راستش تازگیها زیاد به این جمله برمی خورم که ما مطمئن هستیم که از یه راه دیگه یا از طریق یک کار دیگه هم می تونیم در خودمون و زندگیمون تغییر ایجاد کنیم. راستش این خیلی خوبه که این افراد لا اقل به فکر تغییر دادن زندگیشون هستند اما به نظر شما اون فرصت و یا به قول همون آدمها اون شانس کی سراغشون میاد؟؟؟؟
شاید لازم باشه من اینجا به خیلی از دوستانی که وبلاگومی خونند بگم که من قبل از کارم نمونه یه هم محض بوده. همی که سر جلسه پرزنتش فهمیده بود که کارمنطقیه اما با تمام وجودش مخالفت می کرد . همی که سر جلسه پرزنتش یه وری روی صندلیش نشسته بود و هی به پرزنترش می گفت خب که چی .همی که هرچی سوال بنی اسرائیلی بود از پرزنترش پرسید " اگه موقع پورسانت گرفتن من شرکت بمب بخوره تکلیف من چی میشه؟" همی که سرجلسات گروهی تشنج ایجاد می کرد و جلسه کاملا به یه میدون مبارزه تبدیل میشد. همی که نمی خواست قبول کنه آدمهایی که توی گروهشون داره می بینی فریب خورده نیستند.همی که اصلا به کارش اعتقاد نداشت و اونقدر افتاد و بلند شد تا ....
اگه واقعا یه کاری باشه که بتونه اینهمه تغییر در یه آدم ایجاد کنه یکی لطف کنه و این کار رو به من معرفی کنه . " کجاست یاری دهنده ای که مرا یاری کند؟" این چیزی که اینجا میگم رو الان و توی این لحظه از سراعتقادم به همه عزیزانی میگم که برای اومدن توی نتورک ما دودلند و شک دارن که آیا اینهمه تغییر رومیشه توی این کار بهش رسید؟ جوابش یه بله محکم و با اعتقاده. نمی دونم چرا تازگیها دستهایی رو که ما سمت دوستانمون از سر حسن نیت دراز می کنیم رو کمتر کسی میگیره. ملالی نیست .مگه نه اینکه اونی که بخواد بیاد میاد.
یه روز یه پسری از دختر یه کشاورزی خواستگاری می کنه .کشاورز میگه یه شرط داره و اونم اینه که من در طویله رو باز می کنم و سه تا گاو میان بیرون اگه بتونی دم یکی از این گاوا رو بگیری می تونی با دخترم ازدواج کنی.
پسر منتظر میمونه در باز میشه یه گاو گنده میاد بیرون پسره با خودش میگه گاو خوبیه ولی شاید دومی بهتر باشه پس اجازه میده گاوه رد شه. دومین گاوه که از طویله میاد بیرون بزرگتر از اولی و پروارتر از اون بوده پسره میگه دومی که از اولی اینقدر بهتر بوده پس حتما سومی باید یه چیز توپ باشه . سومین گاوه لاغرترین گاوی بود که پسر تا امروز به چشمش دیده بود پسره میگه این آخرین شانس منه و نباید از دستش بدم موقعی که گاوه از کنارش رد میشه تا میاد دمشو بگیره می بینه گاوه دم نداره.
دیگه فکر نکنم با خوندن این داستان ما خیلی راحت از کنار شانسهایی که به ما رو می کنند بگذریم.
![]()

