تبليغاتX
زندگی بهتری داشته باشیم - مرور خاطرات
 

امروز داشتم  دفتری رو که توش صحبتهای لیدرامون رو نوشته بودم می خوندم که دیدم از قول یکی از لیدرای محترم (ددی احسان)  توی دفترم اینو نوشتم :

اگر به من بگویی ، فراموش می کنم

اگر به من نشان دهی ، به خاطر می سپارم

اگر مرا درگیر کنی ، آنگاه درک خواهم کرد.

راستش مرور دوباره این یاد داشتها باعث شد که منم با افکارم کمی درگیر بشم ، شاید تازگیها خیلی از بچه ها درباره اهدافشون حرف می زنند اما وقتی بی مقدمه توی یه جمع بزرگ از بچه هامی پرسی که اگه الان 100000000 داشته باشی چه می کنی ؟ من من می کنند و برای اینکه جواب سوالو داده باشند فوری می گند خونه ، ماشین ، موبایل. شاید هنوز خیلی از ماها اهدافمونو ریز نکردیم برای خودمون ، شاید هنوز باور نداریم که میشه، شاید فکر می کنیم از پسش بر نمیایم، شاید هنوز ...

یادمه یه بار ددی می گفت ما باید مرتبا از خودمون 4 تا سوال بپرسیم و اینکه درصدشون باید ۱۰۰ باشه اون سوالا اینا هستند:

داریم چه کاری انجام میدیم؟

داریم با چه کسایی کار انجام میدم؟

چه احساسی از کاری که داریم انجام میدیم داریم؟

و اینکه ما کجای کارمون قرار داریم؟

ومهمتر ازهمه  اینکه در دل این سوالات باید ما احساس شادی و لذت هم به عنوان یه گنج بزرگ نهفته داشته باشیم و مرتب باید مواظب باشیم که از درصد جوابای این سوالا کم نشه.

اینکه انگیزه و اشتیاق به کار تنها زمانی در ما به وجود میاد که دقیقا جواب این سوالا رو بدونیم و هدفمون کاملا مشخص باشه. اینکه واقعا اون چیزایی که من می خوام هدفمه یا هوسمه فقط و فقط خودم میدونم.اینکه من باید به هدف کوتاه مدت و بلند مدتم برسم فقط وفقط به شخص خودم بر میگرده. و اینکه آیا من مسئول اهداف و آرزوهام هستم یا نه؟ گاهی وقتا یادمون میره که زندگی به ما همون چیزی رو  میده که ما می خوایم. اینکه تو برای رسیدن به خواسته هات چقدر اصرار بورزی بازم به عمق اهدافت بر میگرده ، اینکه  اهدافتو سطحی در نظر نگرفته باشی.

فکر می کنم وقتی همه ما به این مرحله رسیده باشیم دیگه جا نمی زنیم، دیگه خسته نمی شیم ، دیگه بهانه نمیاریم ، تمام تمرکزمون به کارمونه .اینکه کارم رو درست و اصولی انجامش بدم ، درباره کارم با بالا دستیهام مشورت کنم ،یا اینکه نقط ضعفمو کمرنگ کنم و نقط قوتو تقویت و خیلی کارای دیگه که همه ما میدونیم چیه اما گاهی وقتا یادمون میره  انجامش بدیم. نمی دونم کتاب شازده کوچولو رو خوندید یا نه؟ یه جایی که شازده کوچولو از روباه یاد میگره که فقط با چشم سر نبینه به این درک میرسه که باید مسئول گلش باشه. فکر می کنم زمان اون رسیده که ما هم مسئول گلامون باشیم.

حالا گلاتون چیا هستن ؟

                                                                                                                           پاسارگاد

 

نوشته شده توسط عباس در دوشنبه هشتم اسفند 1384 ساعت 11:57 | لینک ثابت |