا 90 روز سود 50 درصدي به پول‌هاي آنها بدهد.[3] پونزي ادعا كرده بود بدين دليل مي‌تواند چنين نرخ بازپراخت بالايي را بدهد که مي‌تواند با معامله و باز خريد كوپن‌ها يا تمبرهاي برگشتي پستي 400 درصد بدست آورد. اين كوپن‌ها (يا تمبرها) تحت يك قرارداد پستي جهاني ساخته شده بود كه به فردي در يک کشور اجازه مي‌داد هزينه بازگشت نامه يا بسته پستي از کشور ديگري را از پيش پرداخت کند. براي يک مدت کوتاه بعد از جنگ جهاني اول، نوسان در نرخ مبادلات ارزي باعث ايجاد اختلاف بين قيمت و ارزش باز خريد كوپن‌هاي برگشتي پستي در كشورهاي مختلف شد. به همين دليل آقاي پونزي متوجه شد که از هر کوپن مي‌ٱواند تنها چندين سنت بدست آورد و هزينه معامله تعداد زيادي کوپن‌ها بيشتر از ارزش وافعي آنها خواهد بود. او بازخريد كوپن(تمبر) را متوقف كرد ولي به جمع‌آوري پول سرمايه گذاران ادامه داد. وقتي كه واقعاً سود 50 درصدي به چند سرمايه‌گذار اوليه داده شهرت يافت و از نقاط مختلق کشور كشور پول‌هاي زيادي براي او رسيد. آقاي پونزي يك خانه شيك در بهترين جاي شهر خريد و سرمايه زيادي با بهره کم از بانک محلي‌اش، شرکت اعتباري هانور، گرفت.


نهايتاً طرح شروع به از هم پاشيدن كرد و باعث ضرر و زيان براي بانك و هزاران سرمايه‌گذار شد. هنگامي كه آقاي پونزي براي حساب‌هاي خود در شركت اعتباري هانور چك‌هاي بيش از اعتبار داد، كميسر بانكي ماساچوست به شركت اعتباري هانور دستور داد كه ديگر به چك‌هاي پونزي اعتماد نكند. شرکت از توجه به اين اخطار سرباز زد و حتي براي چك‌هاي بي اعتبار و سند و گواهينامه‌هاي ذخيره پولي تاريخ بانكي صادر كرد. چند روز بعد كميسيون بانكي، شركت اعتباري هانور را توقيف کرد و آقاي پونزي به جرم فريب پستي دستگير شد. در پايان، چالز پونزي بيش از 6 ميليون دلار به سرمايه گذاران بدهكار شد. كه اين مقدار براي آن زمان بسيار زياد بود. وي به خاطر فريب هم در دادگاه ايالتي و هم در دادگاه فدرال به 10 سال زندان محکوم شد.


 

 

 

 

نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384 ساعت 11:20 | لینک ثابت |