به آرامي آغاز به مردن مي کني،
اگر سفر نکني،
اگر چيزي نخواني،
اگر به اصوات زندگي گوش ندهي،
اگر از خودت قدرداني نکني.
به آرامي آغاز به مردن مي کني،
زماني که خودباوري را در خودت بکشي،
وقتي نگذاري ديگران به تو کمک کنند.
به آرامي آغاز به مردن مي کني،
اگر برده ي عادات خود شوي،
اگر هميشه از يک راه تکراري بروي،
اگر روزمره گي را تغيير ندهي،
اگر رنگ هاي متفاوت به تن نکني،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نکني.
تو به آرامي آغاز به مردن مي کني،
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
از چيز هايي که چشمانت را به درخشش وا مي دارند
و ضربان قلبت را تندتر مي کنند،
دوري کني.
تو به آرامي آغاز به مردن مي کني،
اگر هنگامي که با شغلت يا عشقت شاد نيستي،
آن را عوض نکني،
اگر براي مطمئن در نا مطمئن خطر نکني،
اگر وراي رويا نروي،
اگر به خودت اجازه ندهي حداقل يک بار در تمام زندگيت وراي مصلحت انديشي بروي.
امروز زندگي را آغاز کن
امروز مخاطره کن
امروز کاري بکن
نگذار که به آرامي بميري
شادي را فراموش نکن

